هم چنان تلاش می ورزید که حکومت طالبان وجهه بین المللی پیدا کند و متحدان غربی سعودی نیزان حکومت را به رسمیت بشناسند.

  هر چه بود مردم افغانستان البته بیش از هر چیز شکر گذار خداوند باشند که دشمنان این مردم را ازاحمق ها آفریده است. اگر طالبان حماقت نمی ورزیدند با امریکایی ها  از در تعامل و سازش در می آمدند وعوامل یازدهم سپتامبردر امریکا را تحویل مقام های آن کشور می دادند، احتمال فراوان می رفت که طالبان،با پشتوانه عربستان سعودی ،پاکستان و برخی کشور های هم پیمان سعودی در قدرت باقی بمانند و هم چنان بر جنایت های بی شمار خود بیفزایند .

   همین جا این نکته لازمست تذکر رود و این مطلب درحافظه تاریخی مردم ما باقی بماند، آنچه امریکایی ها ومتحدان غربی آن کشور را وادار به لشکر کشی به خاک افغانستان کرد، دفاع از حقوق بشر وجلوگیری از کشتارمردم توسط طالبان نبود، بلکه برگرداندن ابهت پایمال شده امریکا توسط سازمان تروریستی القاعده بود.حکومت امریکا برای اعاده حیثیت  و وجهه مخدوش شده خود به افغانستان لشکر کشی کرد تا جایگاه سیاسی وامنیتی خودرا در دنیا بازسازی کند. .

   به هر حال طنزشگفت آنست که کشور هایی که سعودی اعلام کرده بود که محوریت عربستان سعودی را در مبارزه با داعش پذیرفته اند، اکنون اعلام کرده اند که ازاین ائتلاف آگاهی ندارند!

  مقام های حکومتی سه کشور پاکستان، مالزی واندونیزی گفته اندکه از ائتلافی که به سرکردگی عربستان سعودی ایجاد شده است،آگاهی ندارند! گفته های مقام های رسمی کشور ها ی مسلمان، رسوایی دیگری بر رسوایی های بی شمارعربستان سعودی افزود وچهره منفور و مخدوش حاکمان این کشور را بیش از پیش آشکار ساخت و یاد آور همان ضرب المثلی معروفی است که می گوید: الغریق یتشبثه بکل حشیش» به نظرمی آید که عربستان سعودی چنان خود را در تنگنا می بیند که اینک با تصور وگمان، کشورهایی را عضو ائتلاف ضد داعش اعلام می کند تا حد اقل گذشته سیه ونکبت بار خود را بپوشاند وبیش ازاین دردید مسلمانها خوار وخفیف نشود.

    جالب است که محمد بن سلمان وزیر دفاع حکومت سعودی اعلام کرده ،که تمرکز ائتلاف ضد تروریزم ،در عراق ، لیبی ،مصر وافغانستان خواهد بود. انتخاب این کشورها خود جای تامل فراوان دارد، این که چرا بازهم افغانستان مورد توجه حکام عربستان سعودی قرار گرفته است.

    تردیدی نیست که زمانی بلندی نخواهد گذشت که نیات واقعی سعودی ها  ازاین گونه بازی های مضحک آشکار خواهد شد به قول حضرت مولاناکه گفت:

     گرمیان مشک تن را جا شود؛ روز مردن گند او پیدا شود

   به هر روی از تلاش های ناکام سعودی این پرسش به وجومی آید که انگیزه های اصلی سعودی ها ازاین بازی ها چیست واین بازی های خرد نا پسند و دل آزار را برای چه انجام می دهد؟

آگاهان به دو نکته اشاره کرده اند، یکی وضعیت کنونی سعودی ها است. حاکمان عربستان سعودی بدون آن که گذشته خود را بنگرند وبه وضعیت کنونی وحکومت خود نگاهی بیندازند و مقام و موقعیت سیاسی خود را دردنیای توسعه یافته کنونی مورد داوری قرار دهند، با خشک مغزی تصور می برند که می توانند هژمونی کشور های مسلمان را به دوش داشته باشند و تحولات منطقه زیر نظر این کشور صورت گیرد .

   با توجه به وضعیت آشفته کشورهای تاثیر گذاری چون مصر، عربستان سعودی خود را در یک جایگاه بر تر می بیند ومی خواهد نقش رهبری کننده جهان اسلام را بدوش بکشد. ازاین جهت با هر وسیله واهرمی  می کوشد در کانون توجه مسلمان ها قرار داشته باشد وملجا ومرجع بسیاری از مشکلات جهان اسلام باشد.

