هويت های سيال ومنافع متصلب
بسياري ازارزش ها نيز ويژه ي اي كشور است كه براي ساير كشورها چندان محل از اعراب ندارد . اگر در امريكادموكراسي ليبرال يك ا رزش است درايران اصل ولايت فقيه يك ارزش شمرده مي شود. يك اصل سياسي است بر مبناي آن حكومت تشكيل داده اند وآن را مبناي داوري ميان خود ومخالفان خويش مي داند تا وقتي كه با اصول مسلم حقوق بشردر تضاد قرار نگيرد براي ما قابل احترام است- ما به عنوان يك افغاني كه منافع خويش راداريم چگونه بايد با اين ارزش ها مواجه شويم در مقام دفاع ازارزش هاي دموكراسي ليبرال ازيك امريكايي پيشي گيريم وخودرا دموكرات تر ازيك امريكايي نشان دهيم وااگر چنين امري صورت گيرد يك امريكايي به حماقت ما نخواهد خنديد.اگر چنانچه امريكايي نخندد باز هم يك امر صواب ومطلوب است ؟ اگر اصطلاحاتي كه يك ايراني براي كوبيدن مخالفان خود سود مي برد عين همان اصطلاحات را ما به كار ببنديم ايا نشان ازمزدوري ياجهل ما ندارد؟ ما باايراني ها قرابت وپيوند هاي ديرينه فرهنگي وديني داريم اما امروز مشكل ما مثل مشكل ايران ه نيست ؛ نفع وضرر ما نيز همانند ايراني ها نيست.ما با حفظ آن پيوند ها باز هم افغاني هستيم وايران ايراني . تمام اهل مطبوعات ورسانه هاي كشور مي دانند كه انتقاد يك ايراني از دولت افغانستان همانند يك افغان نيست در رسانه هاي آن كشور از ما وحكومت افغانستان يك چهره اي دست نشانده ومزدور به نمايش گذاشته مي شود.اگر چنانچه اين پيوند انساني چنان كاهش بيايد كه يك افغاني از حكومت ايران چنان به دفاع بپردازد كه يك مقام ايراني مي پردازد معناي آن اين است كه رابطه اي ما از شكل وصورت رابطه اي متقابل وانساني به مرز وابستگي ومزدوري رسيده است . مزدوربودن نيز همانگونه براي امريكا زشت نا بخردانه ونا پسند است مزدوربراي ايران نيز چنانست. هر وقت شخصيت آدم چنان خرد ولگد مال شود كه هويت واصالت هاي انساني خودرا در بازد اين در باختن به هر كجاباشد منفور ومذموم است.متاسفانه چيزي كه امروز در برخي مطبوعات ورسانه ها ديده مي شودرواج ورونق اين بي هويتي است. رسانه ها در كشوري كه بوجود مي ايند تا بتواند درراستاي منافع ملي همان كشور گام بردارد وتثبيت كننده اي هويت ملي خود باشد؛ اما در كشور ما رسانه مسخ كننده اي هويت ملي وچه بسا هويت ستان شده اند .