مرده ریگی به نام دیورند!
این که حکومت پاکستان چه خواسته هایی دارد این مقام ابراز نظر نکرده است اما، در زمان حکومت کرزی ،یکی از مهم ترین خواسته هایی که ازسوی پاکستانی ها مطرح گردید به رسمیت شناختن مرز دیور ند میان دو کشور بود.
اگر مهم ترین خواست حکومت پاکستان به رسمیت شناختن مرز دیورند باشد این پرسش مطرح می شود که چرا حکومت افغانستان نمی خواهد این مرده ریگ را از کفش مردم بیرون کند، آرامش وامنیتی را که سالهای ممتد سلب شده است به این مردم و کشور برگرداند؛ وجود تنش دایمی به نام مرز دیورند چه نفعی برای مردم دارد که مردم نا خواسته و نا دانسته قربانی آن شوند؟
هیچ مشکلی در جهان نیست که راه حلی برای آن وجود نداشته باشد. دیورند هم تنها مرزی نیست که از دوران استعمار انگلیس باقی مانده است، بسا از کشورهایی که بعد از زوال قدرت های استعماری با چنین مشکلاتی مواجه بوده اند، اما با درایت ودور اندیشی سیاسی و عنایت حکومت ها به منافع ملی کشور شان ،با رجوع به نهادهای بین المللی مشکلات مرزی خود را حل کرده اند. چرا باید حکومت افغانستان از حل این معضل عاجز باشد و یک ملت و کشور را در چرخه خشونت تاریخی نگاهدارد؟
در شرایط کنونی وبا توجه به خشونت فرسایشی که وجود دارد، حکومت افغانستان اگر اراده ای برای حل این معضل داشته باشد، حتما می تواند براین مشکل فایق آید، و برای همیشه این درد سر مزمن را رفع کند.
نخستین راه حل آنست که به آرای مردم رجوع کند. اگر حکومت افغانستان خود را یک نظام مردمی می داند،باید به رای مردم احترام نهد وپیشنهاد های مردمی بپذیرد. راه حل مراجعه به آرای عمومی یا رفراندوم از شناخته شده ترین راه حلهایی است که برای بسیاری از منازعه های داخلی وبین المللی استفاده می شود. ، حکومت هم بایدتابع رای مردم باشد وهر چه مردم پسندید همان را بر گزیند.
راه حل دوم آنست که ازطریق مراجعه به نهای های بین المللی می توان به مشکلات مرزی میان دو کشور خاتمه بخشید. رفراندوم از مردم آن طرف مرز دیورند می تواند راه حلی دیگری باشد که مردم آنسوی دیورندحاکمیت کدام کشوررا می پذیرند.
حکومت افغانستان می تواند درین راه نیز پیش قدم باشد و بر ای مردم آن سوی دیورند احترام بگذارد و به نام آن طرف مرز، مردم افغانستان را بیش ازاین درسراشیب سقوط قرار دنهد. گرچه گفته می شود که حکومت پاکستان به دلیل نزاع تاریخی ای که باهندوستان دارد می خواهد افغانستان به حیات خلوت آن کشور تبدل گردد. اما به نظر می رسد که اختلاف کانونی میان دوکشور اختلافات مرزی برجای مانده از زمان استعمار انگلیس است. گرچه به عقیده برخی نویسندگان افغان، هیچ مشکلی بر سر مرز دیورند وجود ندارد، هرچه بوده است درزمان عبدالرحمن خان حل شده است براساس قوانین بین المللی حکومت حق ندارند که قرار داد های حکومت گذشته رای زیر پیاد نهد وادعای جدید ی مطرح کنند. اما گرایش های تند قومی درهردو طرف مرزباعث شده است که این مشکل هم چنان بدون راه حل باقی بماند. حال هم با تجربه تلخی که حکومت افغانستان در پانزده سا ل گذشته داشته وهم چنان توسعه نایافتگی تاریخی که مردم افغانستان با آن مواجه بوده است، دو گزینه بیشتر فراروی حکومت افغانستان است، یکی انکه به نهاد بین المللی مراجعه کند در صدد حل اختلافات میان دو کشور باشد. دو، آن که سالهای متمادی دیگری ازجنگ وخشونت ودرنده خویی را برمردم افغانستان تحمیل کند.
این سازو کار به همان ضرب المثلی می ماند که" برای کشتن کیکی پوستین را آتش بزند"!. حال این کیک مرز دیورند است وپوستین تمام مردم افغانستان. آیا عقل هیچ آدم عاقلی حکم می کند که برای شناختن یا نشناختن مرزی، مردم یک کشور رنج بکشند در مصیبت دایمی گرفتار باشند؟
به هرحال به نظر می رسد که حضور دو قدرت جهانی درمذکرات صلح میان دو کشور،فرصتی مغتنمی بوجود آورده است که حکومت افغانستان از پوست وپوستین تعصبات قومی بیرون آید و به اختلاف های میان دو کشور با دید منافع ملی بنگرد و نگذارد که این مردم بیش ازاین گرو گان ذهینت های قبیله سالار بماند وهم چنان رنج خشونت را تحمل کند.
گاهی آدم نسبت به اظهار نظرهای غیر مسئولانه حکومت نسبت به برخی رخداد هاتعجب می کند. در سال گذشته تعداد زیادی از جوانان تحصیل کرده از کشور خارج و راهی کشور های اروپایی شدند، این مهاجرت دسته جمعی برای کشور عقب مانده ای مثل افغانستان، که شدیدا به نیروهای جوان نیازمند است ،ضایعه اسف باری بود،اما رئیس جمهور اشر فغنی به جای آن که به ر یشه یابی این مهاجرت جمعی بپردازد و با دید عمیق تری نسبت به این پدیده بنگرد، مهاجرت کنندگان را به باد ملامت گرفت وانتقاد تندی برآنها وارد آورد. امروز آن فرصت فراهم آمده است که رئیس جمهور به عواقب خشونت ورزی های طالبان وبه نتیجه اختلافات دو کشور با دیدگاه دقیق تر نگاه کند، اگر صلح میان دو کشور بر قرار نشود و گروه طالبان هم چنان در خدمت اهداف پاکستان باقی بمانند، سرنوشت این مردم وکشور به کجا خواهد انجامید؟
این تصورهم بایدبرای حکومت ایجاد شود که افزایش آگاهی در نسل جوان میان حکومت ومردم فاصیله بیشتری خواهد افگند و روزی خواهدر سید که حکومت از یافتن افرادی برای سربازی با مشکل مواجه خواهدشد. آنروز است که نا گزیری هایی بر حکومت سایه خواهد افگند و رسیدن به ر اه حل ها را دشوارتر خواهد کرد.