   اگر میان شیعه وسنی شکاف پر نا شدنی تبلغ می کند،و مفتیان سعودی به صورت منظم ومرتب علیه شیعیان تبلیغ می کنند، آنهارا کافر می خواند، نسبت به شعیان آن کشور تبعیض های نا روا روا می دارد، بیشتر انگیزه سیاسی دارد تا با ایجاد تفرقه، کشور های مسلمان از جمله ایران را از کانون توجه کشورهای مسلمان دور سازد .

   اگر باحضور حزب الله لبنان مخالفت می ورزد نیز علت آنست که وجهه واتوریته حاکمان سعودی درآن کشور مورد پذیرش واقع نمی شود .جنبش های سنی مذهب تا وقتی در خط عربستان سعودی وگوش به فرمان حاکمان سعودی نباشند ،مورد اعتماد حکومت سعودی قرار نمی گیرند. در افغانستان تاجیک ها، ازبک ها وسایر اقوام غیر پشتون به نام اقوام ایرانی وضد عربستان دانسته می شود از دشمنی با این اقوام هیچ کوتاهی نکرده است.

 اما نکته دوم ،غرض ازاین تب وتلاش های نا کام ومضحک وطنز آمیز نحوه نگاه مذهب وهابیت را نشان می دهد. محققان برای فهم بهتر وهابیت با نگاه تطبیقی به وهابیت نگریسته وان را با جنبش اصلاح گری شاه ولی الله دهلی مقایسه کرده اند. زیرا هردو هم زمان(قرن18م) بوجود آمدند وهردو نیز مدعی اصلاحات دینی بودند. جنبش وهابیت در شبه جزیره عربستان وجنبش اصلاحی شاه ولی الله دهلوی درهند فعالیت می کرده اند. آنچه مربوط به شاولی الله دهلوی می شود نوعی گشودگی وانبساطی است که در شیوه اصلاح گری او دیده اند.

  این دانشمند هندی بر بسیاری ازرشته های علو م دینی اشرا ف داشته ،تمام مذاهب را به رسمیت می شناخته وبه پیروان آنها نیزاحترام می نهاده است. اما وهابیت نه تنها احترام هیچ مذهبی را نگاه نداشته ونمی داردکه در مبارزه با آن مذاهب برخاسته وهمه را منحرف از اسلام وکافر خوانده است.

   درپروژه  اصلاح گری شاولی الله دهلوی تقویت اتحاد وهمبستگی میان مسلما ن ها مد نظر بوده تامسلمان ها از آسیب بیش تر در امان نگاه دارد. اما عبدالوهاب علم مخالفت با همه مذاهب اسلامی را بر افراشته وعلیه همه اعلام جنگ کرده است. گرچه امروزتمام کینه توزی وهابی ها علیه شیعه ها است. اما هم عربستان سعودی وهم پیروان آو نشان داده اند که نسبت به پیروان هیچ مذهبی دید گشوده ندارند وهمه را کافر وخارج ازدین می خوانند.

   برخی محققان زمینه ای اختلاف نظر هردو جنبش اصلاحی را  ناشی از زمینه ها ی جغرافیای آن دو دانسته اند. اینکه نحوه معیشت وزیست بوم آدمی تاثیر خود را بر افکار او نیز می گذارد.

    دهلوی در هند بد نیا آمده،در محیط مناسب وبا آب وهوای معطر و با گل وسبزه وبلبل وطوطیان شکر شکن هند رشد کرده ، جنبش وهابی در سرزمین خشک وخشن وبی اب وعلف عربستان به دنیا آماده طبیعت خشن وبی رحم ،خشونت ودرنده خویی را بردید وداوری اوتحمیل کرده است.

    لذا این دو جغرافیا دو نوع جنبش پرورده، از یکی، جزگشودگی وتساهل وهم پذیری به دید نرسیده واز دیگر جز خشونت ودرنده خویی وتحجر دیده نشده است.

  بنابراین درنده خویی وکشتار از آموزه هایی است که درخون مذهب وهابیت جریان دارد.لذا  حکومتی که خشونت را به عنوان یک راهکار دینی پذیرفته باشد، بعید است که خیری ازآن حکومت نصیب دیگران شو.د ازاین جهت است که از دهان خنده این حکومت خون می ریزد وازاین حکومت نمی توان انتظار برد که با تروریزم مبارزه کند.

  اگر اندک عرق اسلامی وانسانی دراین حکومت وجود داشت، مردم یمن این گونه شاهد کشتار بی رحمانه مزدوران سعودی نبودند واین سبعیت ودرنده خویی در آن کشور فقیر اعمال نمی شد، خانه های مردم به ویرانه تبدیل نمی گشت.  ازاین روی است که هرحرکت سیاسی این حکومت به یک طنز زهر اگین شبیه تراست. تا یک رویکرد اسلامی وانسانی.

