سلام به بهار وسلام به سال نو

بخش اول

   باآمدن نوروز، طبیعت جان می گیرد وبه تکاپو می افتد. به تدریج طبیعت رنگ عوض می کند، تغیر سراپای طبیعت را فرا می گیرد، ما انسان ها به تعبیر وتعریفی جزیی ازاین طبیعت خاکی هستیم، چه بهتر کمی از این طبیعت درس بیاموزیم وپند گیریم وتلاش ورزیم وکوشش کنیم که حد اقل تغیری در وجود خود آوریم. تغیرطبیعت با نوروز آغاز می شود اما تغیر در وجود ما با اراده واخیتار خودما صورت می گیرد. این هم امتیازی است که خداوند در وجود ما نهاده است که برتر از طبیعت باشیم گرچه دراین طبیعت زیست می کنیم. سپاس گزار همه نعمت ها ومواهب باشیم که خداوند جهان مارا صاحب اراده خلق کرده  تغیروجود مارا منوط ومربوط به اراده واختیارما قرارداده داست.

    به روزهای آغازین سال جدید قرار داریم، حتما این پرسش برای کثیری از ما بوجود می آید که سال گذشته را چگونه سپری کردیم وبا چه مشکلاتی دست وپنجه نرم کردیم و دراین سال با خود چه قرار گذاشته ایم که چه کارهایی را انجام دهیم؟

   در سال گذشته به چه بسا کارها یی پرداختیم که نیمه تمام ماند یا نتوانستیم به اهداف خود دست بیابیم یاانکه اهداف ما بلند پروازانه بود که دست یابی به آن مشکل بود یا آن که موانعی باعث شد که نتوانیم به هد ف های مان برسیم. هر موفقیتی بسته به میزان تلاش وتکاپوی ما از یک سوی وشناخت آسیب ها، وموانع ودست وپنجه نرم کردن دررفع آنها از سوی دیگر است .

نکته ای را که همیشه فراموش می کنیم آنست که به کاری که انجام می دهیم چقدر هزینه می کنیم، چقدر وقت می گذاریم، چقدر با دید جدی می بینیم.

   هیچ گاه به نگاه منتقدانه با خود مواجه شده ایم یانه؟ هیچگاه کار خود را مورد ارزیابی وتحلیل قرار داده ایم، واگر تا حال ویا درسال گذشته "به خود ارزیابی" نپرداخته ایم امید که سال جدید این فرصت را فراهم آوریم که با دید منتقدانه به عمل کرد خود بپردازیم  تاسال آتی نیکو تروکم خطاتر باشد.

   از خود بپرسیم که اصلا فرصتی برای خود فراهم کردیم که خود را در معرض پرسش های خود قرار دهیم واین سوال را از خود مطرح کنیم که در جامعه نا هنجار وبیمار کنونی چقدرما در رفع بیماری های خود وجامعه تلاش کردیم یا آن که چون بسیاری  از مردم این دیار، دردام افکار، آرزو های دیگران افتادیم به تقلید از دیگران عمل کردیم وچون آنها نظر دادیم. دریک سخن کوتاه آیا ما ازکسانی بودیم که از نا هنجاری ها فرو کاستیم یا آنکه بران افزودیم؟ همه مقر ومعترف هستیم که ما در یک جامعه بیمار زندگی می کنیم. جامعه ای بیماری حتا نمی بیماری خود را نمی دانند. جامعه ای که درآن دروغ ،ریا و مردم فریبی،خود فریبی وزیر پای دیگران را خالی کردن وده ها خصلت های منفی دیگر الوده وآغشته است.

ادامه دارد...