برای درک بیشتر از چالش های نرم افزاری لازم است آن رابا چند زیر مجموعه معرفی کرد .

 1- نگاه مردم به انتخابات:  انتخابات نه برخاسته از دین است ونه هم با آموزه های دینی تعریف می پذیرد ؛اما معاضدت ومخالفتی نیز بادین ندارد در جامعه ای همانند جامعه ی ماکه فرهنگ غالب دران بر خواسته از آموزه های دینی است یا به سخنی فرهنگ تحت تاثیر آموزه های دینی قرار دارد  می تواند با این فرهنگ انس و الفت بر قرار کندوزندگی اجتماعی مارارنگ ورونق تازه بخشد.

   انتخابت یکی از ثمرات مهم نظام های دموکراتیک است وامروزاز جمله بدیهیات جامعه ما در آمده است در حالی  یکی از کشف های مهم فیلسوفان سیاست در قرون گذشته بوده است اگر میان این کشف و کشف های بزرگ علمی صورت گیرد مقایسه صورت گیرد  بی تردید کشف نظام نوینی به نام دموکراسی که انتخابات یکی از ثمرات مهم آنست کمتراز کشف  جاذبه ی زمین یا کشف اکسیجن وغیره نبوده است . انتخابات زاده ای تفکر معرفت نوین انسان  نسبت به خوداو بوده است ،  در گذشته آدمیان را  موجودات مکلف می شناختند وبا تکلیف تعریف می کردند ؛ نظام سیاسی ، اجتماعی ومعرفتی انسان همه بر بنیاد همین تعریف او شکل گرفته بود؛  اما تحولات بسیاری سبب شد که تغیر نگرشی در انسان بوجود اید ودردل آن تحولات به انسان به دید حیوان محق بنگرند البته این دید معرفتی فرایند پیچیده ای دارد اما می توان  گفت که نظام سیاسی مردم سالار یا دموکراتیک برخاسته از تفکر نوین نسبت به انسان است تا وقتی انسان با تکلیف تعریف می گردید کسی در ساختن نظام سیاسیازاو نمی پرسید وجایگاه او نیز مشخص نبود واصلا  حاکمان برای کسی مجال نمی داد تا ازاو بپرسند ونظراورا بخواهند براساس تکلیف هر چه حاکمان می ریشتندوبافتند مردم مکلف بودند به همان گردن نهند وچون و چرایی نیز نکنند؛ لیک وقتی معرفت انسان نسبت به خوداوتغیر یافت، ومعرفت جدید به صورت اپیدمی درآمد حاکمان نیز نا گزیرحق انسانی انسان را به رسمیت شناختند؛اما ما  افغانها درتاریخ سیاسی خویش هیچ گاه انتخابات دموکراتیک را تجربه نکرده ایم اگر انتخاباتی گاهی وقت صورت گرفته است زمانی بوده که نسیم دموکراسی در آن وزیده است لذا اتنخابات درچهار چوب یک نظام دموکراتیک قابل تعریف است، می توان گفت که بر خاسته از گفتمان حق است این گفتمان متاسفانه در داخل کشور ما شکل نگرفته است گرچه که امرمطلوب وممدوحی است؛اما این میوه دردرخت معرفتی ما افغان ها نه روییده است از بدو ایجاد جغرافیایی به نام افغانستان هیچ گاه رژیمی که حق مردم را به رسمیت شناخته باشد وبا آن مبنا به سراغ مردم رفته باشد وجود نداشته است؛امروز نیز وقتی از انتخابات سخن می رود وپارلمانی می خواهد بر اساس آن شکل گیرد،ذهنیت شفافی نسبت به آن وجود ندارد . مردم ما کم ترین آگاهی را نسبت به این مقوله ی شریف دارند لذامی توان آن را به عنوان چالش عمده در نظر گرفت . وقتی مردمی ویا کسی می خواهدبه طرفی حرکت کند اما نمی داند که انگیزه ای این کار چیست وچرا باید برود وکسی انتخاب کند بی تردید می توان گفت یک چالش است اما یک چالش نرم وپسآمد های فراونی را با خود همراه دارد.

 2- نگاه نامزدها به انتخابات :بسیاری  می پندارند  که  انتخابات  عرصه ای رقابت های نخبگان است ازاین رو اکثریت آن ها می دانند که انتخابات چیست وبرای چه بر گزار می گردد؛ ولیکن اگر با دید ژرف تر به شعارهای انتخاباتی  نامزدان انتخابات در دور کنونی وگذشته نگریسته شود می توان در یافت که نه انتخابات عرصه ی رقابت های نخبگان بوده است ونه کسانی که شرکت جسته اند تا انتخاب شوند از انتخابات چیزی می دانسته اند ؛ دانستن از فلسفه ای انتخابات این حسن را دارد که بازیگران عرصه ای انتخابات هم به گرفتن قدرت پارلمانی خودرا ملزم می داند ،هم معیار گزینش را به مردم معرفی می کنند وهم می کوشند به موازین وارزش های انتخابات دموکراتیک پای بند بمانند

