افغانستان وبازی جدید پاکستان
داشتن مردم آگاه ، با انگیزه وخلاق در پرتو سیاست های مدبرانه وخردمندانه حکومت گران بوجودمی آید . اگر این ویژگی برای تمام عصر ها مهم باشد برای افغانستان وشرایط دشوار کنونی یک امرواجب ویک الویت استراژیک سیاسی است.اما با تاسف که سیاست مداران کشور ما با واقعیت های کنونی دنیا زیست نمی کنند یا دشمنان خود را جدی نمی نگرند یا آن که با خیالات بریده از واقعیت زیست می کنند وبا هیمن دید کوته نگرانه وسطحی است که سیاست های نا خرد مندانه ای ر اتخاذ می نمایند.دراین مورد مثال های فراوانی را می توان عنوان داشت. آنچه دراین روزها نگرانی آفریده است، رویکرد جدید حکومت پاکستان دررابطه با طالبان است. حکومت ، مردم وکثیری از نویسندگان وتحلیل گران کشورما با این ذهینت زیسته اند( حق هم بوده) که حکومت پاکستان اهداف دراز مدتی در سر دارد وهمیشه مترصد فرصت است که بتواند ساحه نفوذ خود را در افغانستان گسترش دهد، از طالبان تا وقتی حمایت خواهد کرد که به این اهداف خود دست پیدا کند. از جمله سیاست خارجی افغانستان رادر تحت کنترل وهدایت خود داشته باشد.قدرت تصمیم گیری در گماشتن برخی افراد دربرخی سمت های مهم را بدست آورد. اما سیاست مداران وحکومت گران کشورماهمیشه با خیالات خام خود زیسته اند ، سیاست ورزیده اند.
درادامه دیدار اعضای جامعه مدنی افغانستان با پاکستانی ها، دراین اواخرنیز جمعی از جوانان و وابستگان به جامعه مدنی افغانستان به پاکستان سفر کردند.تا با اعضای جامعه مدنی آن کشور دیدار وگفت وگو کنند مشکلات خود را با آنها در میان گذارند، با تفاهم حکومت های دو طرف را وادار سازند که به هر طریق ممکن راه مذاکره را در پیش گیرند تا تنش میان دوکشور کاهش پیدا کند، زمینه های صلح در افغانستان بیشتر فراهم گردد. اما این بار گویا با واقعیت های جدیدی مواجه شدند که هر گز انتظار نمی بردند.خاطرات و نوشته هایی که بعد از سفر منتشر شده ، بسیار قابل تامل وتوجه است. مجموع گفته ها ونوشته ها می رساند که سیاست پاکستان درقبال افغانستان بسی پخته تر، آزموده تر ازآنست که سیاست مداران ساده لوح ما تصور آن را می کردند.
اشرف غنی بعد ازاین که بر مسند ریاست جمهوری تکیه کرد، نخستین سفرخارجی خودرا به پاکستان انجام داد. این سفر یک حرکت کارشناسی شده با عمق ودرون مایه سیاسی وبا شناخت پشت پرده های سیاست پاکستان همراه نبود، می شود عنوان کرد که یک سفر احساسی وپاسخ به خیالات خامی بود که وی در سر می پرورانیده است.. به سعودی رفت و در پیشگاه پادشاه آن کشور کرنش زبونانه کرد، پس ازآن از سیاست های حکومت منفور سعودی در قبال یمن حمایت کرد، بدون آن که کمترین انعطاف سیاسی از سوی این دو حکومت نسبت به طالبان به دید رسیده باشد. فقط به تصور این که با این حرکت ها می تواند سیاست های راهبردی پاکستان وحکومت ارتجاعی سعودی را در قبال طالبان تغیر دهد ورویکرد جدیدی ازسوی آن حکومتها به منصه عمل برسد . گذشت زمان نشان دهد که هنوز سیاست مداران کشور در خم یک کوچه هستند ودیگران هفت وادی سیاست را طی کرده اند.
