حمله های وحشیانه و واکنش های انفعالی!
معمول ومتعارف در کشورما آنست ، هنگامی که این گونه رخداد های نا گوار اتفاق می افتد وخانواده هایی به داغ فرزندان خود می نشینند، تحلیل های گونا گون خلق می شود، خارجی ها متهم به دست داشتنن به این گونه ماجرا می شوند و تمام تقصیر را به دوش دشمنان مکار وحیله گرانداخته می شود تا گرد اتهام از دامن حکومت گران سترده شود ، خیال ها اسوده گردد و وجدان ها آرام گیرد.
تردیدی نیست که دستانی ناپاکی از خارج از کشور در خلق این گونه رخداد ها دخالت داشته و دارند،خیلی ها می خواهند میان ما تفرقه ایجاد کنند، جوانان با هوش وتوان مند و با استعداد ما را بکشند، یا آن که راهی دیار مهاجرت وآوارگی کنند،اما پرسش این جا است که ما چه کار کرده ایم، مشخصا حکومت افغانستان از گذشته های دور تا هنوز چه کاری انجام داده است تا کید ومکر دشمنان را خنثا کند.
حد اقل یک بار لازم است تا خوب توجه صورت گیرد واکنشی که ما انجام داده ایم متناسب با عملکرد تروریستان بوده است یانه؟
نگارنده دست خارجی را درخلق این گونه حوادث دخیل می داند، اما تمام گناه را تنها از خارجی ها نمی داند، بلکه زمینه ساز حضور خارجی ها ما هستیم، حکومت وحدت ملی است ، بستر ساز این گونه عمل های ددمنشانه حکومت کرزی است.
کرزی اگر قوم گرایی وطالب پروری را مبنای سیاست و حکومت خود قرار نمی داد، جنایت کاران را دسته دسته و گروه گروه از زندانها رها نمی ساخت، بی تردید امروز این همه جرات به خرج نمی دادند تا در قلب کشور خبر نگاران و یا مردم عادی را مورد حمله قرار دهند و این همه خانه ها ویران و خانواده ها را داغدار کند.
اگردرست ودقیق ارزش یابی شود جنایت هایی که در ظل وذیل حکومت کرزی انجام گرفت به مراتب سخت تر و سنگین تراز جنایت های طالبان است.
قبل ازقومی کردن سیاست توسط کرزی ،طالبان تروریست بودند، دشمن مردم وعوامل دست خارجی ها، مردم ازآن گروه نفرت داشتند، نه جای طالبان دردل مردم بود و نه درخانه های مردم.
کرزی ادبیات جدید بوجودآورد. از یک طرف عالمان دین فتوا صادر می کردند ،و رسانه های گروهی بر این نقطه تمرکز کرده بودند تا به مردم کشور و دنیا بفهمانند که اسلام هیچ گاه به خود کشی ودیگر کشی موافق نیست و هرروز این گفتمان از طریق رسا نه های گروهی اعلام می شد.
اما کرزی بر خلاف گفته های عالمان دینی و بر خلاف ذهنیت عمومی مردم، طالبان را از تروریست به برادران ناراضی تبدیل کرد. نفرت وانزجاری که دردل مردم وجود داشت فرو ریخت، طالبان به موجودات معصومی تبدیل شدند که برای بدست آورن حقوق خودمبارزه می کنند، می کشند وکشته می شوند.
وقتی حکومتی به ترور و تروریسم مشروعیت قایل شد، و آنها را بر سفره های حکومت نشانید،انعام های کلان تقدیم کرد، تروریست نه تنها مشروعیت پیداکرد که در خانه های مردم جای گرفت ، و جوانان ترغیب شدند تا به دامن تروریسم پناه ببرند.
کرزی حتا حرمت علمای دینی را زیر سوال برد علمایی که جان خویش را به کف گرفتند وفتوا صادر کردند که خود کشی دردین اسلام حرام است وکسانی که دست به اعمال جنایت کارانه می زنند ،بهشت را نصیب نمی برند،که جایگاه شان آتش جهنم است. کرزی اما؛ برخلاف این فتوای صریح ازآنها دفاع کرد، آنها را در آغوش حکومت خود جای داد و به آنها هدیه هایی عطا کرد.
قبح طالب بودن و تروریست بودن ریخت وعادی شد که در مرگ ملا عمر جمعی کثیری در شهر کابل و در همسایگی ارگ ریاست جمهوری درعزای ملای جنایت کار نشستند وفاتحه خواندند،عزا گرفتند و کثیری با طالبان همدلی کردند. همدلان طالبان در دستگاه حکومت وحدت ملی دارای مقام وجایگاه بلندی است .
وقتی وضعیت بدین گونه است و حکومت طالبان را در درون خود پرورش می دهد و سبب تشجیع وتحریص این گروه وحشی وخون آشام می شود، چه کسی را باید مقصرخواند وگناهان این همه جنایت را بدوش چه کسی باید نهاد؟
اگر نیک نگریسته شود خیلی ها همه مقصرند، هم آنانکه طالبان را در آستین خود پرورش دادند، وهم آنهایی که حرمت قانون راشکستند، تخلف کردند، تقلب ورزیدند.آنچه امروز بر ما آمده است واکنشی طبیعی ونتیجه اعمال ما است.
