غربی ها، از حربه های فراوانی برای به زانو در آوردن رقیب سود بردند تا چهره رقیب را چنان سیاه و تاریک، حیله گر وپرفریب نشان دهند که دنیا برگورسویالیسم روسی فاتحه خواندند وبرای همیشه آن را ازذهن خودپاک  کردند.   با وجود شوروی به عنوان یک قدرت بزرگ ایدیولوژیک، کسی تصور نمی کرد که نظامی سیاسی مبتنی بردموکراسی وحقوق بشر بدین گونه فریب کارانه عمل کند و دنیارا پاک برای خود بخواهد . به هرحال فروریختن دیوارآیدیولوژی سخت از نوع سوسیالیستی آن، امنیت خاطری  برای غربی ها بوجود آورد وجهان عملا به یک قطب پرقدرت تبدیل شد که تمام تصمیم گیری های جهانی را به تنهایی ازان خود می دانست .

 شنود گسترده تیلفون های خصوصی وراهگیری ایمیل های اروپایی ها ،اسیایی ها پرده از راز مخوفی برداشت که توسط غربی ها بویژه امریکایی ها در جهان بوجود آمده بود. سایت انترنیتی "ویکیلیکس" وفرارمامور سازمان اطلاعات مرکزی امریکا(اسنودن) به روسیه ، پرده ازدخالت های گسترده ای امریکاییها در جهان برداشت وچهره سیاه وکرهی از چهره دموکراسی امریکایی به جهان معرفی کرد.

    جهان آیدولوژی زده بدین تصور بودند، که با فرو ریزی اتحاد شوروی از آزادی های مدنی چنان برخوردارخواهند شد که به هیچ کس وقدرتی حساب پس نخواهند داد. اما گذشت نزدیک به دودهه این خواب را به کابوسی وحشناک تبدیل کرد ودنیا دیدند که موتور محرکه دموکراسی های غربی نه حقوق بشر وارزش انسانی که منافع است که به جای آیدیولوژی ها نشسته  وبسی بد تر وکثیف تر از نظام های ایدیو لوژیک اقتدار گرا،عمل می کند.

   اکثر مردم دنیا ،شعار های فریبنده ای رسا نه های گروهی را معیار داوری می دانستند. اما گمان نمی بردند که آنچه می نماید گرگی است که درلباس میش درآمده است.عمده ترین شعار حکومت های لیبرال دموکراسی غرب، آزادی بیان واندیشه، دموکراسی ، حقو ق بشر وجامعه مدنی وسایر شعار هایی ازاین دست بود که همه مقبولیت عام قرار گرفته بود وجایگاه بس رفیعی در میان مرد م ونسل تحصیل یافته ایجاد کرده بود. این یک روی سکه بود آنچه پنهان مانده بود روی دیگر سکه بود اینکه غربی هاچقدر به شعار هایی که می دهند عمل می کنند. دودهه استیلای فکری غربی ها بر جهان،ثابت شد که آنچه به چشم دیده نمی شود قدرت پنهانی است که آن شعارها پرده ضخیمی برروی آن کشیده است.

  غربی ها از نظام های سیاسی که نتیجه رهیافت های فکری واندیشگی  فیلسوفان ومتفکران  خود بود سوی استفاده کردند و تعریف مطابق میل خود ارایه دادند وتناقضی را بوجود آوردند.

   .  به صورت موجز، آنچه زمینه ایجاد قطب جدید قدرت را بوجود آورده است. از یک طرف زیاده خواهی وافزون طلبی های بی حد وحصر کشور های غربی درراس آن ایالات متحده امریکا است. از سوی دیگر برخورد دوگانه با مفاهیم وارزش های سیاسی وفرهنگی مهمی است که توسط دانشمندان واندیشه ورزان آن کشورها در دراز نای تاریخ خلق وایجاد شده است .

  از ویژگی های عمده ای اتحاد جدید، یکی آنست که بر محور ایده واندیشه سفت وسخت گذشته قایم نیست، نوعی حکومت تحمیلی را در خود نهفته ندارد. پذیرش هیچ آیده واندیشه ای را بر کشوری الزام نمی کند،بلکه یک حرکت فرا آید یولوژیک منفعت محور است. منفعتی که نه تنها برای خود که برای دیگران نیز سهم وبهره ای را می خواهد.مبارزه مشترک باافراط گرایی وتروریزم از کارو یژه های مهم اتحادیه جدید  خواهد بود. که اتحاد راهبردی روسیه ، ایران وعراق، بنیان یک قدرت بزرگ جهانی را پی خواهد افگند. دیری نخواهد گذشت که سوریه ی آزاد به جمع این کشورها خواهد پیوست.یمن از زخم خوردگان عوامل غرب در خاورمیانه است که بدون ایجاد یک کشور مستقل از پای نخواهد نشست وشکل گیری این اتحاد بزرگ برای مردم یمن قوت قلب مهمی خواهد بود که مصمم تر وهماهنگ تر از گذشته برای تامین منافع خود ورهایی ازدست رژیم اقتدار گرای مرتجع عمل کند تا حقوق مسلم سیاسی خویش را بدست آورند.     نگاه دوگانه وعمل کرد منفی کشور های غرب بویژه ایالات متحده امریکانسبت به پدیه ای تروریزم، بسیاری از کشورها را در پیوستن به اتحادیه جدید مصمم تر خواهد کرد. هیچ بعید نیست که این کشور به یک سازمان مهم سیاسی ونظامی در منطقه تبدیل شود تا مانع دخالت قدرت های فرا منطقه ای باشد.

