در مدتی که انتخابات وبه اصطلاح مبارزات انتخاباتی بر گزار می گردد، چندین هزار نیروی امنیتی مصروف تامین امنیت این بازی  مضحک می شود ،میلیون ها پول مصر ف می گردد، در حالی که هیچ نیجه قابل قبولی ازآن بدست نمی آید زیرا؛ حکومت ساختار قومی دارد. دریک ساختار قومی جایگا اقوام درآن تعریف شده است وهر کدام به قدر نفوس خود در در ادا ره حکومتی  سهم و نقش دارند و انتخابات هم می خواهد برهمین قاعده صحه بگذارد، در حالی که انتخابات یک سازو کار دموکراتیک است وبرای کشور هایی مناسب است که از ساختار وذهینت قومی فراتر رفته باشد خود ودنیا را به شکل وشمایل دیگر بنگرد.نسبت به مقام انسان ذهنیت دیگری بوجود آمده باشد.تجربه دو انتخابات پارلمانی گذشته نشان داده است که هیچ فردی بدون رضایت رهبران قبیله به پارلمان حضور نیافته اند حتا اگرکسی لیاقت وشایستگی حضور در پارلمان را نداشته اند،بازهم به هر ترفند وتقلبی درچوکی پارلمان افغانستان نشسته اند . رقابت هایی که گاهی دیده شده است به هیچ عنوان واقعی نبوده وبه مضحکه  وملعبه بیشتر شباهت داشته تا یک مبارزه عادلانه ودموکراتیک .رای دهندگان نیز برخلاف کشورهای متمدن ودموکراتیک هیچ گاه آزا دنبوده و طعم آزادی را نچشیداه اند . کسانی که خودرا در پای رهبر قبیله می افگنند ودستان آنهارا می بوسند هیچ گاه نمی توانند آزاد باشند ویا به آزادی ارج بگذارند ورای خود را آزادنه به صندوق های رای گیری بریزند .لذا بررغم این گمانه که مردم آزاد هستند مردم در یک سیستم وساختار قبیله ای هیچگاه ازازادی واختیار برخوردار نبوده اند ونمی توانند آزاد باشند. زیرا گفته اند نخسیتن شعله های آزادی در ذهنیت یک جامعه  وملت بر افروخته می شود در جامعه ای که هنوز این شعله بر افروخته نشده است، سخن از آزادی وآزادگی گفتن یک مفهوم بی معنا وگنگ است.بنابراین در جامعه ای که نه انتخاب کنندگان آزاد هستند وقدرت اعمال رای آزادانه  را دارند ونه انتخاب شوندگان ازآزادی برخوردارند، انتخابات به جای آن مقام وجایگاه واقعی خودرا پیدا کند به یک ملعبه ومضحکه بیشتر شباهت پیدا می کند تا انتخابات.

  اما پرسش آنست که با وجود این واقعیت های تلخ، چرا حکومت افغانستان می کوشد انتخابات بر گزار گردد؟

 گمان برآنست که فرا گیر شدن رسانه های جمعی دردنیا چنان چشم تیزبینیبه جهان بخشیده که همه چیز وهم کس را زیر نظر دارند.همان گونه که استبداد پیشگان نمی توانند چون گذشته به استبدادعریان دست بزنند ومردم  رابه عناوین گونا گون در بند وزنجیر درآورند ودیده می شود زیر نام قانون  ومقررات وده ها عناوین دهن پرکن دیگر دست گیر می کنندوبزندان می افگنند، در کشوری مثل افغانستان که ازسرتا پای آن قومی است واز نخبه ترین سیاست مداران تا پیروان وگوش بفرمان آنها همه با ذهن قبیلوی زیست می کنند. حکومت برای کتمان این واقعیت خودرا در جامه دموکراسی می پیچاند و چهره ای واقعی خودرا درلفافه دموکراسی پنهان می دارد. انچه د رافغانستان بنام انتخابات بر گزار شده ومی شود باید گفت که کاریاتور یک انتخابات است وآن چه ازاین انتخابات بیرون می اید نیز نه حکومت وپارلمان که کاریکاتورآنست. نتیجه ای که از انتخابات افغانستان حاصیل می شود،یکی تشدید اختلافات قومی است، یعنی در جریان مبارزات انتخاباتی، هر قومی می کوشد با انواع بد اخلاقی ،نقطه  ضعف های رقیب انتخاباتی خودرا آشکار کند تابرنده شود. به سخن دیگر می توان گفت که در انتخابات افغانستان ساده ترین اخلاق انسانی ومسلمانی زیرپای نهاده می شود، حس قومی گرایی ونژاد پرستی بیش از پیش تقویت می گردد وبربار کینه ها افزوده می گردد. مثلا درهر انتخاباتی که صورت گرفته مسئله "افشار" که برخوردی بوده میان حزب وحدت مزاری وشورای نظار جمعیت اسلامی به رهبری احمد شاه مسعود، کینه ورزی ها میان دو قوم تاجیک وهزاره افزایش یافته وحتا گاهی برخورد های فزیکی نیز صورت گرفته در حالی که درغیر آن،به این موارد اختلاف برانگیز پرداخته نشده وکمتر کسی یادی ازآن رخداد کرده است.

   دوم آن که هزینه های  هنگفتی که برحکومت ضعیف تحمیل می شود می تواند برای توسعه سرک های داخل وخارج شهر استفاده شودتا حد اقل فضای تنفسی مناسبتری ایجاد گردد. دراین میان آنچه تعجب وحیرت نگارنده را می افزاید آنست که با آن که نهاد های بین المللی وغربی ها می دانند که انتخابات نه تنها از بار خشونت ها وقوم گرایی ها نمی کاهد باز هم چرا انتخابات افغانستان ر ا تمویل می کنند ومنتظر نتایج آن می نشینند؟

  به نظر می آید انتخابات یکی از وسایلی است که غربی ها می توانند نفوذ بیشتری برحکومت افغانستان پیدا کنند ،راه وروش خود رابرحکومت افغانستان بیش از پیش تحمیل نمایند، رو حیه آزادگی واستقلال طلبی حداقلی را در وجود آنها بکشند. انتخابات در سالهای گذشته نشان داد که نتایج انتخابات،حکومت افغانستان رابیش از گذشته  به خارجی هاوابسته کرد وبرای رفع اختلافات خود آنها مجبور شدند که میانجگیری غربی هارا بپذیرند وتن به خواست آنها بدهند حکومت وحدت ملی از نمونه گویای آنست.لذا اگر به جای انتخابات به فرهنگ قبیلوی که  قرعه کشی یا شیر خط عرف معمول این گونه اسختارها است توجه شود هم به نفع حکومت افغانستان  است تا انتخابات پرهزینه وکم نتیجه را بر گزار نکند وهم به نفع مردم است که اختلافات قومی تشدید پیدا نمی کند!!