اگرحکومت کرزی اساس خیانت را نریخته بود، کمیسیون رسوای انتخابات تحت فرمان او این همه مرتکب تخلف نمی شد، یک حکومت متقلب بوجود نمی آمد، دست خارجی ها در مقدرات کشور گشوده نمی گشت، در نیروهای امنیتی ما این همه پراگندگی وجود نمی داشت، این همه بر سر تقسیم قدرت نزاع نمی رفت، این همه توان وانرژی جوانان کشور به جا هایی غیر لازم مستحیل نمی شد؛
و بسیاری ازاداره های حکومتی از حضور یک آدم مسئول وبا کفایت خالی نمی بود وقتی می گوئیم "ان الله لایغیرما بقوم حتی یغیرما بانفسهم" واقعا ازروی لقلقه زبان می گویئم ایمان قلبی به آن نداریم و درصدد تغیروضعیت خود نیستیم.
چگونه می توانیم از خداوندی که برعدل حکم می کند بخواهیم که وضعیت مارا تغیر دهد، دست ظالمان وستمگران طالب را ازسر ما کوتاه کند. وقتی خود ما هیچ تلاشی صورت نمی دهیم و در تغیر وضعیت خود نمی کوشیم. خداوند می گوید وقتی بخواهیم قومی را نا بودکنیم گروه فاسدی را بر آنها می گماریم.
فساد چیست؛ فساد مگر تقلب ،دروغ ،ریا ورشوت نیست؟
اگر است پس گناه از ما است ، ما چنان بد عمل کرده ایم که سزاوار و مستحق این همه عقوبت شده ایم.
اگر ما تن به تقلب نمی دادیم، با متقلبان وریا کاران و فاسدان به نیکویی مبارزه می کردیم و آنها را آنجایی قرار می دادیم که فراخور حال شان است، اگر عدالت را به جای قومیت مبنای حکومت قرار داده بودیم، وقومیت را به جای خدا ننشانده بودیم، بی تردید وضعیت ما تغیر می کرد، بهبود می یافت و تروریستان وطالبان با دست گشوده در میان ما رخنه نمی کردند.
سران حکومت کنونی گرچه گاهی سخنان تند وآتشین بر زبان می آورند و در محکوم کردن تروریستان ید طولایی دارند؛ اما درعمل همان رویه حکومت کرزی را درپیش گرفته اند. آن هایی که انگیزه ای خدمت به مردم را دارند نمی توانند بمانند چون تحت فشار قرار می گیرند یا فضا چنان تنگ می شود که امکان نفس کشیدن برای آنهاباقی نمی ماند، ناچار عطای حکومت را به لقای آن می بخشند . سخنان رئیس سابق امنیت ملی گویای و ضعیت بغرنج کنونی است.چرا فردی که به هیچ خیانتی متهم نبود به آسانی وفقط با اختلاف سلیقه کنار گذاشته شد؟
متاسفانه، درروز گار کنونی چنان در گیر علت تراشی گشته ایم وچنان به بیرون نظر کرده ایم وچنان رخدادها را به بیرون نسبت می دهیم که از خود پاک غافل شده ایم.
در حالی که پاسخ بسیاری از مشکلات در درون خود ما است ،در نحوه دینداری ما است ،در برداشت ما از خداوند است .این ها متاسفانه درمیان ما رو به روز بی بها می شود جای خود را به عناصر ومولفه های دیگری می دهد و فقط مشغولیت ذهنی ایجاد می کند وراه حل نه.
ما چنان اعراب جاهلی هستیم که نزد پیامبر رفتند و گفتند: ما ایمان آوردیم، پیامبر فرمود: شما اسلام آوردید، ایمان هنوز در دل های شما رسوخ نکرده است. ما عین همان هایی هستیم. می خواهیم مشکلات کشور حل شود، می خواهیم ازشر تروریسم نجات پیدا کنیم، می خواهیم جوانان ما در کشور بمانند وخدمت کنند، می خواهیم راه مهاجرت بسته شود، می خواهیم متخصصان در کشور حضور یابند؛ اما هیچ گاه ، هیچگاه به این نیندیشیده ایم که بسیاری از مشکلات وگرفتاری های ما در درون خود ما است."قال" ما چیزی است و"حال" ما چیز دیگر است
ما بیرون را ننگریم و قال را
ما درون را بنگریم و حال را
آن حالی که خداوند عادل از ما خواسته است نداریم، همان گونه به یک دیگر دروغ می گوئیم، تهمت می زنیم، تملق می ورزیم وتصور می بریم که خداوند هم - نعوذ بالله- فریب همین تقلب ها را می خورد. از ما و ازعملکرد زشت ونا پسند می گذرد. این چنین نیست اگرباور به خداوند داریم ، وخود را محتاج کمک او می بینیم ،باید بهوش باشیم، سنت خداوندی لایتغیر است. آنان که خود را تغیر می دهند، در مسیر سنت خداوند قرار می گیرند،خداوند نیزوضعیت آنهارا بهبود می بخشد. خداوند در نخستین آیه از نخستین سوره قرآن کریم می فرمایند :
که آدمیان با تقوا در سپهر هدایت قرار می گیرند. پس برای بهبود وضعیت بیرونی خود نیازمند تغیر درونی هستیم تا باسنت لایتغیر خداوند خود را هماهنگ وهم گین کنیم و گرنه وضعیت ما تغیر نخواهدیافت.چه بسا بد تر هم خواهدشد. این راهی که خداوند نموده است، شکران وکفران آن را بر ما نهاد ه است تا کدامین را درپیش گیریم.