در مدتی که نیرو های امریکایی ودر مجموع غربی ها دچار اشتباهات فاحش می شدند وهرروز خون برخون می افزودند .هرروز فاجعه ای دمی آفریدند.ذهنیت منطقه گرایی حکومت افغانستان نیز افزایش می یاف تو کوشش می شد تا به غربی ها نیز نشان دهد که در صورت ضرورت ما می توانیم منافع خویش را ازراه هم گرایی منطقه ای بدست اوریم . 

اما پرسشی که ایجاد می شود انست ک هآیا سیاست های اقای کرزی درارتباط منطقه ای ازبار عقلانی ومنطقی برخورداربود؟ .ةاقای کرزی بر اساس شناخت دنیا ومنطقه چنین سیاستی را اتخاذ کرده بود یا آن که یک حرکت عکس العملی در قبال کشور های غربی بود ؟

   واقعیت آنست که در تاریخ کشورما به ندرت اتفاق افتاده است که سیاست مداران کشور ما بر اساس یک عقلانیت سیاسی موضع گرفته باشند وکنش های سیاسی را برآن اساس اتخاذوانتخاب کرده باشند. سیری درکار نامه ی سیاسی دولت مردان کشور می توان این واقعیت را بوضوح دید وبرآن موضع گیری ها تاسف خورد. البته حکومت اقای کرزی این شانس طلایی را داشت که دولت ایران زودتر مواضع خودرا اعلام کرد وبا بستن راه ترانزیت تیل بروی افغان ها نشان داد که برای آن کشور منافع ملی ازهمه چیز مهم تر است والبته این خود یک عبرت نیز است که سیاست مداران ما در پشت لبخند ها ،نیات های نیک یا بد سیاسی را بنگرند واین همه دل و دین را در گرو لبخند ها نگذارند دلربایی های سیاسی را چنان جدی نگیرند، توازن در سیات خارجی را از دست ندهند اسپ سیاست به یک سو نرانند . البته این امر به معنای نادیده انگاشتن منافع کشور های همسایه نیست وکسی هم باورمند نیست که حکومت افغانستان به تعبیری تیغ ازرو ببندد وبا همه کشور ها از در مخاصمت ومعاضدت درآید وهمه را به یک چوب براند یا ان که با لبخند یکی با دیگر ازدر کینه درآید؛ بلکه مردم افغانستان ورسانه های کشور بدین باوراند که حکومت افغانستان باید راه متوازن ومطلوب سیاسی را درپیش گیرند لیکن این سخنان برای کسانی که رابطه ی  فوق دپلماسی را می پسندند ومنافع شخصی برتر از اوویت های سیاسی تعریف می شود  این گونه سخنان را بر نمی تابند  وده ها صغرا، کبرا می چینند تا القا کنند که رابطه با کشور های همسایه با هزار ویک دلیل ارجح تر از سایر کشور ها است؛ اما کشور های همسایه وعملکرد انها نشان داده است که نباید پای از گلیم خویش فراتر گذاشت ومافع ملی را فدای احساسات کرد. دریکی از کتاب هایزچاپ مطلبی جالبی را می خواندم که درباره ی علت سقوط حکومت ظاهر شاه نوشته شده بود درآن کتاب آمده بود که بعد از کودتای داود خان، ظاهر شاه در سفر ایتالیا به سر می برد وقتی حکومت او سقوط کرد ظاهر شاه درایتالیا ماند وپول کافی در اختیار نداشت که برای خود خانه ای تهیه کند. شاه ایران برای او خانه ای دران کشور خرید وظاهر شاه درآن خانه زندگی می کرد .نویسنده اظهار تاسف کرده  بود که چرا شاه ایران به چنین کاری دست بزند وپولی که ازآن مردم ایران است برای مصرف شاه فراری افغانستان خرج کند . به دید نگارنده بهترین موضعی است که یک فرد نسبت به منافع ملی وسرمایه مردم خودداشته باشد. هر کسی که نسبت به خود ، مردم خود ومنافع ملی خود می اندیشد باید حساسیت داشته باشد . حال رفتن اقای  کرزی به روسیه واقعا درراستای منافع ملی کشور انجام شده است ؛پرسشی است که پاره ای تحلیل گران بداآن را یک گام مثبت اما دیر هنگام می دانند. اگراقعا اقای کرز بدین امر تفطن یافته باشد که برای بدست اوردن منافع ملی خود رابطه ای متوازن بر قرار کرد واز یک سو نگری واتکا به یک کشورپر هیز  امر ممدوح ومطولبی است گرچه زمان زیادی سپری شده است ومی طلبید که حکومت زودتر ازاین ها در صدد ایجاد رابطه با سایر کشورها می بودتا مشکلات فراروی کنونی زندگی مردم را تحت تاثیر قرار نمیداد.این آینده نگری وحزم از چند جهت برای کشور ما مهم ئحیاتی است .

   یک؛هر تحلیل گری وقتی به تحلیل اوضاع سیاسی وتاریخی افغانستان می اندیشد جغرافیای کشور رااز نظر دور نمی دارد هر گاه تحلیل سیاسی بدون بار شناخت جغرافیایی کشور باشد، مبتنی بر واقعیت های کشور نیست. نمی توان آن را مقرون به صحت خواند. بنابراین محدودیت های جغرافیایی ما ایجاب می کند که از سیاست های یک سویه بپرهیزیم  ودر سیاست های خارجی خود توازن را بر قرار کنیم .دوم این که کشور ما درشرایط خاصی به سر می برد ما ازیک وضغیت نا مطلوب وخشونت آفرین رهایی یافتیم اما هنوز تا شرایط استقرار فاصیله داریم درین دوران کذار کوچک ترین حادثه شرایط گزاررا دشوار تر می سازد وبرای آن که این دشورای هار پشت سر بگذاریم لازمست که حکومت کمال احتیاط را در ارتباط های خارجی خود مد نظر داشته باشد.ما وقتی به کودکان خود می آموزیم که افغانستان کشوری است محاط به خشکه ؛این محاط به خشکه بودن به معنای آن نیست که مردم نماز استسقا بخوانند واز خداوند طالب باران باشند؛بلکه ایجاد این ذهنیت است که ما در محدودیت ومعذوریت های گونا گونی به سر می بریم برای آن که درست زندگی کنیم باید درست فکر کنیم؛ گاهی می طلبد که ما برجوش احساسات خود اب عقلانیت بپاشیم وبرای منافع ملی خویش رابطه ی متوازن ومطلوب سیاسی را برگزینیم . البته برخی رویکرد های سیاسی احکومت آقای کرزی در قبال همسایگان بسیار مطلوب بوده است .اتهام هایی که به ایران وارد شده است که اسلحه در داخل افغانستان می فرستاند یا ان که مهاجرین افغانی ادرآنجا آزار می بینندحکومت کوشیده است تحلیل های رسانه ای راباتحمل وتامل بشنود وشیبایی از کف از کف ندهد تا این جا بسیار مطلوب بوده است اما وقتی ارتباط با همسایگان باعث کم رنگ شدن ارتباط های بین المللی می گردد دراین وقت است نقدی برحکومت وارد است وباید سیاست خارجر افغانستان حال توازن را ازدست ندهد ویکی را فدای دیگری نکند.