در نظام های دموکراتیک بسیار دیده شده است حزبی شکست می خورد وحزبی دیگری بر قدرت می نشین؛ اما در سیاست ها ی خارجی آن کشورهاتغیری محسوسی دیده نمی شود ؛علت  این امر دردو مولفه نهفته است؛ اول این که  منافع آن کشور ها بر منافع حزبی وگروهی آن ها اولویت وارجحیت دارد؛ دوم این که در تعین سیاست خارجی نهاد های دون پایه حکومت ها نقش اساسی دارد که با رفتن وآمدن حزب جدید آنها بر سر قدرت باقی می مانند. علاوه برآن  درآن کشورها نهاد ریاست جمهوری یکی از نهاد های تاثیر گذار در سیات خارجی می باشد نه آن که تمام سیاست دردست یک نفر باشد و رئیس جمهوربتواند هیجانات خویش  رابه نام سیاست خارجی بر مردم تحمیل کند البته در نظام های توتا لیتر ودیکتاتوری محور نظریات فرد اشت . وقتی گفته می شود که سیاست باید دور از احساسا ت باشد معنای آن اینست که بر مبنای عقلانیت سیاسی باشد که عقلانیت سیاسی جز به منافع نمی اندیشد وهیجانات را درسیاست دخالت نمی دهد   این گونه سیاست گذاری بیانگر تاثیر عقلانیت بر سیاست است  که هم می تواند از عقلانیت جمعی استعانت بجوید وهم از تاثیر .گذاری احساسات فردی به دور باشد؛ اما این عقلانیت در کشور های جهان سوم از جمله کشور ما به شدت کم  رنگ است صدق این مدعاآنست که حاکمان کشورما هیچ گاه بر مبنای عقلانیت سیاسی تصمیم نگرفته اند ودر تعین سیاست خارجی منافع ملی کشور را مقدم بر احساسات شخصی  خویش ندانسته اند  همیشه احساس شان بر عقل شان غالب بوده است؛ همین گونه تاریخ تکراراشده است وتاثیر غلیان احساسات را برسیاست گزاری ها دیده ایم .ا گرچه فضای کنونی با گذشته تفاوت چشم گیری دارداز جمله این که سیاست ها توسط رسانه های گروهی به نقد کشیده می شود؛اما از جانب سیاست مداران وحاکمان متاسفانه وضع زیاد تغیر نکرده است. سیاست های کنونی کشور بر خاسته از احساسات خام وزود گذر رئیس جمهوری می باشد .امروزکه شعار های جدید مطرح شده است  وحضور پررنگ جامعه  جهانی را در کشورشاهد هستیم لیک سیاست های کشور درحال نوسان قرار داشته ودارد،دراین مدت  هیچ گاه مشخص نشده است که سیاست راهبردی افغانستان چیست ؟جهت گیری کلی این سیاست کدام است به طور مثال اگر سیاست های حکومت افغانستان نسبت به امریکا مورد توجه قرار گیرد این امر اشکارا دیده می شود در زمان حکومت جورج بوش سیاست سکوت در قبال امریکا ودر مجموع غرب در پیش گرفته شده بود اگر خطایی از جانب امرکایی ها نیز سر می زند چندان به جد گرفته نمی شد آن طرف  یعنی امریکایی ها نیز رابطه ای بسیار گرمی با اقای کرزی  داشتند وموافقت نامه ای استراتژیکی که در 1385 میان افغانستان وامریکا امضا شد یکی از خوش ایندترین دوران ریاست اقای کرزی بود بعد از امضای آن سند   اقای کرزی با چه شور وشعفی ازان یاد  کرد وآن را یکی از افتخارات سیاست خارجی افغانستان وزمان ریاست خود نامید .بارفتن جورج بوش وآمدن اقای اوباما در کاخ سقید، سیاست خارجی افغانستان در نوسان قرار گرفت وابهام ها در سیاست دولت افزایش یافت؛ علت این نوسان چیست؟ بی تردید ایجاد نوسان در سیاست افغانستان نسبت به امریکا منافع ملی کشور نیست بلکه انتقادات تند وبی پرده ای است که سران امریکا از حکومت اقای کرزی به عمل آورده ومی آورد ا مریکایی ها مدعی است که برادران اقای کرزی در معاملات مواد مخدر دست دارند، در ددستگاهای اداری افغانستان فساد به اوج خود رسیده است، پول هایی که از غرب سرزیر شده است در صد زیاد آن حیف ومیل شده است ، رئیس جمهور از افراد فاسد پشتبانی می کند؛اما این انتقادات و با واکنش های احساسی رئیس جمهور مواجه شده است. اقای کرزی نیز برای آن .