حکومت ؛ نگاهی ازدرون!
درزمان حکومت آقای کرزی نیز، رمضان بشردوست وقتی در سمت وزیر پلان آن حکومت بود انتقادهای گزنده ای بر حکومت وارد آورد ومورد استقبال بسیاری از شخصیت های سیاسی ورسانه های جمعی نیز قرار گرفت ،ولیکن دیری نگذشت که از سمت خود کناره گیری کرد وهیچگاه دردستگاه های اجرایی کشور سمتی نیافت.
آنچه آقای دانش بدان اشاره کرده ا واقعیتی است که نمی شود انکار کرد. در بیش از یکسال گذشته که حکومت وحدت ملی روی کاربوده ،انتقاد هایی ازسوی رسانه های جمعی بر حکومت صورت گرفته است ،این رسانه ها از مناظر وزوایای مختلفی به نقد حکومت پرداخته اند .اما هیچ یک تا هنوز مورد توجه واقع نشده واصلاحی صورت نگرفته است .
با توجه به نقد دانش، اکنون این پرسش ایجاد می شود که برای اصلاح ساختار یک حکومت وایجاد فضای اعتماد میان حکومت ومردم چه معیاری برای نقد مطلوب لازم است وچگونه می توان به نقد حکومت پرداخت که هم موثر باشد وهم اصلاحی بوجود آید؟
ممکن است برخی نقد ها اصلا در قالب نقد نگنجد وغرض آن باشد که حکومت را در موضع ضعف قرار دهد که تا خواسته های سیاسی مشخصی را بپذیرد . این گونه نقد ها در جامعه مثل افغانستان امر معمول ومروج است؛زیرا تنها قدرتی که هم نام دارد وهم نان ،قدرت دولتی است.
دیده شده است که فردی به نقد حکومت پرداخته، صدای بلندی هم داشته اما همین که در سمت حکومتی بر گزیده شده است. زبان به تملق گشوده .جایگاه یک منتقد منصف را فروهشته . معلوم شده است که نقد منتقد ازروی بی طرفی ومنافع مردم نبوده بلکه صرف بر اساس منافع شخص و یا گروه مورد نظرش صورت است. نقد حکومت از خود(ازدرون) به معنای گونا گون تعبیر می شود، گاهی حکومت به نقد خود می پردازد که زبان منتقدان آزاد را ببندد واین گونه بنماید که ما خود به کاستی های خود مقرو معترف هستیم، نیاز نداریم ونمی پسندیم که کسی از بیرون به نقدحکومت ما بپردزاد .
اگر آقای دانش تصمیم براین داشته که با نقد خود، زبان رسانه های گروهی را ببندد و نقد حکومت هم توسط خود حکومت صورت گیرد، به نظر می رسد که به جایی نخواهد رسید.نه نقد ها تاثیر گزار خواهد بود ونه هم اصلاحی بوجود خواهد آمد.. نقد حکومتی ها از خود(ازدرون) اگر تاثیر گزار هم باشد واصلاحاتی را بوجود آورد تاثیر اندک واصلاحات جزیی را به همراه خواهد داشت.
