تمدید حضور نا تو برای چیست؟
جمهورامریکا گفته بود که سربازان نا تو بعد از سال 2016 خاک افغانستان را ترک خواهند کرد وهیچ سربازی باقی نخواهد ماند. اکنون این پرسش برای بسیاری از افغان ها مطرح می شود که سربازان نا تو برای ایجاد امنیت و ثبات سیاسی درافغانستان باقی می مانند یا آن که اعضای نا تو سیاست های خود را پیگری می کنند و برای رسیدن به اهداف خاصی که مورد نظر دارند در افغانستان حضور خود را تمدید کرده اند؟
اگر این پرسش ده سال قبل از یک شهروند افغان پرسیده می شد که سربازان نا تو درافغانستان بمانند یانه؛ البته این پاسخ را دریافت می کرد که حضور نا تو در افغانستان می تواند برای ایجاد امنیت، ثبات سیاسی و روند دموکراسی در کشور یکی ازمهم ترین و موثر ترین عامل باشد.
برای آن که حضور نا تو با این نام وعنوان تعریف شده بود و مردم می پنداشتند آنچه که برای نا تو تعریف شده است لابد بدان عمل خواهند کرد. این بزرگترین امتیاز برای افغان هاشمرده می شد که کشور های غربی برای ایجاد امنیت، مبارزه با کشت تریاک و تقویت روند دموکراسی در افغانستان حضور یافته اند و مردم افغانستان نیز ازاین فرصت بوجود آمده استفاده کنند.
گویا بعد از چهار ده سال ورق به کلی برگشته است.
امروز حضور نیروهای نا تو در افغانستان نه تنها برای شهروندان کشورهیچ چنگی به دل نمی زند وهیچ کسی را وا نمی دارد که از حضور نا تو دفاع کند که این ذهنیت بوجود آمده است که حضور نا تو هزینه های هنگفت سیاسی ونظامی بر مردم تحمیل می کند.
این پاسخ برای اعضای نا تو و جامعه جهانی نوعی بی حرمتی نباید تلقی گردد که مردم افغانستان را به قدر نا شناسی متهم دارند، زیرا مردم افغانستان حضور ناتو در کشور خود را تجربه نکرده بودند و صرف با تعریف هایی که ازآن صورت می گرفت می شناختند. از حافظه مردم نمی رود که سفیر جاپان دراوایل حضور امریکایی ها در افغانستان گفته بود که، مردم افغانستان نباید فرصت حضور امریکا در کشور خود را از دست بدهند و از حضور آنها استفاده نکنند. او کشور خودرا مثال زده بود که پیشرفت جاپان بعد از جنگ جهانی دوم مرهون کمک های امریکا برای آن کشوراست"
اما گویا تجربه ها ی مردم افغانستان و جاپان یکی نیست. مردم افغانستان این تجربه رابدست آورده که حضور نا تو هیچ یک از مواردی که برای آن تعریف شده بود را عمل نکرده و افغانستان بعد از حضور چهارده سال ناتو در بد ترین وضعیت ممکن به سر می برد.
حضور ناتو در بیش از یک دهه گذشته برای تامین منافع سیاسی و امنیتی آن کشور ها بوده است. زمانی که امنیت درآن کشورها به نحوی تامین شد و خطر تروریزم ازسر آن کشورها رفع شد. سیاست دوگانه از سوی اعضای نا تو در پیش گرفته شد.
نیروهای انگلیسی با دور زدن حکومت، با نیرو های طالبان در ولایت هلمند وارد مذاکره شدند که خود نوعی مداخله در کارحکومت و قانون شکنی آشکار بود. هم چنان نیروهای انگلیسی به جای مبارزه با کشت تریاک و قاچاقچیان مواد مخدر،دست قاچاقچیان را در قاچاق تریاک باز گذاشت. در نتیجه کشت تریاک در ولایت های جنوب نه تنها کاهش نیافت که افزایش روز افزون نیز پیدا کرد. همزمان با خروج نیروهای انگلیسی ازهلمند، اعلام شد که نود درصد تریاک افغانستان درهلمند کشت می شود وبیش از نود درصد تریاک جهان از جنوب افغانستان تامین می گردد.
در مدت حضور نا تو در افغانستان، اسناد ومدارکی دال بر مداخله پاکستان در امورداخلی افغانستان به نیروهای نا تو ارایه شد که هیچ توجهی صورت نگرفت و روند نا امنی فرا گیر شد ،نا امنی از جنوب به شمال کشور تسری پیدا کرد. خروج نیروهای نا تو،هم زمان بود با نا امن شدن شمال کشور.
با آن که مداخله پاکستان در امور داخلی افغانستان آشکار بود اما؛ پاکستان به جای آن که تحت فشارسیاسی قرارگیرد تا دست از مداخله گری بردارد ولیکن سیاست ها گنگ و مبهم از سوی اعضای نا تو در پیش گرفته شد که به نحوی بی توجهی به خواسته های حکومت و مردم افغانستان بود.
چهار نشست سه جانبه میان حکومت افغانستان ، پاکستان وبریتانیا تدویر یافت که هیچ کدام به نتیجه نرسید . این نوع نشست ها نوعی سرگرمی، وقت گذرانی وبی توجهی به خواست های جدی مردم تلقی می گردید.
