این رهیافت های تحقیقاتی نشان می داد که این گروه ها بر خاسته ونشات گرفته از یک خوانش وقرائت ازدین اسلام است. خوانشی که تکیه وتمرکز برفقه دارد وسایر جنبه های دین از جمله اخلاق وعرفان وفلسفه را مغفول می نهد.

در مبارزه ب ااین گروه نیز سازو کار هایی فرهنگی پیشنهاد شد. این که برای مقابله این گرو ها جز رویکرد فرهنگی کار ساز نیست. واگر چنانچه بتوان این گروه را ازراه نظامی هم شکست داد، باز هم بقایای آن مشکل آفرین خواهد بود. هم چنان که خوارج نهروان بعد از جنگ با لشکریان امام علی(ع) مشکل افریدند واز جمله به شهادت حضرت علی(ع انجامید.

  دربدو تولد داعش و برخی ازگروه های افراطی دیگر، در عراق وسوریه نیز گمان برآن بود که این گروه ها جز با انتی ویروسی از جنس خود آن اندیشه ها قابل مهار و کنترل نیست .

ازمیان سازو کارها و رویکرد های فکری وفرهنگی ارایه شده برای مبارزه با این گروه ها،آنچه مغفول واقع شد یا کمتر به آن توجه صورت گرفت، نقش سیاست ودست های پنهان وآشکاری بوده و است که درپشت سر این گروه ها قرار دارند.

  از تشکیل نخستین حلقه های طالبان هر قدر زمان بیشتر گذشت واقعیت هایی بیشتر آشکار شد وشناخت بیشتری ازاین گروه حاصیل آمد. چنانچه امروز گروه طالبان قبل ازاین که یک گروه سلفی شناخته شود که ازدرون جوشیده با شد وبر اساس اندیشه ورهیافتی از اندیشه اسلامی بوجود آمده باشد،یک گروه سیاسی می دانند که براساس خواست و منافع دیگران بوجود آمده و در همین جهت نیز تا هنوزعمل کرده است

    .در باره داعش هم اکنون این گمان پررنگ تر است که این گروه دردامن سیاست حکومت وهابی سعودی پرورده شده بیش ازآن که دغدغه مذهبی  ودینی برآن حاکم باشد، بسط و نفوذ کشور های حامی خود را مد نظر دارد. افزون برآن، این نکته تاریک نیز روشن شده است که قدرت های بزرگ جهانی که طمع زیاده طلبی در سرداشته ودارند از پشتوانه های مهم این گروه ها هستند.

   در رخداد های اخیری که در سوریه اتفاق افتاد می توان دست های پنهان رابیشتر دید وبه ماهیت این گروه ها را بیشتر شناخت و به فلسفه وجودی این گروه های به ظاهرمسلمان بیشتر پی برد.

   ارتش سوریه در برخی نقاط آن کشور پیش روی کرد،دبعد ازپیروزی های  نظامی ،مذاکرات سیاسی به تعویق افتاد، وزرای خارجه چند کشورغربی از جمله وزیر خارجه ایالات متحده امریکا، اظهارات عجیب وغریبی ابراز کردند، واز پیشروی های ارتش سوریه اظهار نا خرسندی نمودند.

   ابراز واظهار این گونه احساسات،گویای این واقعیت است که کشور های غربی با تروریست ها خود را نزدیک تر می بینند تا مردم سوریه.        

    ازاین که چهار سال بخشی از مردم در تنگنا های شدید معیشتی وامنیتی بسر بردند،هیچ نگرانی ابراز نمی گردد، اما همین که تروریستان عقب رانده می شود نگرانی های سختی اظهار می گردد.

.همز مان با احساس نگرانی های مقام های غربی، بخشی دیگری از این سناریو،روی صحنه می آید، آن اعلام، اعزام نیروی زمینی از سوی عربستان سعودی به سوریه است.

سخنگوی ارتش عربستان اعلام کرده که می خواهد نیروهای پیاده در سوره بفرستد!. تا به اصطلاح بر ضد گروه داعش بجنگد! یعنی  پیروزی ارتش سوریه دو طیف کشورها را در کنار هم قرار داده. ازمرتجع ترین وخشونت ورز ترین کشورهای منطقه خلیج فارس تا کشور های بزرگ مدعی حقوق بشر، مثل ایالات متحده امریکا وفرانسه وترکیه که ازتصمیم عربستان سعودی استقبال وحمایت کردند.

    اگرمردم دنیا درخلای اطلاعات  بسر می بردند، واز ماهیت رژیم وحکومت عربستان سعودی وبرخی شیخ نشین های نزدیک به آن حکومت، اطلاع کافی نمی داشتند،ممکن بود اعلام عربستان سعودی را صادقانه بینگارند وباور کنند. حال که مردم دنیا از نیت وانگیزه های سعودی ها می دانند  این یقین بوجود آمده  که شکست تروریستان در سوریه، حاکمان عربستان سعودی را سخت نگران وعصبانی کرده وبیم دارند که:باپرداخت هزینه های گزاف دست خالی بر گردند و بدون کدام دست آورد سیاسی قابل توجه ازآن کشور خارج شود.

   بنابراین گذشت زمان این دو نکته را روشن کرده است که گروه داعش وامثال این گروه تروریستی، گروه هایی هستند که با دو ویژگی بوجود آمده اند،یکی این که بار سیاسی این گروه ها بسی بیشتر از بار اعتقادی وفکری آنها است. تبار این گروه بیش ازآن که به کدام دید گاه فقهی برسد با منافع کشورهای زیاده خواه وافزون طلب جهان گره خورده است.

  دوم آنکه طراحی وساخت این گروها چنانست که ازاسلام ومسلمانی چهره مخدوش ومغشوشی در جهان ارایه دهند که نسل جوان مسلمان را بی باور به ارزش های نهادین اسلامی کنند.

رقابت ها منطقه ای چشم بصیرت حاکمان سعودی رانیز چنان کور کرده است که نمی توانند تشخیص دهند که به کدام سمت وسوی حرکت می کنند وآب به آسیاب کی می ریزند؟