بازی گران وبازی گردانان صلح درافغانستان
بررسی رخداد های سیاسی کشور در صد سال اخیرنشان می دهد که ایجاد روند های سیاسی در کشور همیشه متا ثر از بیرون بوده است.اگر این بررسی از زمان حکومت امان الله خان در نظر گرفته شود به سهولت دست خارجی هارا در ایجاد یا به انحراف کشیدن آن روند ها می توان مشاهد ه کرد. مردم افغانستان دردهه ی دوم قرن بیستم به رهبری امان الله خان به پیروزی رسید اما خلاقیت وابتکار سیاسی ای که از سوی امان الله خان در پیش گرفته شده بود دیری دوام نیاورد؛ کم ترازده سال این روند تغیر یافت وحکومت مردمی امان الله حان توسط توطیه های خارجی به شکست انجامید؛سردار نادر خان به صورت دیگری بر مقدرا ت کشور تسلط یافت
با.پایان دوره حکومت امانی این قاعده را در کشور ایجادشد ؛ چنانچه ازآن رز تا کنون همه بازی های سیاسی یا از سوی خارجی ها ایجاد شده است یا آن که در نهایت بدست خارجی ها گرفتارآمده است . حوادثی که در دهه ی دموکراسی اتفاق افتاد وبی ثباتی ناشی ازآن (بی تردید)بر خاسته از دخالت های عوامل خارجی در کشور بود.غرض از مطرح کردن این قاعده نیزاینست که حوادث اخیر در کشوررامی توان براساس همین قاعده ای تاریخی به ارزیابی نشست.
بعد از قوت گرفتن طالبان در افغانستان ذهنیت ایجا دصلح با آن گروه نیز بوجود آمد؛حکومت افغانستان برای کاستن از بار نا امنی ها در کشور کوشید تا با ایجاد راه کار هایی، طالبان را از سیطره وتسلط گروه القاعده بیرون آورندوآنان را به عنوان شهروندان این کشور به سوی امنیت وثبات بکشانند؛ دراین راستا گام های عملی چون تدویر جرگه صلح منطقه ای وایجاد کمیسون صلح به ریاست آقای مجددی ایجاد گشت با بتواند زمینه های باز گشت طالبان را فراهم آورد به موازات این حرکت ها، پاکستنانی ها دست از دخالت برنداشتند گرچه در ظاهر مدعی بودند که درراه صلح گام بر می دارند.دخالت پاکستانی ها گرچه محسوس وملموس بود ولیکن نتوانسته بودند ابتکار این روند را بدست گیرند. شاید تصور مقام های پاکستانی آن بود که تلاش های دولت افغانستان به آنجا نخواهد رسید که بتواند به ایجاد صلح طالبان منجر گردد لذا مترصد بودندکه بنگرند که پیش می اید ؛اما اصرار اقای کرزی مبنی بر ایجاد صلح با طالبان باعث گردید که پاکستانی ها دست در کار شوند تا بتوانند ابتکار این روند را بدست گیرند ودر وافع رهبری کننده ای روند صلح در افغانستان باشند.توقف روند صلح با طالبان در دو صورت برای پاکستانی ها مد نظر بوده است.
یک؛عمل برسنت گذشته: تجهیز طالبان از سوی پاکستان به مثابه ی یک سنت در آمده است وآن همان تقویت گروه طالبان وتجهیز بیش از پیش آن هاست چنان چه در چند سال گذشته به همین گونه عمل می کرده اند. روش دوم گرفتن ابتکار صلح از دست دولتمردآن افغانستان واعمال نفوذ در آن بود.البته مقام های استخبارات ان کشور به این امر توجه داشته اند ومی دانند که همانند گذشته عمل کردن توام با هزینه هایی گزافی است که ممکن است دولت پاکستان از عهده ای آن برنیاید لذا روش جدیدی را که در پیش گرفته اندکه با موفقیت همراه بوده است.اما حال این ابتکار چه بودکه دولت افغانستان آن را ازدست داد ودر واقع برفتن به سوی قاعده ای بودکه درتاریخ افغانستان امر شناخته شده ی است. برابر اظهارات مقام های امنیتی که از کار بر کنار شده اند ساز مان اطلاعات پاکستان همواره تلاش داشته است تا کسانی از سمت های شان بر کنار شوند که در برابر آنان سر تعظیم وتسلیم نگذاشته در شرایط کنونی مقام های امنیتی که اندک به خود متکی بودند ومی خواهند چهره ای ملی داشته باشند به نظر مقام های پاکستانی قابل قبول نبودند بنا براین کوشیدند با هر گونه طرفه وترفندی که شده است آنان را از سرراه خود بردارند. استعفای مقام های امنیتی کشور در حقیقت بیرون شدن ابتکار جریان به اصطلاح صلح ازدست آقای کرزی وواگذاری آن بدست دولت پاکستان بود