نشست هایی هم که میان حکومت افغانستان پاکستان وامریکا صورت گرفت، بدون هیچ نتیجه پایان یافت وفقط نوعی برافگندن پرده بر روی جنایت های عوامل پاکستان بود.
هروقت از ناتو سخن می رود مصرف میلیارد ها دالر از سوی اعضای نا تودرافغانستان نیز برزبان رانده می شود؛ اما بررغم مصرف ملیارد ها دالر، به زیر ساخت ها ی اقتصادی افغانستان هیچ توجهی صورت نگرفت. انجوهایی که از سوی اعضای نا تو آمده بودند بیشترین پول های مصرف شده را به کشور های مبدا بر گرداندند. ان پولها به نام سازندگی افغانستان به مصرف رسید، اماجز فساد افسار گسیخته ویک جامعه طبقاتی بر جای نگذاشت. دموکراسی نه تنها در افغانستان تقویت نگردید که عناصرو مولفه هایی ضد دموکراسی تقویت گردید،آنچه به نام دموکراسی باقی مانده است جزیک رژیم ضعیف وغرق در فساد نیست.
چهارده دسال ا ز حضور نا تو در افغانستان می گذرد. ولی نا امنی به صورت بی سابقه گسترش پیدا کرده است، حتا گشت و گذار در پایتخت کشوربا مشکلات جدی امنیتی مواجه است.
آنچه از حضور نا تو در افغانستان مورد انتظار بود هیچ کدام برآورده نشد.
تمدید حضور نا تو به معنای کمک کردن به اوضاع نابسامان امنیتی افغانستان نیست، بلکه نا تو برای تامین منافع خود حضور دارد که بخشی ازآن منافع برای مردم قابل مشاهده است و بخشی نیز درسیاست های پنهان و چند پهلوی اعضای نا تو نهفته است.
آنچه برای مردم افغانستان مسلم است این که، اعضای نا تو خود را درعرصه بین المللی در تنگنای بد نامی احساس می کنند. متحدان ناتو در ایجاد شبکه های تروریستی دخالت داشته و هم چنان اعضای نا تو بدون کم ترین نگرانی از کشور های حامی تروریزم حمایت کرده اند. اسناد و مدارکی دال بر دست داشتن اعضای نا تو وجود دارد که آنها را مرتبط به شبکه های تروریستی نشان می دهد. اما نا تو هنوز این اتهام سنگین را از خود دور نکرده است.اعضای نا تو می دانند که اگر افغانستان را ترک کنند، حکومت ومردم افغانستان سوگوار ترک آنها نخواهند بود و رفتن این جماعت دو رنگ را یک ضایعه برای امنیت وثبات سیاسی خود نمی دانند.
آنچه که نا تو را برای ماندن در افغانستان ترغیب می کند ،نگرانی از آینده اعضای این پیمان درمنطقه ووسیع اسیا وبوِیژه در خاور میانه است. با توجه به این که روسیه چنان پرقدرت وتهاجمی در عرصه بین المللی بویژه خاورمیانه حضور بهم رسانده که بر نگرانی های اعضای نا تو افزوده و این بیم را ایجاد کرده که اگر نتوانند در تحولات سیاسی و نظامی منطقه وسیع خاورمیانه حضور پیدا کنند، نقش و جایگاه خود را برای همیشه ازدست خواهند داد.
فرانسه به بهانه عملیات تروریستی در خاک خود، بار دیگر در سوریه وخاورمیانه حضور یافت.بریتانیا نیز برای آن که از قافله عقب نماند به جمع کشورهای ضد تروریسم پیوست وبا عملیات هوایی در سوریه همانگ شد.
امریکایی نیز منافع بی شماری که در خاورمیانه دارد
نمی تواند ازاین منافع دست بردارد.
اتحاد جدید کشورهای چون روسیه، ایران عراق وسوریه واقعیت تلخی برای اعضای نا تو است که می تواند چالش عمده برای سیاست های چند پهلوی اعضای نا تو در خاورمیانه باشد.
این هاعوامل مهمی هستند که حضور نا تو را توجیه می کند. برای امریکایی ها بسیار مهم است که کشورهای نفت خیز حامی تروریزم ر ا موردحمایت خود داشته باشد تا ازدرون متلاشی نشوند .
حکومت سعودی نزدیک به ده ماه است که در یمن عملیات نظامی انجام می دهد، اما کوچکترین دست آوردی بران آن کشور نداشته است. تداوم عملیات نظامی می تواند این کشور استبدادی را در معرض فروپاشی ازدرون قرار دهد. ازاین جهت امریکایی ها ودر مجموع اعضای نا تو،نگران وضعیت آینده خاورمیانه است هر تحولی هم که درخاورمیانه رخ دهد به نفع نا تو نخواهد بود.
آنچه حیثیت و وقار نا تو به عنوان قدرت مند ترین کشور های غربی رادچار خدشه می کند، سیاست های غیر شفاف وچند پهلوی آنان درقبال تروریزم است.معیار داوری برای اعضای نا تو منافع آن کشورها است و این چیزی است با اخلاق وکرکتر مردم مسلمان منطقه نا هم خوانی دارد و هرقدر بیشتر می شناسند تنفری بیشتر ایجاد می گردد.