هم چنان تلاش می ورزید که حکومت طالبان وجهه بین المللی پیدا کند و متحدان غربی سعودی نیزان حکومت را به رسمیت بشناسند. هر چه بود مردم افغانستان البته بیش از هر چیز شکر گذار خداوند باشند که دشمنان این مردم را ازاحمق ها آفریده است. اگر طالبان حماقت نمی ورزیدند با امریکایی ها از در تعامل و سازش در می آمدند وعوامل یازدهم سپتامبردر امریکا را تحویل مقام های آن کشور می دادند، احتمال فراوان می رفت که طالبان،با پشتوانه عربستان سعودی ،پاکستان و برخی کشور های هم پیمان سعودی در قدرت باقی بمانند و هم چنان بر جنایت های بی شمار خود بیفزایند . همین جا این نکته لازمست تذکر رود و این مطلب درحافظه تاریخی مردم ما باقی بماند، آنچه امریکایی ها ومتحدان غربی آن کشور را وادار به لشکر کشی به خاک افغانستان کرد، دفاع از حقوق بشر وجلوگیری از کشتارمردم توسط طالبان نبود، بلکه برگرداندن ابهت پایمال شده امریکا توسط سازمان تروریستی القاعده بود.حکومت امریکا برای اعاده حیثیت و وجهه مخدوش شده خود به افغانستان لشکر کشی کرد تا جایگاه سیاسی وامنیتی خودرا در دنیا بازسازی کند. . به هر حال طنزشگفت آنست که کشور هایی که سعودی اعلام کرده بود که محوریت عربستان سعودی را در مبارزه با داعش پذیرفته اند، اکنون اعلام کرده اند که ازاین ائتلاف آگاهی ندارند! مقام های حکومتی سه کشور پاکستان، مالزی واندونیزی گفته اندکه از ائتلافی که به سرکردگی عربستان سعودی ایجاد شده است،آگاهی ندارند! گفته های مقام های رسمی کشور ها ی مسلمان، رسوایی دیگری بر رسوایی های بی شمارعربستان سعودی افزود وچهره منفور و مخدوش حاکمان این کشور را بیش از پیش آشکار ساخت و یاد آور همان ضرب المثلی معروفی است که می گوید: الغریق یتشبثه بکل حشیش» به نظرمی آید که عربستان سعودی چنان خود را در تنگنا می بیند که اینک با تصور وگمان، کشورهایی را عضو ائتلاف ضد داعش اعلام می کند تا حد اقل گذشته سیه ونکبت بار خود را بپوشاند وبیش ازاین دردید مسلمانها خوار وخفیف نشود. جالب است که محمد بن سلمان وزیر دفاع حکومت سعودی اعلام کرده ،که تمرکز ائتلاف ضد تروریزم ،در عراق ، لیبی ،مصر وافغانستان خواهد بود. انتخاب این کشورها خود جای تامل فراوان دارد، این که چرا بازهم افغانستان مورد توجه حکام عربستان سعودی قرار گرفته است. تردیدی نیست که زمانی بلندی نخواهد گذشت که نیات واقعی سعودی ها ازاین گونه بازی های مضحک آشکار خواهد شد به قول حضرت مولاناکه گفت: گرمیان مشک تن را جا شود؛ روز مردن گند او پیدا شود به هر روی از تلاش های ناکام سعودی این پرسش به وجومی آید که انگیزه های اصلی سعودی ها ازاین بازی ها چیست واین بازی های خرد نا پسند و دل آزار را برای چه انجام می دهد؟ آگاهان به دو نکته اشاره کرده اند، یکی وضعیت کنونی سعودی ها است. حاکمان عربستان سعودی بدون آن که گذشته خود را بنگرند وبه وضعیت کنونی وحکومت خود نگاهی بیندازند و مقام و موقعیت سیاسی خود را دردنیای توسعه یافته کنونی مورد داوری قرار دهند، با خشک مغزی تصور می برند که می توانند هژمونی کشور های مسلمان را به دوش داشته باشند و تحولات منطقه زیر نظر این کشور صورت گیرد . با توجه به وضعیت آشفته کشورهای تاثیر گذاری چون مصر، عربستان سعودی خود را در یک جایگاه بر تر می بیند ومی خواهد نقش رهبری کننده جهان اسلام را بدوش بکشد. ازاین جهت با هر وسیله واهرمی می کوشد در کانون توجه مسلمان ها قرار داشته باشد وملجا ومرجع بسیاری از مشکلات جهان اسلام باشد. اگر میان شیعه وسنی شکاف پر نا شدنی تبلغ می کند،و مفتیان سعودی به صورت منظم ومرتب علیه شیعیان تبلیغ می کنند، آنهارا کافر می خواند، نسبت به شعیان آن کشور تبعیض های نا روا روا می دارد، بیشتر انگیزه سیاسی دارد تا با ایجاد تفرقه، کشور های مسلمان از جمله ایران را از کانون توجه کشورهای مسلمان دور سازد . اگر باحضور حزب الله لبنان مخالفت می ورزد نیز علت آنست که وجهه واتوریته حاکمان سعودی درآن کشور مورد پذیرش واقع نمی شود .