هم چنان برخی آگاهان چنین بیان می دارند که سازمان استخبارات پاکستان تصمیم داشت تا خشونت وآدم کشی های تابستانه طالبان متوقف نشود تاتعدادی بیشتراز شهروندان افغانستان بکام مرگ فرستاده شود. بعد از حملات مکرر طالبان در کابل وکشته وزخمی شدن صد ها تن از شهروندان کابلی ،سرتاج عزیزمشاور امنیت ملی نخست وزیر پاکستان، درنشست ریکا" در کابل حضور یافت اما گویا نتوانست اعتماد حکومت افغانستان راجلب کند،به سخنان صلح خواهانه او وقعی نهاده نشد، درنتیجه مشاور امنیت ملی نوازشریف با دست خالی به پاکستان برگشت واینک صدای صلح خواهی پاکستان از دهان کشور های بزرگ جهانی به گوش می رسد. پرسشی که بوجود می آید آنست که چرا پاکستان در آن مقطع، روند مذاکره حکومت با طالبان را متوقف کرد واکنون بار دیگر بر گفت وگو های صلح اصرار می ورزد وحتا برخی قدرت های جهانی را واسطه قرار داده است. پرسش دیگری که بوجود می آید آنست که :چرا کشور های بزرگ جهانی چون امریکا انگلیس ویا چین بدون آن که پی گیری های لازم را بعمل آورند وجدیتی درایجاد صلح در افغانستان داشته باشند،فقط هراز چند گاهی سخنانی برزبان می آورند وتوجهی به مسئله صلح افغانستان معطوف می دارند؟

  پاره ای از کارشناسان بدین باورند که تعلیق روند مذاکره میان حکومت افغانستان وطالبان روی این هدف صورت گرفت که مقام های استخباراتی پاکستان می اندیشیدند که ممکن است درروند مذاکره صلح حکومت افغانستان وطالبان،طشت دروغ پردازی حکومت پاکستان از بام بیافتد و مرگ ملاعمر رسانه ای شود، در نتیجه میان گروه طالبان چند دستگی ایجاد شود. ایجاد چند دستگی وشقاق می توانست از بارمثبت مذاکره بکاهد وطالبان را درموضع ضعف قرار دهد و درنتیجه پاکستان به اهدافی که در نظر داشت نایل نشود. اما اعلام مرگ ملاعمرباعث شد که مواضع دسته های گونا گون  طالبان مشخص شود و واکنش ها نسبت به مرگ ملاعمر نیز تحت کنترل استخبارات پاکستان درآید. سرتاج عزیز وقتی خواستار ادامه مذاکره میان حکومت افغانستان وطالبان شده است که عملیات تابستانه طالبان نزدیک است که ختم شود، با آمدن فصل پائیزوسرد شدن هوا امکان رفت وآمد وتحرک از طالبان گرفته می شود ؛لذاپاکستانی ها می خواهند فصول سرد سال را با مذاکره وسیاست گرم کنند. دوم آن که واکنش ها  نسبت به مرگ ملاعمر تحت کنترل حکومت وسازسان استخبارات پاکستان در آمده است واکنون پاکستانی ها می دانند که چه طیف هایی درداخل طالبان با رهبری طالبانی تحت امرپاکستان مخالفت  ویا موافقت دارد. تازه ترین گزارش ها آنست که برادر وفرزند ملا عمر نیز به ملا منصور بیعت کرده وسراطاعت وتسلیم به پیشگاه سازمان استخبارات پاکستان سپرده است . این بیعت بدین معنا است که پاکستانی ها موفق شده اند که پسر وبرادر ملاعمر را از خون خواهی ملا عمر باز دارند وآنها را در کنارملامنصورقرار دهند. نکته ای دیگری که ممکن است پاکستانی ها را وادار ساخته باشد که روند مذاکره حکومت افغانستان با طالبان را پی گیری کنند اظهارات آشکار یکی از مخالفان رهبری کنونی طالبان یعنی ملا دادالله است .وی بعد از مرگ ملا عمر با منصور بیعت نکرده ومنصور را وابسته به سازمان استخبارات ارتش پاکستان می داند واین موضوع  رابه صراحت با رسانه های گروهی در میان گذشته است، این اظهار نظر می تواند  وجهه پاکستان را در انظار عمومی بیشتر خدشه دار کند و حکومت آن کشوررا بیشتر تحت فشار قرار دهد.طرفداری از مذاکره به معنای فرا فگنی وبیرون ریختن بار منفی این اتهام ها به بیرون تلقی می گردد..درباه پرسش دوم نمی توان پاسخ روشن ارایه کرد؛ زیرا هنوز مشخص نشده است که چرا قدرت های جهانی مردم افغانستان و سرنوشت آنها را به بازی گرفته اند وهر روز یک ساز می زنند. قدرت های بزرگ جهانی آنچه پشت پرده سیاست در پاکستان می گذرد به درستی می دانند. سازمان استخبارات پاکستان از همکاران وشرکای منطقه ای سازمان سیا ی امریکا است، سازمان سیاه می داند که استخبارات پاکستان حامی وپشتیبان طالبان افغانستان است، با آن که می داند چرا استخبارات پاکستان را از دخالت در امورافغانستان منع نمی کند ویا حتا اسناد ومدارکی از سوی حکومت افغانستان بارها در انظار مجامع جهانی قرار داده شده جدی نمی انگارد وبرای قطع دست پاکستان فشارهای لازم را برآن کشور وارد نمی آورد؟

  می توان با توصیه ونصیحت پدرانه بزرگترین مشکل منطقه را که دخالت بی مورد ونا بجای حکومت پاکستان درامور داخلی  افغانستان است را حل رد؟. اگر مشکل میان دو کشور با توصیه های پدرانه حل وفصل می شد شاید تا حال حل شده بود ومردم افغانستان شاهد این همه تلفات انسانی وخسارات مادی نبود.

   تجربه نشان داده است که قدرت های جهانی هر جای که منافع شان ایجاب کند به جای توصیه عمل می کنند .حد اقل عمل هم انست که آن حکومت هارا تحت فشار قرار می دهد . اما گویا افغانستان ازان کشور هایی نیست که منافع مستقیم کشور های بزرگ را برآورده کند ازاین جهت است که به توصیه ونصیحت بسنده می کنند تا حد اقل عریضه خالی نباشد.

 آنچه مردم افغانستان انتظار دارند خواسته های موجه وقانونی است ،این که مجامع جهانی می دانند که پاکستان بی شرمانه در امور افغانستان دخالت می کند اما تا حال هیچ اقدامی نکرده وفشاری لازم را بر پاکستان وارد نیاورده است. ازاین جهت است که پاکستان ایجاد صلح در افغانستان را به عنوان یک ارزش انسانی نمی نگرد. هرگاه احساس کرد که ممکن است زیرفشار قرار گیردویا اتهامی جدیدی براو بسته شود دست به مانور می زند تا اتهام ها را کمرنگ کند.