آیا سیاست ایجاد وتقویت تروریزم کاهش یافته وکشورهای منطقه به مضارومصیبت ونکبت تروریست پروری وقوف یافته اند و می خواهند فاصیله خود را به این پدیده شوم وشیطانی بیشتر کنند، وخواهان احیای روند صلح مییان هردو کشورافغانستان وپاکستان هستند که هردو با مساعی مشترک درهمین راستا تلاش ورزند؛

آیا سیاست قدرت های بزرگ جهانی دررابطه به پدیده تروریزم تغیر پیدا کرده که اینک  این گونه نشست ها را با دید مثبت بتوان ارزیابی کرد؛

نکته دیگری که بازهم می تواند نقطه امید بخش تلقی گردد، تغیر دررویکرد های سازمان استخبارات پاکستان است، چه تغیری دردید گاه های حکومت وسازمان استخبارات پاکستان بوجود آمده است که به احیای روند صلح بتوان امید واربود؟

در یک کلام هیچ کدام!

 ازنخستین نشست ازاین دست که در استانبول ترکیه تدویریافت تا کنون  درسیاست کشورهای منطقه تغیرمثبتی ایجاد نشده است . ارتباط با تروریزم به شکل بی سابقه افزایش یافته ، طشت رسوایی ارتباط اردوغان با تروریزم به زمین افتاد ونشان داد که تنها پاکستان نیست که تروریزم را وسیله دست یابی به منافع سیاسی واقتصادی خود می داند، بلکه بسیارند کشور هایی که از تروریزم استفاده ابزاری کرده ومی کنند، و براین سیاست خود مصرهم هستند.

   همین حالاحضورغیر قانونی ترکیه در خاک عراق بیانگر همین سیاست یک بام  ودوهوا است. در نشست اسلام آباد به حکومت افغانستان و پاکستان برای احیای روند صلح توصیه می شود، اما برخی از کشورهای شرکت جسته در کنفرانس، تروریزم را وسیله دست یابی به مقاصد سیاسی خود می دانند. وزیر خارجه ایران در آن نشست برهمین نقطه تاکید کردوازاین واقعیت پرده برداشت که نباید ازاین پدیده شوم استفاده ابزاری کرد .

     اعراب خاورمیانه به محوریت عربستان سعودی وقطردر ایجاد و تقویت تروریزم نقش اساسی داشته اند. بر اساس گزارشی که در وبسایت بی بی سی منتشر شده بیشترین سربازان داعش درسوریه ، اتباع عربستان سعودی وترکیه وکشورهای غربی است.

    درتجهیزات تروریست ها در سوریه نام شرکت های قطری به چشم می خورد. عکس های یاد گاری فرزندان اردوغان درکنار تروریست ها درشبکه های اجتماعی به دید می رسد.

     این واقعیت ها نشان می دهد که رویکرد کشورهای عضو قلب آسیا، نسبت به پدیده تروریزم تغیر نیافته است. حال وقتی کسی خود بیمار باشد چگونه می تواند به دیگران نسخه بپیچد.. نکته نا امید کننده کانونی هم آنست که تغیری در سیاست های حکومت پاکستان ایجاد نشده است. گرچه بعد از توقف مذاکرات صلح حکومت افغانستان و طالبان، حکومت پاکستان بارها ازاحیای روند صلح سخن گفت، اما مردم وحکومت افغانستان به این گفته ها باور نکردند آن گفته ها را یک بازی مضحک از سوی  پاکستان می دانند.

    بی اعتمادی میان دو کشور به حدی است که گفته می شد که اشرفغنی درنشست قلب آسیا حاضر نبود شرکت کند؛ زیرا می داند که حکومت پاکستان صداقت لازم را ندارد.لذا این امید واری هم وجود ندارد که بتوان به پیامد های مثبت این گونه نشست ها امید وار بود وچشم اندازی نیکویی را انتظار برد. نکته قابل توجه دگر آنست که در سیاست های منطقه ای کشور های بزرگ جهان نیز تغیری ایجاد نشده است. گرچه حمله ها ی تروریستی در پاریس، شوکی در میان کشورهای غربی ایجاد کرد ونشان داد که تروریزم مرز نمی شناسد. اما این تغیرات به حدی نیست که بتوان انتظار برد که واقعا سیاست یک بام  و دوهوای کشور های غربی تغیر یافته باشد وحکومت های غربی صادقانه در جهت محو تروریزم تلاش ورزند.

   بنابراین از میان سه پارامتری که بیان شد اگر رویکرد های منطقه ای نسبت به تروریزم تغیر می یافت ویا دردید گاه های حکومت پاکستان تغیری ایجاد می گشت شاید این اطمینان بوجود می آمد، فضای بی اعتمادی از میان می رفت ومی شد به آینده امید وار بود.

   اما متاسفانه هیچ کدام ازاین فاکتور ها تغیر پیدا نکرده است.

  امریکا به عنوان بزرگترین قدرت تاثیر گزار در پاکستان، هم چنان سیاست دوگانه دارد. هم به حکومت افغانستان نزدیک است وهم به پاکستان. هم قاتل را کمک می کند وهم برای مقتول اشک می ریزد. هم ظالم رااسلحه وپول می دهد وهم مظلوم را حمایت می کند .این سیاست دوگانه باعث می گردد که تنش میان دو کشورادامه پیدا کند.  در اخیر نشست اسلام آباد گفته شده است که مذاکره خصوصی میان اشر فغنی ونواز شریف برگزار شده است. شریف از اشرف خواسته است که طالبان را در ساختار حکومت افغانستان شریک سازد!

  این سخن به معنای آنست که پاکستانی ها پیشنهاد می کنند که جاسوسان آن کشور دربدنه حکومت افغانستان جای گیرند،که یک خواست نا مشروع ونا موجه است که کشوری از کشور دیگر بخواهد که طرفداران آن کشوررا به اداره ها حکومتی خود جای دهد.

  معنای دیگر آن سخن زیر پای نهادن حاکمیت ملی واستقلال سیاسی کشوراست . برای افغانستان شرم است که بعد ازدیدن این همه جنایت از سوی طالبان این بار آنها را در ساختارحکومت خود بگنجاند،مقام ومنصب حکومتی برای آنها قایل باشد،وامرونهی آنهارا بر شهروندان کشور بپذیرد.