صبر حامیان داعش لبریزشد؟!
یعنی که سوریه وروسیه وهم پیمانان این کشورها، با داعش وتروریزم بین المللی می جنگند، ولیکن کشور هایی هستند که بظاهر مخالف تروریزم هستند؛ اما عملا با تروریسم همدل وهم پیمان هستند وخواهان گسترش نفوذ داعش در منطقه می باشند.
عملکرد روسیه در سوریه و هدف قرار گرفتن هواپیمای آن کشور چند نتیجه رابدست می دهد. یکی این که:ترکیه از کشور های مهم منطقه است که یک حزب سیاسی اسلام گرا برآن حکومت می راند، این حزب بیش از ده سال است که گرداننده سیاست وحکومت در ترکیه است.بعد ازایجاد بحران در سوریه این کشور یک تغیر صدو هشتاد درجه ای در سیاست خارجی خود نسبت به سوریه بوجود آورد. قبل از بحران سوریه، ترکیه از حامیان اصلی فلسطینیان شمرده می شد اما درسالهای اخیر این سیاست کمرنگ شده .چنانچه گفته می شود که آقای اردوغان،مواضع گذشته خود نسبت به اسرائیل را پاک به یک سو نهاده وبا اسرائیل همدل شده است. نکته دیگر این که:این کشور با این این هویت سیاسی واین ویژگی ها، از تروریزم وداعش حمایت می کند. این پرسش ایجاد می شود، که سیاست حمایت از داعش با چه انگیزه صورت می گیرد و کدام منافع را برای ترکیه اسلام گرای سکولار بهمراه می آورد؟
آیا حمایت ترکیه از داعش به نفع اسلام است ؛ به نفع ترکیه است ویا فقط ارضای خود خواهی ولجام گسیختگی و رسیدن به طرح های بلند پروازانه ای خلاف واقع است که آقای اردوغان در ذهن خود می پرورد؟
. اگر گفته شود که اردوغان خواهان سقوط رژیم اسد وایجاد یک رژیم مطابق میل خود در سوریه است و یا می خواهد نوع مذهب رسمی در سوریه را اردوغان برای سوریه تعین کند.درهردو صورت جز ارضای خود خواهی او نخواهد بود؛ زیرا دردنیای آزاد کنونی هیچ حکومتی نمی تواند حتا تصور برد که کشوری امیال وخواسته های خودرا بی کم وکاست بر دیگران تحمیل کند. کدام کشور در کدام منطقه توانسته است که به این خواسته دست پیدا کند تا اردوغان را تحریض وتحریک کرده باشد که برای نیل به این هدف ازهر وسیله حتا تروریزم سود ببرد.
قبل از بحران سوریه، روابط میان آنکارا و دمشق بسیار گسترده بود ، گفته می شد که میان روئسای جمهور دو کشوردوستی شخصی بر قرار است . اما چه شد که ورق برگشت. نکته سوم آنست که: اگرترکیه خواهان هژمونی خاورمیانه باشد و بخواهد اسرائیل را ازبلند پروازی های خود بازدارد وزمینه ساز شناسایی حقوق فلسطنیان باشد، سوریه با نوع رژیم بشار اسد، بهتر می تواند به درد ترکیه بخورد وحامی ترکیه در مبازرزه با اسرائیل باشد. چند سال قبل «رجب طیب اردوغان» درسمت نخست وزیر ترکیه، سخنان تندی رابا اسحاق رابین نخست وزیر اسرائیل در نشست داووس سویس رد و بدل کرد که موجی از خوش بینی هارا بوجود آورد،این گمان ایجاد شده بود که ترکیه به عنوان یک کشور مسلمان ومهم منطقه به تدریج، گذشته شرمگین همنوایی با اسرائیل را کنار خواهد گذاشت و در کنار مردم فلسطین قرار خواهد گرفت وخواهان احقاق حق آن مردم دربرابر اشغال سرزمین شان خواهد شد. ازیک طرف،چون عضو پیمان نا تو است، از حملات نظامی وسیاسی اعضای ناتو مصئون است از طرف دیگرمی تواند کشور های مهم منطقه را به این محور گرد آورد وجبهه وسیعی علیه زیاده خواهی های اسرائیل بوجود آورد.لذا این کشور شایسته رهبری این جریان در خاورمیانه خواهد بود ودراین روند مصر بحران زده وعربستان مرتجع با رژیم قرون وسطی را پشت سر خواهد گذاشت. روی این مبنای خوش بینانه بود که گروه های فلسطینی از طرز برخورد او با مقام های اسرائیلی بسیار استقبال کردند و اورا چون قهرمانان ستودند .حتا سران گروه فلسطینی حماس در کنگره حزب عدالت وتوسعه حضور پیدا کردند، اردوغان را با القاب وعنوان های بسیاری ستودند. انچه باعث شد که اردوغان سیاست خود را تغیردهد و به هم نوایی با مرتجع ترین،کثیف ترین وبی ریشه ترین کشورهای عربی منطقه همدل وهمنوا شود، نگارنده دلایل سیاسیف اقتصادی وفرهنگی آن رانمی داند، اما این نکته را خوب می فهمد که خود خواهی درونی وبلند پروازی های آقای اردوغان ازیک طرف و وجود اطرافیان متملق و چاپلوس از سوی دیگر باعث شد که او از شناخت واقعی خود به تدریج دور افتد ودردنیای خیالی وموهوم زندگی کند. درنتیجه هم وجهه اردوغان در جهان اسلام دچار خدشه وخذلان شود وهم توسعه شتاب ناک ترکیه سیرنزولی گیرد ونا رضایتی عمومی را بهمراه آورد.
