تروریسم ،ازتعریف سیاسی تا واقعیت
گاهی برای اصلاحات وکم کردن بار خطا صورت گرفته وگاهی هم برای استفاده سیاسی وکسب وجهه وکمایی کردن شان ومنزلت سیاسی بوده است.
اما نقد دوم که نقد فرهنگی است ، منتقدان از نگاه فرهنگی به حضور نیروهای بین المللی در افغانستان نگریسته اند که دردو سطح وسویه قابل طح است، یکی از نگاه های استواری که دراین مورد وجود داشته وهنوز به قوت خود باقی است این که: عملیات نظامی باید مناسب با کار فرهنگی صورت گیرد، مواضع ومکان هایی که از شر تروریست ها پاکسازی می شود ،نباید و نشاید که به حال خود رها شود، تبلیغات روشنگرانه صورت گیرد، مبانی ومواضع خشونت ورزان وتروریستان به مردم بیان شود، خطراتی که ظواهر فریبنده طالبان بردین اسلام وارد می آورد باز گو شود.
اما یکی از مهم ترین نقد فرهنگی به نگاه غربی درتعریف پدیده ای به نام تروریسم است.
سیاست مداران غربی ابتدا تعریفی از تروریسم ارایه کرده اند، ازان بر اساس تعریف خود عمل نمودند.
چون تعریف غربی ها از تروریسم با یک نگاه و نگره سیاسی ومنفعت محور صورت بندی می شود، عمل هم در همان جهت صورت می گرد. درحالی که تروریسم ابعاد پیچیده ای دارد و باید توسط کانون ها ومجامع فرهنگی تعریف شود وعملکرد سیاست مداران را آن تعریف جهت بدهد.
یعنی سران حکومت های غربی هم به تعریف تروریسم می پردازند وهم بر اساس تعریف خود عمل می کنند. در حالی که بسیاری از آموزه های دینی وفرهنگی به ما یاد می دهد که فهم وتعریف بهترمفاهیم را باید از فرد یا گروه وجمعی پرسید که از آزادی حد اقلی برخوردارباشد.
کسانی ذهن وضمیر خود را با منفعت آلوده اند و یا منفعت عینکی ویژه به چشم آنها زده و دینا را از پشت عینک منفعت می نگرند، چگونه می توان به تعریف دقیق ومنطبق به واقع بپردازند؟
لذا تعریف یک آدم غیر آزاد همراه بااغراض واهوا خواهد بود. ازین جهت زیاد نمی توان برآ ن تکیه کرد وآن را راهنمای عمل قرار داد.
آنچه در جهان اتفاق افتاده است ومی افتد،همین نگاه منفعت گرایانه وخود خودخواهانه به مفهوم تروریسم است.
با آن که بیش از یک دهه از بوجود آمدن تروریسم در جهان می گذرد،و شرق و غرب جهان تحت تاثیر عملکرد گروه های گونا گون تروریستی قرار گرفته است. اما تعریف روشن و قابل اعتنایی هنوز وجود ندارد. علت و یا دلیل اساسی وبنیادی هم آنست که سیاست مداران ومنفعت گرایان به تعریفی تروریسم پرداخته اند تا ازاین نمد کلاهی برای خود بسازند و یا گاهی پرده ای برروی منافع خود بکشند.
درنگاه بسیاری از سران کشورهای غربی، مبارزان فلسطینی تروریست هستند،حزب الله لبنان که برای آزادی سرزمین خودمی جنگد تروریست هستند، اما اسرائیلی که از زمین وهوا مردم بی دفاع فلسطین را مورد حمله قرار می دهد هیچگاه در عداد تروریستان در نمی آید.
در سوریه کنونی گروه هایی که به خشونت متوسل شده، جنایت های بی شماری را انجام می دهند، زمین وخانه های مردم را به آتش خشونت می سوزانند وخمپاره پرتاب می کنند ، به تخریب وویرانی اماکن عمومی می پردازند تروریست نیستند، چون وابسته به کشور های غربی هستند یاغربی ها چشم امیدی به آنها دوخته تا حد اقل منافع آنها را درآینده تامین کند.
. آنچه رئیس جمهور سابق امریکا گفته بود که: "هرکه با ما نیست علیه ما است". این نگاه شسته روفته وبرهنه یک سیاست مدار منفت گرای غربی به جهان است.
اشر فغنی رئیس جمهور افغانستان،در نشست مونیخ از عوامل چند نامبر ده است که باعث بقای تروریسم در منطقه وافغانستان شده است.او به این نکته اشاره کرده که برخلاف تصور غالب، در افغانستان جنگ داخلی نیست. آقای غنی،به نقطه حساسی دست گذاشته است. جنگ داخلی اصطلاح امریکایی ها برای تعریف طالبان است . باید اشرفغنی این نکته را یاد آوری می کرد که تروریسم با نگاه سیاسی وبامنافع کشور های غربی گره خورده است وتعریف آمیخته با منافع تعریف سقیمی است، که نه تنها به محو تروریسم کمک نکرده که تروریست ها را در حاشیه امنی قرار داده است.
غربی ها در مجموع، وامریکایی به ویژه ، نگاه منفعت طلبانه خود را بر تعریف تروریسم تحمیل کرده اند که درنتیجه باعث دوام عمر تروریسم در جهان واز جمله در افغانستان شده است.
تعبیر دیگری که ازسخنان رئیس جمهور کشور می توان کرد،آنست که نگاه سود جویانه به تروریسم است که باعث بقای گروه گونا گون تروریستی درجهان وافغانستان شده است.
وقتی به صورت مشخص به پدیده به نام "طالبان" نگریسته می شود. طالبان گروه تروریستی است که بر اساس منفعت کشورهای منطقه و غرب تعریف شده ، حضور پررنگ این گروه ناشی از تعریفی منفت محوری است که غربی ها ارایه داده اند ومی دهند.
رئیس جمهور افغانستان گرچه به صورت تلویحی به نقد تعریف غربی ها از تروریسم پرداخته، اما درنگ مناسب صورت نگرفته تا مقام های غربی را در نشست مونیخ به این نکته متوجه سازد که حضور پررنگ تروریسم در جهان وافغانستان،نتیجه تعریف سیاسی وعمل بر آن مبنا است.
اشرفغنی گفته است: " که کشورهای جهان هنوز نتوانستهاند در تعریف، شناخت و ایجاد یک برنامه عمل برای برخورد با تروریزم به توافق برسند"
دقیقا چنین است تا وقتی یک پدیده ای بسیار پیچیده تعریف دقیق وبی طرفانه پیدا نکند، عملکرد مناسب نیز درقبال آن بوجود نخوهد آمد.
لذا شایسته بود که رئیس جمهور افغانستان با صراحت اعلام می کرد که با زی های موش وگربه سیاست مداران غربی است که متاسفانه جهان رادرآشوب بیشتر فرو می برد و تروریست ها را در حاشیه امن قرار می دهد. .