 اگر بازیگران وبازی گردانان عرصه ی انتخابت دید روشنی نسبت به انتخابت داشته باشد، انتخابات می تواند مبلغ ومروج یک فرهنگ باشند وقتی نامزد انتخاباتی به مردم به دید موجودات محق می نگرد وانتخابات را حق آنها می داند به مردم با یک نگره می نگرد واهمیت وجایگاهی برای مردم متناسب با همان دیدگاه خود قایل است واگر نامزدان انتخابات به مردم به مثابه انسان های مکلف می نگرند با دید دیگر با مرد مواجه می شود اما دید گا ها است که شعارها ، اهداف وبرنا مه های کاندیدا ها سامان می بخشد. شعار هایی که نوعا مطرح شده است وفرا خوانی مردم به انتخابات همه بیانگر دید گاه نازل وتکلیف مدارانه در انتخابات است . وقتی برای کسب رای مردم نامزد ها انتخابات یمتوسل به شیوه های تحریک احساست می شوند ومردم را به انواع محرک های غیر عقلانی تحریک می کنند معنای جزاین ندارد که نامزدان انتخاباتی به مردم به دید انسان ها محق نمی نگرند؛ زیرا در جوامعی که دید گاه معرفتی نسبت به انسان تغیر یافته است   نمایندگان مردم شعاری را می دهند که برای مردمدملموس ومحسوس است ،مردم می دانند که که چه کسی به درد شان می خورد وبه چه کسی رای دهند اما در افغانستان نامزد ها می کوشند خودرا درزیر شعار ها پنهان کنند مثلا: دیانت ، حریت عدالت ، صداقت وغیره شعار هایی است که هیچ یک از درد های مردم را منعکس نمی سازد نماینده ای مردم نماینده ای مشکلات دنیایی مردم است همین مشکلات روز مره که مردم با آن دست به گریبان هستند ولیکن  کشور ها شعار ها به گونه ای تاراریه شده که  برخی نامزد نمایندگان خودرا مالکان جهنم وبهشت معرفی کرده اند وبه مردم چنان القا می کنند که وقتی انها به نمایندگی رسید دین شان به سلامت خواهد ماند وبهشت شان تضمین خواهد شد ؛در حالی را ه یافتن به بهشت مربوط به تلاش انسانی خود آدم هااست اگر نمایندگان بتوانند مشکلات معیشت مردم راحل کنند، بی شک درراه یابی به بهشت کمک کرده اند؛ نه این که ادعای مالکیت بهشت را کنند ومردم را فرا بخوانند که رای دهید تا به بهشت راه یابید. این گونه شعار ها تحریک احساست مردم است .تحریک احساسات از نوع ددیگر آن نیز در کشورما وجود دارد وآن تحریک وتهییج احساسات قومی است .افرادی هستند که بسیار تلاش می ورزندتا جو جامعه را ملتهب سازند واحساسات قومی را تحریک کنند تا به قدرت دست یابند اما ازآن جایی که مردم نسبت انتخابات آگاهی ندارند ونمی دانند که انتخابات برای چیست وکار ویژه های نمایندگان کدام اند ممکن است تحت تاثیر این شعار ها قرار گیرند ورای خویش را به کسی دهند که در یر انگیختن این شعر ها از مهارت وقدرت فراتری بر خوردار می باشندو اما اگر مردم دارای این فکر برین باشند وبا خود اندیشه کنند که اگرشخصی با احساس قومی بر سریر قدرت نشست ونمایندگی مردم رااحراز کرد منفعت مادی ومعنوی برای آنها حاصل نه خواهدشد هیچ گاه فریبفری کاران را نخواهد خورد وپای از منافع خویش فر نه خواهند کشید  آنها در کجا خواهد ،کسانی که در گذشته با تحریک این گونه احساسات به قدرت دست یافتن وسر انجام با معامله ای توانستند به ثروت های هنگفت دست یابند؛ ولیکن مردم مظلوم به هیچ جایی دست نیافته است لذا می توان سطوره گرایی را یکی از چالش های نرم افزاری دیگر دانست که متاسفاه در کشور ما وجوددارد. در نظام معرفتی اسطوره گرا مردم تلاش می ورزند که قهرمان را تقویت کنند تا نام آن ها بلند باشد وان قهرمان از آن ها یادکند  ونام آنهارا بر زبان آورد؛اما گرایش یهب سوی قهرمانان واسطوره ها با فرهنگ انتخابا وبا فلسفه انتخابت سخت بیگانه ونا ساز گار است تا وقتی که دیورا این کاخ بلنداما پوشالی فرو نریزد ومردم به واقعیت های زندگی خویش ننگرد نه انتخابات به معنای واقعی بر گزار خواهد گشت ونه مردم به حق خویش دست خواهد یافت.تا وقتی این فرهنگ حاکم باشد هم آدم های شرور وشیادی از احساسات مردم سوی استفاده می کنند وهم آتش حشونت افروخته باقی خواهد ماند زیرا تاد وقتی خشونت وجودداردبازار قهر مان بازی وقهرمان پروری پررونق است ، وقتی که مردم  آگاهی یابند وبه دنبال منافع مادی خویش باشند بی تردید تامین منافع مادی دریک فرهنگ مسالت جویانه پیدا می شود،لذا کسانی هستند که عالمانه وعامدانه برای این که منافع آن ها تامین گپردد می کوشند تا این فرهنگ درزایش همیشگی باشد البته ازاین گونه آدم ها نیز توقعی غیر ازاین نیست زیرا پروردگان فرهنگ خشونت تا وقتی خشونت است آها هستند همین که خشونت بر چیده شد آنان دیگر محل ازاعراب ندارند بنابراین می کوشند تا این اتش فشان هم چنان فروزنده وسوزنده باقی بماند تا آنها زندگی کنند.

  به هرحال وجود چالش های نرم افزاری درمدت حدود ده سالباید نخبگان فکری ومعرفتی کشوررا به تامل وادار سازند وبه خود بیندیشند که چگونه می توانند براین فرهنگ نا مطلوب ونا میمون دغالب شوند