اما این که چرا این قاعده از دیر زمان در کشور ما جریان دارد وبررغم گذشت زمان این قاعده تغیر نیافته است؛ پرسشی است که ارایه پاسخ بدان چندان اسان نیست ؛زیرا تثبیت این قاعده در کشور مبتنی بر پایه های گونا گون است که در هر زمان عوامل موثر خودرا دارا بوده است
از جمله می توان به چند مورد اشاره کرد
1-توهم اندیشی سیاست مداران کشور :برخی موارد پیش آمده است که سیاسیت مداران کشورتوهم کرده اند که اتکا به خارجی ها می تواند آنان را نجات دهد یا تکیه به خارجی ها می تواند گرهی از کار آنها بگشاید ؛ اما در فرجام به این نتیجه دست یافته اند که راه اشتباه را در پیش گرفته بودند؛ زیرا خارجی ها نه تنها آنان را دررسیدن به مقصد شان همراهی نکرده اند که بر دشواری ها بیش از پیش افزوده است.وضعیتی جاری درکشوربراساس همین توهم اندیشی است .آقای کرزی از یک سو خارجی هارا متهم می کند که کار هایی رابدون اجازه دولت افغانستان انجام می دهند اما در مقام عمل نیز بدون این که انتقاد های رسانه های گروهی را بشنود ویا پیشنهاد های نهادهای سیاسی را در نظر گیرد به کاری مبادرت می ورزد که صرف مبتنی بر سلیقه ی شخصی او استوار است، ودر نهایت به خارجی ها اتکا می کند در فرجام ضرر وزیان آن متوجه تمام مردم افغانستان می شود در حالی که در اغاز آن روند کمترین نقشی برای مردم ونهاد های وابسته به مردم در نظر گرفته نشده است در حوادث اخیر نیز همین گونه عمل کرده است. نه در تدویر جرگه ی مشورتی صلح نهاد های مدنی را در جریان قرارداده وباآن ها به مشوره ی جدی پرداخته است ونه هم در استعفای مقام های امنیتی سخن رسانه هارا شنیده است ودر نتیجه امروزآگاهانه دردام سیاست های پاکستان سقوط کرده است.
2-نا آگاهی مردم. بدون تردید آگاهی ونا آگاهی مردم در تصمیم گیری های حکومت ها نقش عمده دارد ؛ اگرحکومتی قدرت خوش را ازآن مردم می داند به هر نحوی می کوشد مردم را درجریان کار هایی که انجام می دهد قراردهد تا مردم در تحقق آن هدف ها حکومت رایاری دهد؛ اما حکومت هایی که خودرا عقل کل می دانند وخودرا بی نیاز از دخالت مردم می انگارند، کم ترین نقشی برای مردم قایل نیستند وبا این تصور که آنها همه چیز را می دانند، دراین گونه حکومت ها اگر مردم از آگاهی لازم برخوردار باشند به هر نحوممکن دولت را از تصامیمی که گرفته است منصرف خواهند کرد؛اما وقتی مردم آگاه نباشند ومنافع خویش را نتوانند تشخیص دهند دولت ها براس منافع خود عمل می کنند وزیان متوجه مردم می شود. اماگاهی ناآگاهی مردم سسب می شود که د ولت های مردمی به سقوط کشیده شود همانند سقوط دولت امانی وگرفتار شدن سر نوشت مردم بدست سر دمداران مزدور وخود فروخته.
3- توطیه خارجی:گاهی حکومت ها می خواسته اند برای مردم خدمتی انجام دهند وگامی درراه توسعه کشور بردارند اما خارجی ها باانواع ترفندها کوشیده اند آن روند را متوقف کنند، بهترین مثال را می توان ازسقوط حکومت امانی اورد. شکست انگیس ها در افغانستان آن هارا از تحریک احساسات مردم باز نداشت وکوشید با سوی استفاده از آن احساسات مردم رابر ضد امان الله خان بشورانند.اما سخن اصلی دراین جاست که اگر حکومت ها درگذشته دچا ر این گونه اشتباهات می شدند شاید بتوان آن را بدلیل کم بود ن امکانات واطلاعات مقصر ندانست اما بسیارسخت است که حکومت امروز همان اشتباهاتی را تکرار کنندکه حکومت ها دریک قرن گذشته تکرارکرده اند آنچه واضح است این که حکومت کنونی همانند گذشته اشتباهی را مر تکب می شودکه حکومت های گذشته مر تکب شدند وتاوان آن را مردم افغانستان پرداختند.می توان گفت که مردم افغانستان از یک سوراخ چندین بار گزیده شده اندواین بار نیز گزیده می شوند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۹ ساعت 13:56 توسط سید مظفر دره صوفی
|