هیئاتی که از جامعه مدنی افغانستان راهی پاکستان شده بودند نیز انتظار می بردند تا به اصطلاح ج با اعضای جامعه مدنی وافراد خارج از حکومت پاکستان هم نوا وهم صدا شوند، با صدای واحد حکومت پاکستان را وادار سازند که دست از مداخله در امور داخلی افغانستان بردارد ، طالبان مستقر در پشاور و کویته را از آن کشور اخراج کند وزمینه وبستر ایجاد مذاکره میان حکومت افغانستان وطالبان را فراهم آورد. اما بر خلاف انتظار، آن گونه که در رسانه های گروهی دیداری وبرخی نشریه های چاپی باز تاب یافت ،نه تنها کمترین وقعی به ذهینت نمایندگان نهادهای مدنی افغانستان نگذاشتند بلکه همه یک صدا این با ور را اذعان واظهار کرده اند که حکومت پاکستان با تدبیری که اندیشده وبا مبارزه ای جدی ای که دریک سال گذشته سامان داده توانسته امنیت نسبی را در خاک خود بوجود آورد .آنچه در افغانستان می گذرد مربوط به حکومت و طالبان افغانستان است و پاکستان هیچ دخالتی نمی تواند بکند. بنابراین جنگی که در افغانستان جریان دارد یک جنگ داخلی میان افغان ها است. نگارندگان گزارش می افزایند که آنچه برای ما تعجب آور بود این که، میان مواضع سازمان استخبارات پاکستان واعضای نهاد های مدنی آن کشور هیچ تعارض ویا دوگانگی دیده نمی شد .همه یک صدا و یک سخن را برزبا می راندند ودارای مواضع یگانه هستند.حتا این اتهام را بر حکومت افغانستان وارد آوردند که حملات پشاوراز سوی طالبان که چندی قبل صورت گرفت از سوی طالبان پاکستانی صورت گرفته که مقر آنها در خاک افغانستان قرار دارد وبه نحوی در کنف حمایت حکومت افغانستان قرار دارد . مقامات پاکستان افزوده است که اگر افغانستان می خواهد طالبان درآن کشور رخنه نکند، بهتر است به مرز های خود توجه کند ونگذارد که طالبان وارد آن کشور شود.
گزارش کنندگان این موضع را با حیرت وتعجب بیا ن کرده اند. که پاکستان چنان موضع تهاجمی اختیا رکرده که هم ذهینت برخی کشور ها ی خارجی را تغیر داده ودر حقیقت جایگاه متهم ومدعی را عوض کرده است.
اما دراین سوی مرز،آنچه به نظر می رسد ،عدم انسجام در میان حکومت گران کشور است که به وضاحت دیده می شود. هردو جناح حکومت هنوز بر سر تقسیم قدرت نزاع دارند. قانون گریزی وحرکت های انارشیستی رویه های عادی در کشور است .یکی از وزارت های کلیدی کشور هنوز با سر پرست اداره می شود. نهادهای مهمی که نظارت بر کار کرد حکومت وقانون گزاری در کشور را به دوش دارند با فرمان رئیس جمهور به کار خود ادامه می دهند . نهاد اصلاح گر کمیسیون انتخابات هنوز جایگاه وموقف خودرا در میان حکومت گران احراز نکرده است. هردو جناح حکومت تلاش می ورزند با اعمال سلیقه، طرز دید وتلقی خودرا به کرسی بنشانند . در برخی مواقع افغانستان به صحنه رقابت های عنیف دو تیم انتخاباتی تبدیل شده است.
آنچه که محرزو مسلم است این که، سیاست مداران وحاکمان کنونی افغانستان قافیه را باخته اند وهیچ کارتی برای بازی کردن ندارند . حرکت های اجتماعی عدالت خواهانه در هفته گذشته نشان داد که مردم از اعمال حکومت ورهبران فاسد کنونی سخت دل آزرده ومنزجر هستند. تنها تکیه گاه حکومت، قدرت ایالا ت متحده امریکا بودکه بعداز امضای پیمان امنیتی تا کنون هیچ حرکت مثبت وموثری برای ایجاد امنیت از سوی آن حکومت دیده نشده است.
در یکی دو هفته اخیر مقامات امریکایی اعلام کردند که نیرو های امریکا هیچ عملیاتی را علیه طالبان انجام نخواهند داد وطالبان ر ا دشمن خود نمی دانند. بلکه می خواهند میان حکومت وطالبان میانجی باشند تا صلح بر قرارشود! دیدن این دو صحنه در دوسوی مرزدرد ناک ترین صحنه هایی است که به چشم می آید وتاثیر منفی فراوانی دراذهان مردم افغانستان بر جای می نهد. یکی به فردای فرزندان خود می اندیشد ومی خواهد فضای تنفسی فراخی برای آیندگان خود فراهم کند ولو با ترفند وباضایع ساختن حق دیگران؛ اما این سوی مرز همانند کودکان نوزاد به پستان مادر قبیله چسپیده اند بازی ها کودکانه انجام می دهند وبرای تحکیم مواضع قبیلوی تلاش می ورزند. اگر وضعیت تغیر نکند.
،سیاست مداران کنونی وحکومت گران به باز تعریف کار ویژه های قانونی خود نپردازد،به شناخت کاستی های جدی حکومت داری خود همت نگمارد خود .هیچ بعید نیست که حرکت های اجتماعی فرا گیر تری ایجاد شود وعمر این حکومت با حرکت های خشونت ورزانه خاتمه پیدا کند. افغانستان به سرنوشتی دچار گردد که جمع کردن آن کار آسانی نخواهد بود.