الگوی اسلامی حزب عدالت توسعه نیزبا پرسش های بی پاسخی مواجه شود. این سیر نزولی در میان ترک ها بی تاثیر نبود ودر نتیجه حزب عدالت وتوسعه اردوغان در انتخابات گذشته صندلی های لازم را بدست نیاورد.. نکته چهرامی که قابل ذکر است این که: خود خواهی آقای اردوغان ،بی باوری جهان اسلام وکشورهای مسلمان به اردوغان بود. حزب وعدالت توسعه را بسیاری از کار شناسان، ادامه حزب نجم الدین اربکان می دانستند که قرائت همگین وهماهنگ با مدرنیته ارایه می دهد ودر جهان اهل سنت تنها حزبی است که چهره تابناک ومنعطفی از اسلام به نمایش می گذاشت. این نمایش مطلوب، هم برای جهان اسلام می توانست مفید باشد وهم منطقه را بسوی اعتدال ومیانه روی سوق می دهد. دیده شد که این پیش فرض ها چندان درست نبود و اردوغان احیای خلافت عثمانی را در ظرف خیال خود می پخت،وخوهان استیلاتریه درجهان بود که درنتیجه هم خود را در معرض چالش جدی قرار داد وهم منطقه وجهان اسلام را نسبت به خود بی اعتماد کرد. حزب عدالت وتوسعه» اکنون چنان از نظر ها فرو افتاده وچندان بی ارج و مقدار وخوار شده است که در کنار مرتجع ترین کشور های منطقه یعنی عربستان سعودی وقطر قرار گرفته واز پلید ترین گروه یعنی داعش حمایت می کند.
سقوط هواپیمای روسی در خاک سوریه به طرفداری از داعش است وطشت رسوایی اردوغان وحزب اسلامی او،بیش از پیش از بام اعتبار کشورهای اسلامی واذهان مردم مسلمان به زیرافتاد. واین نکته را ثابت کرد که او برای بلند پروازی خود خواهانه خود حاضر است خون هزاران انسان را که درسراسر جهان توسط داعش کشته می شوند نادیده بگیرد تا به مقصد موهوم خود دست پیدا کند. در فرجام به این نکته اشاره می کنم که:که سقوط هواپیمای روسی توسط یک کشور مسلمان وبه طرفداری ازیک گروه تروریست خشن ونا برد بار این واقعیت را برملا می کند که:آنچه ما بدان گرفتار هستیم از ما است. به قول معروف از ما است که بر ماست. اگر حمایت عربستان سعودی وقطر وترکیه از داعش نبود، مردم سوریه وعراق این قدر بی رحمانه به خاک وخون کشیده نمی شدند. اگر سعودی ها اندکی خود خواهی های خودرا مهار می کردند. مردم یمن این همه آسیب نمی دیدند. اگرپاکستانی ها اندکی انسانی می اندیشیدند، شاید طالبان تا حال به زباله دان تاریخ رفته بود وهکذا وهکذا...بنابراین برای مبارزه با زیاده خواهی غرب در جهان اسلام، نخستین گام توجه به آسیب هایی است که حکومت های جهان اسلام به آن گرفتار هستند. وزمینه چپاول وغارت غربی هارا فراهم می کنند.