ریزش در جبهه سیاسی
دید گاه مستقل او در اداره امنیت ملی از یک طرف واتکای او به تجربه خود درکارچند ساله، اعتماد به نفس کم نظیری را برای او بوجود آورده بود. موفقیت های او دراین اداره وجلو گیری از نا امنی بیشتر، اورا محبوب مردم کرده بود. اما اشرفغنی باور مند به کار تیمی در حکومت بود و بویژه این که جناح دیگرحکومت ازرقیبان او شمرده می شود،و او می کوشدتمام افتخارات را به نام خود ثبت وضبط کند، و نبیل شاید نتوانست با تیم اشرفغنی همکار باشد و درعرصه عمل فرمان ازکسانی ببرد که چندان وقوف وآگاهی بیشتر ازاو نداشتند.
بی اعتنایی به تیم اشرفغنی وتن ندادن به خواسته های او، او را مغضوب آن تیم ساخت،و با وارد آوردن فشار اورا واداشت که از وظیفه خود استعفا دهد.
نکته دیگری در علت استعفای نبیل شمرده می شمارند آنست که، نبیل از روحیه سخت ضد پاکستانی برخورداراست واین روحیه ورویکرد عکس العملی طبیعی دربرابرسیاست های پاکستان درقبال افغانستان بود. نبیل اززیروبم سیاست های پاکستان می دانست وبردوریی های سیاست مداران آن کشور اطلاع داشت واین اطلاع باعث شده بود که مواضع سخت وانعطاف نا پذیری در قبال پاکستان داشته باشد.
البته مواضع و دیدگاه های اکثر اعضای امنیت ملی کشور ضد پاکستانی است و آنهم به این دلیل که این نیروها از سیاست های پشت پرده پاکستان اطلاع دارند، و شگردهای پاکستان در قبال افغانستان را می دانستند ومی دانند. سلف او آقای امرالله صالح نیز با روحیه ضد پاکستانی شهره بود وازاین جهت از امنیت ملی کنارگذاشته تا حکومت کرزی به خواست های پاکستانی ها عمل کرده باشد.
ازبدو تشکیل حکومت وحدت ملی هم گویا، اشرفغنی شیوه مماشات وامتیاز دادن به پاکستان را درپیش گرفت تا صلح با طالبان رابه هر قیمت ممکن بدست آورد، واستعفای نبیل هم می تواند یکی ازهمان هزینه هایی باشد از سوی اشرفغنی پرداخته می شود.
بنابراین ناسازگاری اشرفغنی با ریاست امنیت ملی ناشی از یک تفاوت دیدگاه استراتژیک آن ریاست با اشرفغنی است.
ازاین جهت بود که اشرف غنی حضورو وجود اورا در اداره امنیت ملی کشور بر نتابید وکوشید به هر نحوی ممکن ازاین اداره کنار رود. دید گاه مستقل نبیل وافشای برخی نام ها درسقوط قندز اورا بیشتر مغضوب اشرف غنی وتیم او ساخت .نبیل بعد از سقوط قندوز در مجلس نمایندگان حاضرشد تابه پرسش های اعضای آن نهادپاسخ دهد، و او با صراحت حکومت اشرفغنی وشخص اتمر را مسبب سقوط قندز خواند، وگفت او از عملیات نظامی بر نیروهای طالبان مانع شده است.
اشرفغنی استعفای نبیل راکم اهمیت خوانده و آن را امر معمول دانسته است، آگاهان وکار شناسان اما؛می دانند که نه اداره ی امنیت ملی افغانستان یک اداره معمولی است ونه هم بر کناری یا استعفای کسانی که دردرون آن اداره کار می کردند آدم های معمولی هستند،که رفتن شان امر معمول تلقی گردد. آنها حاوی وحامل اطلاعات مهمی هستند که برکناری آنها ازآن پست ها به هیچ عنوان با منافع ملی کشور هم خوانی وهماهنگی ندارد، واین گفته های رئیس جمهور اشرف غنی ناشی از برداشت ناصحیح او از دستگاه امنیت ملی کشوراست. بویژه استعفای اودر زمانی صورت می گیرد که وضعیت امنیتی در کشور بسیار شکننده است. همین چند روز گذشته بود که حملات سنگینی بر میدان هوایی قندهار صورت گرفت وبیش از پنجاه نفر کشته شدند. حمله در مرکز شهرکابل و در یکی از حساس ترین نقطه شهر بیانگر آنست که وضعیت امنیتی بررغم سردی هوا هنوز بسیار شکننده است.
طالبان از تمام توان سود می برند تا ضربه خود را بر حکومت وارد آورند. از طرف دیگر پاکستان با سیاست های مزورانه در صدد است تابار دیگر حکومت و نیروهای طالبان را در کنار هم بنشانند ،تا سرگرم به اصطلاح مذاکره شوند.
بعد از استعفای نبیل مردم و بسیاری ازرسانه ها این پرسش را مطرح می کنند که، اشر فغنی چه تضمینی درراه ایجاد صلح با طالبان ،از پاکستان دریافت داشته است که اینک درایذای آن خواسته ها، زبده ترین نیروهای امنیتی کشور را کنار می گذارد. بی تردید ازدست دادن این نیروهای زبده و زبر دست و آب دیدهء امنیتی به معنای پرداخت هزینه های هنگفت در بدل وعده های موهوم ومیان تهی حکومت پاکستان است..
هم چنان این پرسش بوجود آمده است ،که نکند اشرفغنی می خواهد بر خلاف خواسته ها ی مردم وذهینت آگاهان ،افراد مشکوک و لکه داررا در کنار خود قرار دهد، وافراد صادق،با تجربه ونیک نام را از خود دور کند.
هردو شخصی که از مشاوران ودوستان نزدیک اشرفغنی قرار دارند، برهردو اتهام های سنگینی وارد است.معصوم استانکزی باردست داشتن قتل استاد ربانی بردوش خود دارد ،که هنوز ازآن اتهام تبریه نشده است. حنیف اتمر از شخصیت های مورد وثوق شخص اشرف غنی نیز در مظان اتهام قرار دارد.ظاهر قدیر از نمایندگان مردم ننگرهارمدعی است که اتمر درایجاد وتقویت داعش در آن ولایت نقفش دارد.،اوگفته است که اگررازی را که می داند افشا کند حکومت سقوط خواهد کرد،او اتهام مشخص همکاری اتمر با القاعده را مطرح کرده است وهیئتی نیز برای بررسی این اتهام تعین شده است . اشرف با نا دیده انگاشتن این اتهام می کوشد بر خلاف ذهنیت عامه وآگاهان سیاسی ازاین دو فرد استفاده کند. در تازه ترین گزارشی که از سوی خبر گزاری روسی« تاس»منتشرشد ه هردو فرد در انتقال نیرو های داعش در مرز میان افغانستان وکشور های آسیای میانه متهم شده اند.
آ واقعا روس ها با این دو فرد دشمن شخصی دارند یا ان که دلیل ومدرکی دردست دارند که ثابت می کند که این هردو فرد در نا امنی های شمال وهم چنان انتقال گروه داعش دست دارند؟
اشرفغنی لابد می داند که بدون همکاری کشور های همسایه، افغانستان روی ارامش وصلح را نخواهد دید. لذا باید با سیاست شفاف در قبال همسایگان حرکت کند و ودامن پرلکه حکومت را ازین گونه اتهام ها مبرا دارد. در غیر آن صورت پرداخت هزینه های انسانی هم راهی به جایی خواهد برد وصلحی ایجاد نخواهدشد،اما افراد زبده وبا تجربه از حکومت او کنار خواهد رفت.