پروژه«تاپی»، فرصت وچالش ها
این پروژه گرچه برای مردم افغانستان تا هنوز سودی نداشته اما حد اقل انتقاد های تند وگزنده را نسبت به حکومت کاهش داده است . در مدت یکسال واندی که از تشکیل حکومت وحدت ملی می گذرد،دست آوردی که مشروعیت سیاسی حکومت را درپیشگاه مردم افغانستان مسجل کند واقتدار لازم را برای حکومت به ارمغان آورد،وجود نداشته است، ولیکن امضای این پروژه به نحوی توانست وجهه اشر فغنی را درمیان مردم افغانستان بهبود بخشد ،وهجم عظیم انتقاد هایی راکه در مدت بیش از یک سال بر حکومت وحدت ملی وارد آمده بود را کاهش دهد. لذا امضای قرارداد این پروژه برای حکومت افغانستان وجهه مثبتی کمایی کرده و،حد اقل این اطمینان واعتماد به نفس را بوجود آورده که حکومت می تواند گامی درراه بهبود وضعیت سیاسی واقتصادی افغانستان بردارد. اگر نگاه ها از فرصتها به چالش ها معطوف شود می توان چالش های فراوانی را در عملی شدن این پروژه برشمرد.
به دید این قلم، چالش ها رامی توان در دو سطح مورد توجه وتحلیل قرار داد. یکی درسطح خارجی ویا چالش هایی که ممکن است عملی شدن این پروژه را خارج از افغانستان با دشواری مواجه سازد.
دوم چالش ها یا موانعی که در داخل افغانستان و حتا درداخل حکومت افغانستان وجود داردکه می توانداجرایی شدن این پروژه را با مشکل مواجه سازد.
نخستین چالشی که از خارج ،این پروژه را تهدید می کند رقابت ایران یا همان پروژه «آی پی» است. میزان چالش ازدید گاه های مختلف معنای گونا گون می یابد. برخی آگاهان بدین باور هستند که پروژه انتقال گاز ایران به دو کشور آسیای جنوبی می توانست این کشور را از زیربار سنگین تحریم های اقتصادی کشور های غربی رهایی بخشد واز میزان این تهدید ها بکاهد . لذاپروژه تاپی رقیب نیرومندی دربرابر پروژه «ای پی» است وایران می تواند کارشکنی کند واز عملی شدن این پروژه جلو گیری نماید .با توجه به این که گاز ایران با هزینه های به مراتب کمترمی توانست انتقال یابد وهزینه گزافی را به کشور های دریافت کننده گازتحمیل نکند. اما این که ایران به چه صورت با این پروژه برخورد خواهدکرد و رقابت ایران چگونه ظهور خواهد یافت، و اگر چنین رقابتی صورت گیرد آیا می تواند کشورهای خریدار گاز ترکمستان را از خرید منصرف کند یا نه، خود پرسش هایی است که پاسخ آن را گذر زمان خواهد داد.
برخی آگاهان اما، به این باور هستند که پروژه «آی پی» برای ایران زمانی مهم دانسته می شد که ایران تحت فشارتحریم های کشور های غربی قرار داشت، حال که ایران با کشورهای 5+1توافق کرده وپرونده ای هسته ای ایران بسته شده هیچ دلیلی وجود ندارد که حکومت ایران با این پروژه به رقابت بپردازد و یا خواستار تعویق این پروژه باشد.افزون برآن که حکومت ایران خواهان ارتباط تنگاتنگ با کشورهای مسلمان وهمسایه است وبویژِه از زمان به قدرت رسیدن آقای روحانی سیاست این کشور در جهت همگرایی منطقه ای تلاش کرده وایران از همگرایی منطقه سود بیشتر می برد تا رقابت منفی ویا ایجاد موانع در راه عملی شدن پرژه تاپی.