   به هرحال با توجه به فرا آورده های نفتی هنگفتی  از یک طرف وحضور نیرو های فعال وتاثیر گزار فرهنگی که در این کشورها وجود دارد؛ می تواند تاثیربسیار زیادی برکل جهان بگذارد وشکل جدیدی در ساختارقدرت سیاسی جهان بوجود آورد .. چالش هایی که غرب سرمایه داری با چینی ها دارند، بی تردید این غول ثروت  وقدرت کرخت را به شور وهیجان بیشتر فرا خواهد خواند تا تحرکی بیشتر نشان دهد ودر مسایل بین المللی از جمله مسایل خاورمیانه با هماهنگی وهمکاری با این اتحادیه  نقش پررنگ تری ایفا کند.

   گرچه سخن گفتن ازدورنمای کاری این اتحادیه دشوار است؛زیرا که مدت زیادی از تشکیل آن نگذشته است. دوم آنکه با چالشها وموانع پرشماری مواجه است. این موانع هنوز آشکار نشده است آنچه قابل پیش بینی است؛ یکی این  که  هر حرکتی که منافع اقتصادی وسیاسی غرب را با چالش بزرگ مواجه می سازد. قدرت های غربی نیز عکس العملی نشان خواهند داد و از هر اهرمی سود خواهند برد تا این اتحادیه را با شکست مواجه سازند. اما می توان گمان برد که وجود قدرت های بزرگ تشکیل دهدنه این اتحاد از یک طرف ورویگردانی مردم منطقه از عملکرد دوگانه غربی ها ،این زمینه را فراهم خواهد کرد که قدرت جدید جایگاه محکمی در میان کشور های جهان از جمله منطقه پیدا کند.و دربرابر زیاده خواهی های کشور های غربی موضع مشترک اتخاذ نمایند.

     از واکنش غربی ها به ایجاد این اتحادیه  نیز به اهمیت ان بیشتر می توان پی برد.اگرغربی ها به تلاش وتکاپو افتاده اند ورئیس جمهور امریکا از متحدان خود دعوت می کند که در مبارزه با داعش شرکت جدی تر داشته باشند؛ نه ازاین جهت است که داعش را یک دشمن خطر ناک برای خود ومنطقه می دانند یا کشورهای متضرر از حضور داعش را دوست تلقی می کند. بلکه بدین معنا است که از حضورپررنگ اتحادیه جدید بیم ناک اند که مبادا در فردای نا بودی داعش، پیروز این جنگ، قدرت های متحد باشند، آنگاه نقش غرب وامریکا بیش از پیش کمرنگ شود. داعش بی هیچ تردیدی ساخته دست قدرت های غربی با همکاری و پول های نفت عربستان سعودی ومتحدان عرب آن کشور است. تا صدای پای روسیه در سوریه شنیده نشده بود، مبارزه با داعش یک شعار میان تهی از سوی غرب برای بازی با افکار عمومی دنیا بود.اما همین که پای روسیه به سوریه رسید  تلاش ها مضاعف شد وتکاپوها افزایش پیدا کرد.

  علاوه بر ایجاد اتحاد سه گانه که از سوی سه کشور اعلام شده است افکار عمومی دنیا نیز علیه غرب وکشور های اقمار آن وشعار هایی که بر آن تاکید می کنند  گویای آنست که بستر وزمینه رشد این اتحاد جدید وسر بر آوردن قدرت بزرگ منطقه ای فراهم است. شعارهایی که درراهپیمایی های مردم یمن بلند می شود، عربستان سعودی، اسرائیل وامریکا به یک میزان مورد خشم ونفرت مردم قرار می گیرد. علت اصلی هم آنست که پرده ریا ازروی غربی ها وعوامل آن در منطقه برافتاده است .اگر وضعیت بدین منوال ادامه پیدا کند. این اتحاد یه می تواند به یک چتر حمایتی گسترده برای کشور های فقیر، نا امن ودر حال گذارا تبدیل گردد. شاید برای مردم افغانستان ،این پرسش بوجود اید که حکومت افغانستان  چقدر و چگونه می تواند ازاین اتحادیه منتفع شود.

   پاسخ انست که با توجه به شعار همگرایی منطقه ای حکومت وحدت ملی، افغانستان اگر دو پارامتر وپوتانسیل را حایز باشد می تواند ازاین اتحادیه سود ببرد وبرای بیرون رفت از وضعیت بحران افرین کنونی رهایی یابد. یکی این که فهم کند وبداند که چه راهکاری باید انجام دهد که ازاین وضعیت بیرون شود. دوم آن که حکومت ازیک انسجام درونی برخوردارباشد که نهادهای گونا گون درون حکومتی به خنثی کردن تلاش های نهاد دیگر نپردازد که متاسفانه تا هنوز فاقد هردو گزینه است.