که پاسخ غربی ها راداده باشد وافکار عمومی افغاان هارا بر ضد خارجی ها تحریک کرده باشد وازاین راه بسیاری از ضعف ها وکاستی های خودرا پوشانده باشد تلاش ورزیده است تا اشتباهات نیرو های خارجی را بر جسته سازد ووبه شدت وحدت تمام  ان رامحکوم کند.البته نفس محکوم کردن اعما ل خلاف خارجی ها شاید امر ممدوح باشد؛ اما همین که این محکوم کردن ها وسیله ارضای هیجانات وپاسخ به در خواست های حقی صورت می گیرد امر کاملا مذموم است.دراین اواخر تیم اقای کرزی کوشیده است  با استفادهدازافواهات وتیوری توهم توطیه  سود جویدمسایل دیگری را به مردم القا یا بهتر است بگویم در صدد تحریک مردم بر خارجی است؛ آن این که یکی از افراد نزدیک به کرزی در اظهار نظری گفته است که جهان ومنطقه دست به نوطیه علیه افغانستان زده اند!این توهم اندیشی بی شک همان تکیه بر احساست خام مردم است؛ ای کاش اقای اسپنتا به عنوان مشاور رئیس جمهور جناب رئیس جمهور ر آگاه می کرد که این هنمه برموج احساسات مردم سوار نشود. آنچه که این سیاست را با پرسش های بی شماری مواجه کرده است ابزار های این مخالفت با امریکا می باشد؛ این که اقای کرزی با کدام مهره می خواهد با امریکا بازی کند وچه برگ برنده ای دردست دارد که با استفاده آزان می خواهد با امریکا ازدر مخالفت دراید؟

  اگر به تمام کارکرد های نه سال گذشته ای اقای کرزی دیده شود نمی توان موارد ی را یافت که او بر آن ها تکیه کند وسیاست مخالفت با امریکا را به سر برساند .اگر اردوی ملی ضعیف وجوددارد واگر پولیسی وجود دارد واگر نیرو های امنیتی وجوددارد همه وهمه با پول های غربی ها ساخته شده اند.مقامی که ازآن یاد کردیم که افغانستان     رادرمعرض توطیه جهان ومنطقه گفته بود درادامه همان سخنان اظهار داشته بود که امریکا برای ما خانه کرایه می کند؛ اما خانه نمی سازد ، امریکا طیاره کرایه می کند اما طیاره نمی دهد ؛ این ها همه درست اما همین دولت محترم اقای کرزی تا هنوز چقدر در جهت خود کفایی کشور حرکت کرده است ، چه امیدی به اینده ای کشور وجود دارد که حکومت اقای کرزی ادامه یابد ووضعیت کشور بهبود پیدا کند؟ متاسفانه آن گونه که دیده می شود آقای کرزی نیز هیچ گونه قدمی دراین راستا بر نداشته است .گزارش هایی که نشر شده است  سید طیب جواد سفیر افغانستان در امریکا از سمت خود کناره گیری کرده است  برخی اظهار نظرها حاکی است که بر کناری جواد دراادمه مخالفت های رئیس جمهورد کرزی با سران امریکا است درراستای بر کناری طرفداران امریکا ازدستگاه دولتی افغانستان انجام یافته است. سیاستی که اسلا ف کرزی بدان متعهد بود وکشور را به سقوط مواجه کرد،اگر تاریخ نیم قرن گذشته ای افغانستان درست خوانده شود اقای کرزی دقیقا درهمان خطی حرکت می کند که سیاست تصفیه های اداری داود خانی قرار داشت  وبعد ازآن سیاست های حزب دموکراتیک خلق بدان  پای بند بود ؛همه بیانگر سیاست های خرد ناپسند وضد منافع ملی بود که از سوی زمامداران نادان اعمال گردید  ودر نتیجه این کشور روی رفاه وخوش بختی را هر گز ندید؛ امروزنیز اگر آقای کرزی بخواهد راه گذشتگان ای را رود لاجرم به سر نوشت آنها مواجه خواهد شد یعنی بعداز اتمام حکومت کرزی سالهای حاکمیت اورا نیز درردیف ناکامی های دولت های گذشته قرار خواهد داد؛ امایک سوال که بی پاسخ می ماند آنست که آقای کرزی این روند دشمنی با جامعه ی جهانی به ویژهامریکارا با چه گزینه  هایی به سر خواهند رسانید مهره های داخلی ونیرو های بین المللی ومنطقه ای او چه کسان وکشور هایی خواهد بود؟