لذا به حکم همسایگی ومسلمانی وحفظ ثبات منطقه، حکومت ایران ازدر رقابت در نخواهد آمد واین پروژه دراین عرصه -حد اقل - با مشکل جدی مواجه نخواهد گشت. نکته ای دیگری که برعدم رقابت ایران با پروژه «تاپی» بر شمرده اند آنست که: رفع تحریم ها ی تحمیل شده بر ایران، دست ایران را در فروش فرآورده ها ی نفت وگاز خود گشوده می دارد وایران می تواند از ظرفیت های بین المللی سود ببرد وبازار پایداری برای محصولات خود فراهم کند.لذا بعید می نماید که ایران دررقابت با پروژه« تابی» اقدامی انجام دهد ویا مانع عملی شدن این پروژه باشد. رقابت ها ی شدید روسیه وکشورهای غربی در خاورمیانه واروپای شرقی این فرصت را برای ایران بوجود می آورد که مشتریانی برای گاز خود بدست آورد.
چالش خارجی دیگر، روابط پرتنش میان دوکشورهندوستان وپاکستان ازیک طرف وهم چنان پاکستان وافغانستان از سوی دیگر است. این پرسش مطرح است که انتقال گاز ترکمنستان می تواند رابطه رقابت آمیز میان کشورهای دریافت کنندگان گاز ترکمستان را ترمیم کند و به یک رابطه رفاقت و دوستی وهم گرایی تبدیل کند یا آن که این پروژه در خاک این دو کشور متوقف خواهدشد وتنش های جدید را بوجود خواهد آورد.
البته دراین مورد هم دید گاه هایی وجود دارد که طرح آن در این مقال مناسبت ندارد.
اما مهم ترین چالش فرا راه انتقال گاز ترکمستنان ،نا امنی گسترده و روبه افزایش در افغانستان است. این که افغانستان با کدام ظرفیت امنیتی می تواند در تامین امنیت انتقال گاز تر کمستان بپردازد،آیا افغانستان متکی به نیروهای نظامی وامنیتی کنونی خود خواهد بود یا آن که نیرو های ویژه ای در قالب نیرو های امنیتی آموزش خواهد داد تا هنوز آشکار نیست. اگر چنین باشدهزینه ها ی این نیرو ها را از کجا تامین می شود وکدام کشور می تواند در تامین مالی این نیروها به افغانستان کمک کند. گذشته ازاین پرسشها، ترکیب قومیتی این نیروها چگونه خواهد بود وچه تضمینی وجود دارد که این نیروها متعهد باقی بمانند ،ورخنه و نفوذی دراین نیرو ها صورت نگیرد، وپروژه تاپی توسط خود این نیرو ها دچار آسیب نشود. امنیت در افغانستان لایه ها وسطوح گونا گون دارد تنها به وجود و حضور طالبان در افغانستان خلاصه نمی شود. اگر حضور طالبان تنها چالش امنیتی در افغانستان بود شاید امید واری به بهبود امنیت بیشتر بود، زیرا باور عمومی آنست که طالبان ساخته و پرداخته سازمان استخبارات پاکستان است و اگرآن سازمان بخواهد می تواند طالبان را مهارکند. آنچه افغانستان را نگران آینده ای این پروژه کرده است، تولید نا امنی وگسترش روز افزون در سایر نقاط کشوراست.