این گونه نقدها همانند نقد ساختار مند وتوام با راهکار های اصلاحی موثر نخواهد بود. اگر در نظام های دموکراتیک این همه بر نقد ونقد پذیری اهمیت می دهند و رسانه های گروهی رکن چهارم دموکراسی به حساب می آید وفشار حکومت بر آزاد ی رسا نه های گروهی به هیچ عنوان پذیرفته ومورد قبول نیست؛
ازاین جهت است که نقد رسا نه های گروهی همانند یک منتقد حکومتی ازدرون خود نیست . نقد حکومت بر خود تا آنجا پذیرفته است که منافع اعضای حکومت را با خطر مواجه نکند. هرگاه نقد ها ازاین حیطه پای به بیرون گذارد ،هیچ فرد حکومتی نمی تواند آن را بپذیرد ویا حد اقل مورد توجه قرار دهد. بنابراین نقد حکومت از خود هیچگاه با یک دید بی طرفانه ودور از منفعت اعضای حکومت نبوده است. نقد حکومت از خود یک معنای دیگر هم می تواند داشته باشد، این که حکومت هزینه مادی برای تقویت ونهادینه سازی آزادی بیان ورسانه ها نپردازد؛ در حالی که در نظام های دموکراتیک نه تنها حکومت نقد رسا نه های گروهی ونهاد های مدنی را جدی می گیرد که برای رشد آنها هزینه مادی لازم را نیزمی پردازد و آنها را ملزم می کند که به نقد کار کرد حکومت بپردازند. اما این شیوه هنوز در افغانستان معمول ومروج نشده است وهنوز هاضمه وظرفیت حکومت چنان فراخ نیست که منتقد خود را تقویت کند. گرچند اقای« دانش» از اعضای کمیسیون نظارت بر تطبیق قانون اساسی کشور خواسته است که قداست وبی طرفی این کمیسیون را محترم بدارند وبه نقد حکومت بپردازند وقانون شکنی های حکومت را اعلام کنند. اما نقد این کمیسیون هیچگاه جای رسا نه های گروهی آزاد وبیطرف را نخواهد گرفت وکشور را از داشتن رسا نه های آزاد بی نیاز نخواهد کرد.زیرا کسانی که با نان حکومت زیست می کنند ونام حکومت را برخود دارند نمی توانند نقد بی طرفانه کنند وفارغ از همه وابستگی ها به حکومت وکار کرد حکومت بنگرند.
بهر حال ازآن جایی که گفته اند که اذعان به اشتباه، گامی مهم برای اصلاح است ،سخنان اقای دانش نیز از سوی رسا نه های گروهی مورد استقبال قرار خواهد گرفت.
البته نقد رسانه های گروهی تنها نقد حکومت وتخطی ازقانون اساسی کشور نیست. حکومت ازپهلووزاویه های گونا گون قابل نقد است وپذیرش آن نقد ها می تواند اصلاحات بنیادی را در کشور ایجاد کند .
آنچه که بر ای یک فرد حکومتی(کنونی) از اهمیت چندانی برخوردارنیست ومی تواند توجیه قانونی داشته باشد دید ونگاه قومی به قدرت است. وقتی از یک نگاه ودید بیطرفانه وخارج از دایره قدرت به حکومت نگریسته می شود، نگاه قوم گرایانه به حکومت، یک نگاه غیر عالانه به قدرت است و در مدت دوازده سالی که از عمر حکومتداری گذشته ،هیچگاه به عنوان یک معضل بنیادی مورد توجه واقع نشده است. نا مطلوب تر آن که این نگاه چنان درتار وپود حکومت ریشه کرده که حکومت گران هیچ گاه این بد اخلاقی آشکار را نمی بینند. تا وقتی این نگاه مورد توجه واقع نشود واین نگره وعملی که بر می انگیزد، یک نگاه ضد ارزش های انسانی تلقی نگردد، نمی تواند اصلاحات بنیادی درکشور ایجاد گردد.
نگاه انتقادی به این پدیده درنزد یک بازیگر قدرت هیچگاه ایجاد نمی گردد. بنابراین یک منتقد باید نگاهی ازبیرون داشته باشد ،زشتی ها وزیبایی هارا از یک ارتفاع بلند تربنگرد. برحکومت است که به این نگاه احترام قایل شود آن را جدی بگیرد.کلام آخر این که نگاه ازدرون حکومت بر حکومت وکشف خطاهایی که صورت گرفته است امر مطلوب ومفید است اما یک حکومت کار آمد وباور مند به اصلاح خود، می کوشد با تقویت جایگاه منتقدان بیرونی، کاستی های خودرا بیش از پیش آشکارا بنگرد وبراصلاح درون تاکید ورزد.