جنبش های سنی مذهب تا وقتی در خط عربستان سعودی وگوش به فرمان حاکمان سعودی نباشند ،مورد اعتماد حکومت سعودی قرار نمی گیرند. در افغانستان تاجیک ها، ازبک ها وسایر اقوام غیر پشتون به نام اقوام ایرانی وضد عربستان دانسته می شود از دشمنی با این اقوام هیچ کوتاهی نکرده است. اما نکته دوم ،غرض ازاین تب وتلاش های نا کام ومضحک وطنز آمیز نحوه نگاه مذهب وهابیت را نشان می دهد. محققان برای فهم بهتر وهابیت با نگاه تطبیقی به وهابیت نگریسته وان را با جنبش اصلاح گری شاه ولی الله دهلی مقایسه کرده اند. زیرا هردو هم زمان(قرن18م) بوجود آمدند وهردو نیز مدعی اصلاحات دینی بودند. جنبش وهابیت در شبه جزیره عربستان وجنبش اصلاحی شاه ولی الله دهلوی درهند فعالیت می کرده اند. آنچه مربوط به شاولی الله دهلوی می شود نوعی گشودگی وانبساطی است که در شیوه اصلاح گری او دیده اند. این دانشمند هندی بر بسیاری ازرشته های علو م دینی اشرا ف داشته ،تمام مذاهب را به رسمیت می شناخته وبه پیروان آنها نیزاحترام می نهاده است. اما وهابیت نه تنها احترام هیچ مذهبی را نگاه نداشته ونمی داردکه در مبارزه با آن مذاهب برخاسته وهمه را منحرف از اسلام وکافر خوانده است. درپروژه اصلاح گری شاولی الله دهلوی تقویت اتحاد وهمبستگی میان مسلما ن ها مد نظر بوده تامسلمان ها از آسیب بیش تر در امان نگاه دارد. اما عبدالوهاب علم مخالفت با همه مذاهب اسلامی را بر افراشته وعلیه همه اعلام جنگ کرده است. گرچه امروزتمام کینه توزی وهابی ها علیه شیعه ها است. اما هم عربستان سعودی وهم پیروان آو نشان داده اند که نسبت به پیروان هیچ مذهبی دید گشوده ندارند وهمه را کافر وخارج ازدین می خوانند. برخی محققان زمینه ای اختلاف نظر هردو جنبش اصلاحی را ناشی از زمینه ها ی جغرافیای آن دو دانسته اند. اینکه نحوه معیشت وزیست بوم آدمی تاثیر خود را بر افکار او نیز می گذارد. دهلوی در هند بد نیا آمده،در محیط مناسب وبا آب وهوای معطر و با گل وسبزه وبلبل وطوطیان شکر شکن هند رشد کرده ، جنبش وهابی در سرزمین خشک وخشن وبی اب وعلف عربستان به دنیا آماده طبیعت خشن وبی رحم ،خشونت ودرنده خویی را بردید وداوری اوتحمیل کرده است. لذا این دو جغرافیا دو نوع جنبش پرورده، از یکی، جزگشودگی وتساهل وهم پذیری به دید نرسیده واز دیگر جز خشونت ودرنده خویی وتحجر دیده نشده است. بنابراین درنده خویی وکشتار از آموزه هایی است که درخون مذهب وهابیت جریان دارد.لذا حکومتی که خشونت را به عنوان یک راهکار دینی پذیرفته باشد، بعید است که خیری ازآن حکومت نصیب دیگران شو.د ازاین جهت است که از دهان خنده این حکومت خون می ریزد وازاین حکومت نمی توان انتظار برد که با تروریزم مبارزه کند. اگر اندک عرق اسلامی وانسانی دراین حکومت وجود داشت، مردم یمن این گونه شاهد کشتار بی رحمانه مزدوران سعودی نبودند واین سبعیت ودرنده خویی در آن کشور فقیر اعمال نمی شد، خانه های مردم به ویرانه تبدیل نمی گشت. ازاین روی است که هرحرکت سیاسی این حکومت به یک طنز زهر اگین شبیه تراست. تا یک رویکرد اسلامی وانسانی.