تکرار تاریخ با مردم فاقد ذهنیت تاریخی
مردم افغانستان تلخی هایی زیادی را تجربه کرده و زندگی نکبت باری را پشت سر گذاشته اند،گاه زندگی اسارت بار زیر سایه حکومت های استبدادی از نوع حکومت های فردی را پشت سر گذشته اند وگاهی هم نظام سیاه طالبان وماقبل طالبان را تجربه کرده اند. اما بررغم این همه مصایب ومتاعب به گذشته خود به چشم عبرت ننگریسته واندرز لازم را نگرفته اند .
حکومت طالبان به نام مذهب و ملیت کم توهین به این مردم نکردند وکم تحقیرروا نداشته اند.
حد اقل مردم مزار شریف، میمنه، شبرغان وبسیاری از نقاط شمال کشور به یاد دارند که حکومت طالبان حتا سربلند کردن مردم را بر نمی تابیدند، کسانی را که با سر افراشته راه می رفتند تحقیر می کردند، توهین می نمودند ومورد بد ترین استهزاها وتحقیر قرار می دادند.
اگر آن روزگار سیاه به یاد مردم بود واگر ازآن روز های نفرت انگیز خاطره و یادی در اذهان باقی می ماند، حتما امروز رو در روی هم قرار نمی گرفتند وبخاطر پاره شدن یک عکس ،خون یک دیگررا نمی ریختند وجان انسانی را قربانی خود خواهی های خود نمی کردند.
چون ذهنیتی تاریخی وجود ندارد، چون درس عبرت نگرفته اند، غرور خود خواهانه آنها را ازدرک وضعیت کنونی نیز بازداشته است.
غرور و تعصب جاهلانه، بینایی وبصیرت وتیز بینی را در آدمیان از میان می برد و خوی درند گی، سرکشی وطغیان را به او ارزانی می کند. اگر اندکی بصیرت وتیز بینی وجود می داشت ، این درک بوجود می آمد که هنوز سایه سنگین طالبان در نزدیکی هر ده وقریه به چشم سر دیده می شود، هنوز فاصیله میان طالبان وشهرها به چند ده متر بیشتر نمی رسد، طالبان با سرباز زدن ازمذاکره با حکومت افغانستان نیت خون ریزی بیشتررا در سر می پرورند و بهار خونینی را باید منتظر بود که طالبان چه برسر این مردم می آورند .
طرفداران جنرال دوستم نباید از یاد ببرند که وجود دوستم برای بسیاری ها ناپذیرفتنی است، بسیاری ها در کمین نشسته و دندان تیز کرده اند که با خالی شدن پشت این جنرال او را به داد گاه بکشانند وبه نام نقض حقوق بشر محاکمه کنند.
دوستم هنوزعامل جنایات دشت لیلی به حساب می آید . بزرگ نمایی کشتار دشت لیلی به معنای پاک کردن دامن طالبان از کشتار مردم شمال است، همین که فرصتی فراهم گردد خون خواهان طالبان آستین بالا خواهند زد واین جنرال را به جرم نکرده محاکمه خواهند کرد.
برای تاجیک ها هم حوادث شمالی، بامیان دره صوف نبایداز جلو چشمان شان دور رفته باشد. اگر چنانچه فراموش کرده اند لازمست یک بار تاریخ را بخوانند تا بدانند که چه زندگی فلاکت باری را پشت سر گذشته اند . این ها حوادث ورخداد های تاریخ نه چندان دور این سرزمین است.
مردمی که مرارت وتلخی ها را باتمام وجود حس کرده باشند هیچ گاه کاری انجام نمی دهند که به گذشته بر گردند وتاریخ را تکرار کنند.
زندگی مسالمت آمیز وانسانی در گرو مراقبت های همیشگی ونگاه ونگره عبرت آموز به گذشته است. اگر مردم عادی وکم دانش وبی سواد هر جامعه از یاد می برند، بر نخبگان وفرهیختگان جامعه است که همیشه تاریخ را به یاد مردم آورند. رخداد های تلخ ودرد ناک را متذکر شوند تا مردم به پندارهای خود غرق نشوند.
اگر در کشوری حکومت مشروعیت ملی داشته باشد و مردم با دید عادلانه نگریسته شوند وهمه شهروندان دارای حقوق مساوی به حساب آیند، دراین صورت بر حکومت است که به سرنوشت مردم خود اندیشه کند همیشه تاریخ را به یاد مردم آورد وتلخی ها و درشتی های گذشته را نردبانی برای زیست مسالمت آمیز وانسانی آینده سازد.
اما وقتی حکومتی با مسئولیت ملی وجود ندارد، جهان بینی حکومت از سطح قوم وقبیله فراتر نمی رود و جز به سلطه قومی نمی اندیشد، این مردم است که خودبه زندگی خود با دید مسئولانه بنگرند. خود را بدست خود به هلاکت نیاندازند.عاقبت هر قومی توسط خود آن قوم تعین می گردد. اگر قومی جنگ وخشونت در پیش گیرد ،زندگی آرام وانسانی خود را دچار تلاطم های جاهلانه کند ،شکیبایی های خرد مندانه را کنار بگذارد واحساسات خام وجاهلانه را رهبر خود قرار دهد، بی تردید که گذشته تکرار خواهد شد ومردم به همان دامی خواهند افتاد که در گذشته افتاده بودند.
اگر در رخداد های شمال دستان توطیه گری هم دخالت داشته باشد و افکار واندیشه های پلیدی در نوشتن سناریوی شما دخیل دانسته شود، باز هم هردوقوم از افراد نخبه سیاسی وفرهنگی تهی نیست که گذشته را به فراموشی سپرده باشند، سایه دشمن مشترک را درنزدیکی های خود ننگرند و بر طبل خود خواهی چنان بکوبند که دشمن را جری تر سازند واندک آبادی وآبادانی که بوجود آمده را درمعرض خطر ونا بودی قرار دهند.