اگر این این واقعیت را بپذیریم نا گزیر باید وضعیت خودرا بشناسیم وبه بازیگران منطقه ای خود بیشتر بیندیشیم وواقعا شرایط ما وهم چنا ن بر نیرو هایی که برآنها تکیه می کنیم واقعا می توانند جایگزین مناسب امریکاباشند ؟ بهتر نیست جناب کرزی یا بار به اطراف وهواداران ونزدیکان خویش بنگرد وبازآنگاه تصمیم بگیرد بعد از گذشت حدود ده سال از حکومت نا کام کرزیباید عتراف کرد که افغانستان در شرایطی نیست که به تنهایی بتواند از عهده ای مشکلات خویش بدر آید نا گزیر به یکی از قدرت های منطقه ای باید تکیه کندودررفع مشکلات خویش آن هارا به مشورت وکمک بطلبد. شاید بهترین گزینه برای کرزی کشور های منطقه مانند ایران وپاکستان باشد یا این که روسیه؛اما واقعا کرزی می خواهد با ریسمانی به همان چاه داخل شود که دیگران درآن داخل شدند وبر نگشتند؟ آیا واقعا مردم برای حکومت آقای کرزی هیچ جای گاه وموقیعیتی ندراند ؟ آیا کرزی تصور می کند که براین مردم ولایت دارد هر چه در ذهن کوچک آن چرخید باید همان را انجام دهد ؟ بهتر نیست یک بار تاریخ افغانستان را بخواهند وتلخ وشیرین حوادث را از نظر بگذاراند آنگاه تصمیم گیرد.؟

  به هر حال ااگراظهار نظر های برخی کار شناسان راست باشد وواقعااقای کرزی تجربه ای اسلاف خویش را تکرار کند  وبه جای قدرت های فرا منطقه ای به کشور های منطقه تکیه کند سخت در اشتباه افتاده است ؛اگر امریکایی ها برای افغانستان کاری انجام نمی دهند ونداده اند چه تضمینی وجوددارد که دیگران آغوش گشوده باشند واز صمیم  دل برای مردم افغانستان کاری انجام دهند. همین دید حد اکثری به نیرو های خارجی وآنان را از خود شمردن ناشی از احساسات رقیق سیاست مداران کشور است که به هیچ وجه در عرف سیاست روز قابل معنا نیست .اگر اقای کرزی از عقلانیت برخورداربود به این اندیشه می کرد که باید به ایجاد ظر فیت بپردازد واز فرصت های ایجاد شده به نفع کشور استفاده کند نه این که توقع  داشته باشد که امریکایی ها افغانستان را گلستان بسازند وآنگاه اقای کرزی را به کرسی بنشانند!

  به هر حال تغیر جهت سیاسی برای مردم افغانستان به هیچ وجه یک امر مطلوب وقابل قبول نیست،موقیعیت کشور ایجاب می کند که توازن سیاسی در سیاست های خارجی افغانستان ایجاد شود هیچ گزینه ای نباید دست کم گرفته وکوشش صورت گیرد تا با بالا رفتن ظرفیت های انسانی وتوانایی های کاری از امکانات کشور سود جسته شود نه این که حکومت زمینه های گسست از یک سو وپیوست به دیگر سوی را فراهم آورد.دراخیر باز هم این نکته ضرور است که باید اقای کرزی با جای مخالفت با نیرو های خارجی یک بار سخنان آنان را نیز با دقت بشنود وکوشش کند که خوب درک کند وقتی کسی به جرم خیانت دستگیر می شود بدون این که به دادگاه فرستاده شود وتحقیقی صورت گیرد اقای کرزی اعلام می کند که بی گناه است این حکم بی گناهی از کجا شده است؟ وقتی شهردارسابق به اتهام اختلاس دستگیر گردید، کرزی بی درنگ حکم صادر کرد که او. بی گناه است دراین اواخیر نیز کسی از داخل ارگ ریاست جمهوری با اسناد ومدارک دستگیر گردید بازهم  حکم اقای کرزی صادر شد که اوبی گناه است با این وضعیت وبا این حکم های بی پایه چگونه کسی حاضر شود که به این کشور اعتماد کند وبرای این کشور دل بسوزاند در حالی که مسئولین این کشور به هر صورت ممکن جرم خویش را بپوشانند وهمه بدی ها وزشتی هارا به خارجی ها نسبت دهند..