برای آن که شکنندگی وضعیت امنیتی افغانستان درک ودانسته شود، دو کشوررا می توان در نظر گرفت که هردو نا امن هستند، یکی اما دارای یک نظام سیاسی مشروع ومردمی است که نهاد های حکومتی کارکرد مثبت وموثروهماهنگ دارند وارتباط هر کدام از بخش ها بر اساس قانون تعریف شده، فرهنگ اجتماعی درآن از صلابت واستواری واستحکام برخوردار است، منافع ملی برای مردم امر پذیرفته ونهادینه شده است. دراین گونه کشورها اگر نا امنی هم وجود داشته باشد ودخالت خارجی هم اگر صورت گیرد تاثیری چندانی بر جای نمی نهد، انسجام درونی نهاد های حکومتی ومشروعیت حکومت ،نا امنی هارا خنثا می کند وهیچ پروژه ای حکومتی مختل نخواهدشد. اما نوع دوم حکومت همانند حکومت افغانستان است که گسست اجتماعی از گذشته های دور وجود دارد وبیش از یک دهه استقرار حکومت وحضور نیرو مند نیروهای خارجی هیچ بهبودی در وضعیت اجتماعی مردم بوجود نیاورده وحکومت کنونی با یک تقلب گسترده در انتخابات بوجود آمده که مشروعیت حکومت را دچار آسیب ساخته است.. اقوام وقبایل افغانستان زندگی موزائیکی دارند ،هرکدام هویت ویژه برای خود قایل هستند وهر قوم خود را جدا از دیگری احساس می کنند. این ترکیب واین احساس، رنگ خود را بر حکومت ونیروهای امنیتی افغانستان نیز زده است. رقابت قومی در ساختار حکومت قوی وقدرت مند است، هرکدام از سران اقوام می کوشند تا تمام مجاری قدرت به او ختم شود. دریک کشمکش دایمی تصمیم گیری برای حکومت هم کاری آسانی نیست. حدود سه یا چهار سال قبل ، نا امنی با حضور طالبانی که دارای پیوند های قومی پشتونی بودند تعریف وشناخته می شد. این ذهیت وجود داشت که اگر حکومت با طالبان صلح کند، خون صلح به تمام شریان های افغانستان جریان خواهد یافت ونا امنی برای همیشه از افغانستان رخت برخواهند بست.
اما وضعیت کنونی پاک دگر گون شده است. گروه های افراطی از میان تاجیکان وازبک ها نیز برخاسته است که می تواند از شمال تا جنوب افغانستان را نا امن کند وهیچ ربطی به طالبان پشتون تباررسمی هم ندارد، وهیچ معلوم هم نیست که صلح با طالبان آیا به صلح سراسری در افغانستان منجر می شودیانه؟
طالبان پشتون تبار هدف ومقصد خودرا از طریق پاکستانی ها ابراز می دارند وخواهان مشارکت در بدنه حکومت هستند. اما تاجیکانی که دربدخشان ودر تخاردر مجموع در شمال وشمال شرق کشور با نیرو های دولتی افغانستان می جنگند تا هنوز هیچ هدفی را عنوان نکرده وهیچ خواسته ای را در میان نگذشته اند. آنها حکومت افغانستان را «کفری»!می دانند وجهاد علیه این حکومت رابر خود فرض می شمارند.
بنابراین با گسترش روز افزون چنین اندیشه ای نا امنی نیز فرا گیر خواهدشد وپروژه تابی نیزسرنوشت نا معلومی پیداخواهد نمود. گرچه اشرف غنی به این باور است که این پروژه می تواند بخشی از مشکلات اقتصادی افغانستان را حل کند، چند هزار شغلی که ایجاد می شود، می تواند از میزان بیکاری در کشور بکاهد، کاهش بیکاری به کاهش فقر ونا امنی نیز منجر می گردد. اما معلوم نیست که استخدام کار گران به صورت عادلانه انجام یابد که خود می تواند سر منشای نا امنی بیشتر در کشور شود.
بنابراین با توجه به ابعاد پیچیده ای نا امنی در افغانستان وتولید مستمرآن، سخت ترین چالش پروژه انتقال گاز ترکمنستان را نا امنی در افغانستان تشکیل می دهد چنانچه موفقیت این پروژه رابا امنیت افغانستان گره خورده است. این پرسش هم چنان مطرح است که حکومت با کدام سازو کار خواهدتوانست امنیت ایجاد کند تا این پروژه تکمیل گردد.