جان انسان وسیله برد وباخت سیاسی!
پاره ای ازکارشناسان بدین باوراند که حملات کنونی طالبان که در روز های گذشته انجام گرفته به هیچ وجه بیانگرقوت این گروه نیست ،بلکه بعد از اعلام مرگ ملا عمر و جانشینی او، وضعیت درونی آن گروه با آشفتگی های فراوانی مواجه است
بعداز نشست های گونا گون و متعدد و میانجیگری حلقات افراطی پاکستانی، گویا نشست ها به نتایج دلخواهی نرسیده شکاف داخلی طالبان را رفو نکرده و طالبان را بسوی اتحاد و هم بستگی درونی نبرده است. برخی گزارش ها حاکی است که هنوز تنش میان رهبری جدید طالبان با گروه های مخالف رهبری او فرو کش نکرده ،گفته می شود که رو یاروی هایی بیشتری میان پیروان ملا منصور و مخالفان او بظهور رسیده است. بنابراین حملات کنونی می تواند به دو منظور صورت گرفته باشد.نخست این که به جهان و حکومت افغانستان نشان دهد که هنوز طالبان از توان وانرژی لازم عملیاتی برخوردار است و می تواند علیه مواضع حکومت و مردم افغانستان دست به اقدام بزند.
دوم آن که رهبر جدید طالبان به رقبای داخلی خود نشان دهد که در کشمکش های د اخلی می تواند مخالفان خودرا سرکوب کند.
لذا حمله چند روز گذشته بیشتربرای ایجاد انسجام داخلی گروه طالبان صورت گرفته است تا نشان دهد که آشفتگی های درونی از قدرت عملیات آن گروه نکاسته است.
دومین نکته ای که باز هم برای طالبان حایز اهمیت است و گروه طالبان را سخت نا آرام و نا شکیبا ساخته، حضورگروه داعش در برخی نقاط کشور است. طالبان حالا خود را رویاوری گروه سفاک تر از خود می بینند و ممکن است این رویارویی مرگ و نابودی همیشگی طالبان را به همراه داشته باشد، حملات جدید این گروه ممکن است نشاندن بیمی دردل گروه رقیب نیز باشد تا نشان دهد که این گروه بررغم اختلافات درونی هنوز قدرت مانور و حمله را دارد و می تواند در برابر رقیب های بالقوه از خود واکنش مناسب نشان دهد.تا گروه داعش را از حمله به پایگاه های خود باز دارد.
نکته ای سومی که برخی آگاهان بدان اشاره کرده اند آنست که در ماه های اخیر فشار های سیاسی بر حکومت پاکستان افزایش یافته و تا هنوزچند بار به حکومت پاکستان تذکر داده شده که در روند صلح افغانستان همکاری کند. این فشار ها هم از سوی ایالات متحده امریکا بر پاکستان وارد آمده و هم از سوی چینایی ها، حال که پاکستان تن دادن به مذاکره سیاسی را نا گزیر می بیند به این نتیجه دست یافته است که باید از این مذاکره دست آورد لازم راکمایی کند. دست آورد پاکستانی ها در نشست های صلح با خون ریز ی و دد منشی طالبان گروه خورده است. ازاین جهت است که می خواهد در آستانه نشست روند صلح و چانه زنی برای گرفتن امیتازهای بیشتر،حمله ها ی بیشتری انجام دهد. البته حملاتی که صورت گرفته است، آخرین حمله ازاین دست نخواهد بود ممکن است حملات بیشتری از سوی این گروه انجام یابد تا با دست پر درمذاکره سیاسی حضور پیدا کند.
نکته آخری که نیاز به مقال جداگانه و مجال بیشتر است و دراین فرصت،فقط به تذکر آن می توان بسنده کرد، تغیر جهت سیاسی جهان نسبت به پدیده تروریزم است. تحرک جدید روسیه در عرصه تحولات سیاسی ونظامی سوریه می تواند نقطه عطفی جدی باشد که تغیرسیاسی شگرفی در سطح بین المللی بوجود خواهد آورد.. این حضور گرچه تا هنورنتایج عملی چشم گیری نداشته است اما تغیر جهتی که در نگاه ون گره سیاسی کشور های غربی بوجود آمده است خود یک تحول عمده بشمار می آید. این رویکرد بی تردید می تواند بر اوضاع امنیتی افغانستان و روند صلح تاثیر مثبت بر جای بگذارد. واقعیت انست که روسیه بدلیل وجود متغیرهای موثر در امنیت داخلی آن کشور عملا وارد عرصه جنگ سوریه شده و از حکومت بشار اسد بدفاع پرداخته است. حضورسنگین روسیه در خاورمیانه سبب شده است که کشور های غربی از مواضع خودعقب نشینی کنند و حل معضل سوریه را با حضور بشار اسد مورد بررسی قرار دهند. این تغیر جهت اگربا یک پشتوانه استراتژیک همراه باشد ،نمی تواند بی تاثیر بر مسایل افغانستان و سرنوشت طالبان باشد. با توجه به تاثیر نا امنی های افغانستان بر روسیه و کشورهای پیرامون آن ،روسیه را وا خواهد داشت که در روند صلح افغانستان نیز دخالت کند و پاکستان را تحت فشار قرار دهد.لذا حملات انتحاری و درنده خویی های طالبان را می توان آخرین تیر ها از تیر کش خشونت ورزی آن گروه به حساب آورد و باور داشت که اوضاع سیاسی جهان خشونت ورزی های کنونی را بیش ازان بر نمی تابد و آنچه انجام می گیرد دستان پلید سازمان استخبارات پاکستان است که می خواهد از خشونت های طالبان بیشترین سود سیاسی را کمایی کند.ب
به هر روی آنچه مهم است این که سرانجام صلح در افغانستان برقرار خواهد شد، این طالبان هستند که روسیاه خواهند بود جز ننگ نفرین و نفرت هیچ چیزی بدست نخواهند آورد.