اما اين هم گرايي براي افغانستان از اهميت خاصي بر خوردار است ؛افغانستان هم به لحاظ سياسي وهم به لحاظ اقتصادي با كشور هاي منطقه رابطه اي ديرينه داشته است. روسيه از زمان استقلال افغانستان تا كنون روابط تنگاتنگ داشته و بر خي از موسسه هاي تحصيلات عالي ونيمه عالي افغانستان همانند تخنيكم،پل تخنيك وبر خي از كار خانه هاي  افغانستان ساخت روسيه است< لوازم ونجهيزات روسي دران به كار رفته وحتا مواد خام آن بايد ازروسيه وارد افغانستان شود تا كار آن آدامه پيدا كند <بسيار از تجهيزات اردوي افغانستان روسي است –گرچه امروز چيزي زيادي ازآن باقي نمانده است-گذشته از همه اين ها كه بر شمرديم افغانستان براي اين كه بتواند به درياهاي ازاد راه پيدا كند< بايد از كشور هاي منطقه عبور كند .كشور هاي منطقه نيز وقتي بتواند از ظرفيت هاي بازار هاي يك ديگر استفاده ببرند بايد اموال تجارتي خويش را ازاره افغانستان عبور دهند ؛ اما برغم اين همه نياز مندي هايي كه افغانستان  رابه هم گرايي منطقه اي وا مي دارد  اين هم گرايي با اما هاي نيز روربرو است ودولت افغانستان با آن كه گرايش به سوي منطقه يافته است وليكن نبايد فراموش كند كه حضور پر رنگ وتاثير گذار كشور هاي فرا منطقه اي در افغانستان فداي گرايش هاي منطقه اي شگردد لذا لازم است كه ميان اين دو گرايش توازن وتناسبي  ايجاد كند كه روابط با كشور هاي غربي قرباني هم گرايي منطقه اي نشود.

    همه كشور ها داراي فراز وفرود تاريخي مي باشد وليكن افغانستان در تاريخ پر قرود خويش  وقتي مي تواند به عنوان يك عضو فعال وجود وحضور داشته باشد كه پيوند هاي بين المللي اش استوار وپا بر جا باشد< نبايد روابط با روسيه سران افغانستان را به هيجان اورد كه شريك ودوست نزديك تر  وبهتري بدست آورده است وبه هر بهانه اي رابطه با كشور هاي غربي را تحت الشعا ع قرار دهد در ميان همسايگان افغانستان روسيه ، خاطره اي بدي را در اذهان افغان ها بر جاي گذاشته است اگر علت العلل مشكلات كنوني بررسي شود بي شك پاي روس ها درآن دخيل است ونمي توان ازان به اساني گذشت وان همه جنايت را نا ديده انگا شت ؛اما دو همسايه شرقي وغربي كشور در طول تاريخ خويش نيز منافع خويش در ثبات وامنيت افغانستان جست و جو نكرده اند. وقتي تحليل از خاستگاه ترويزم به ميان مي ايد مبادي و مباني آن مد نظر قرار مي گيرد< پاكستان اولين كشوري همسايه است كه نام وعمل كرد آن خاطرات تلخ ودر ناك وجود وحضود طالبان  را رنده مي سازد امروز نيز پاكستان عملا در كشتار وخشونت هاي افغانستان دخالت دارد همين چند روز پيش بود كه اقاي دكتر اسپنتا مقاله ي مفصلي در يكي از رو نامه هاي كشور به نشر سپرد واز عمل كرد حكومت پاكستان ودخالت هاي آن كشور گلايه وشكايت كرده بود واو درمقاله اي خود اشكارا بدين امر پرداخته بود كه جامعه اي حهاني بايد ميان دوست ودشمن تفكيك كند وتا وقتي كه سر چشمه هاي القاعده وطالبان خشكانده نشود وپاكستان تحت فشار قرار نگيرد ريشه هاي تروريزم در افغانستان خشكانده نخواهد شد ؛اين سخن بسيار درستي است كه رسانه  هاي افغانستان ومقام هاي دولت افغانستان بار ها بر آن تاكيد كرده اند وهم چنا ن اسناد منتشر شده يك بار ديگر مواضع بر حق مردم افغانستان را باز گو كرد . با اين وصف اگر تغيري در سياست هاي پاكستان ايحاد نشود چگونه مي توان به هم گرايي منطقه اي اميدوار بود

  همسايه غرب مانيز متاسفانه سابقه اي نيكي در كشورما ندارد ومنافع خويش را در وحدت ملي افغانستان تعريف نمي كند؛ از سوي ديگر بهانه اي ديگري كه امروز دردست ايران قرار داردوآن حضور نيرو هاي بين ا لمللي در كشور اسن كه باز هم همين بهانه   دست ايران را دردخالت آن كشور باز گذاشته است.آنچه بنام نيرو هاي خارجي ياد مي شود بهانه اي بيش نيست ؛ اگر واقعا ايراني ها خواستار افغانستان آزاد وپايدار باشند به سياست هاي افغانستان بايد احترام بگدارند وبه نيرو هايي كه درداخل افغانستان است دشمني نورزد ؛ چرا حضور نيرو هاي خارجي براي ايراني ها نگران كننده باشد مگر ايراني ها نمي دانند كه دخالت هاي نابجا ي همسايگان افغانستان باعث وباني حضور كشور هاي غربي در افغانستان شده است ؟ وتا وقتي اين خطر احساس شود بايد افغانستان براي خودسپر دفاعي داشته باشد

    گاهي برخي نويسندگان وتحليل گران از مناسبت هاي گونا گون ميان افغانستان وكشور هاي همسايه نام مي برند وازارتباط سه كشور با هيجان بسياري ياد ي كنند .براين ارتباط تاكيد مي نهند؛ اما واقعيت هاي دنياي امروز  دگرگونه استو اصل روابط ميان كشور ها بر اساس منفعت استوار است، اگر امنت ملي ايران وپاكستان در نا امني افغانستان باشد بي ترديد دردامن زدن به نا امني ها لحظه اي درنگ نخواهند كرد وهردو كشور خواهند كوشيد تا اين كشور ومردمش به خاك وخون الوده باشند اما امنيت آنها تامين باشدو امروز پاكستاني ها به توهم جنگ با هندستان مي كوشند افغانستان كشور نا پايدار وضعف باقي بماند وسران استخابرات پاكستان حمايت هاي مخفي وعلتي خويش را از طالبان اعلام كرده اند وپاكستان  هموراه كوشيده است كه هيچ گاه يك حكومت قوي وقدرت مند درايفغانستان  شكل نگيرد. ايران نيز در جنگ هاي تنظيمي دردهه اي نود قرن گذشته ثابت كرد كه منافع خويش را در تكه تكه شدن افغانستان جست وجو مي كنند طرف داري از فلان گروه وضديت با گرو ه ديگر هيچ ارتباطي با ايدولوژي حاكم در آن كشور نداشت؛ صرف بر اساس منافع اقتصادي بود ضديت ها وطرفداري ها  كه صورت مي گرفت .

    امروزهم روابط بر اساس منافع صورت مي گيرد نبابراين نتيجه اي كه مي توان گرفت انست كه اول اين كه افغانستنان بايد تلاش كند به عنوان يك وزنه اي منطقه اي درايد وكشور هاي همسايه منفعت خودرا در ارتباط با افغانستان بدانند يعني رابطه با همسايگان دوطرفه وبا به رسميت شناختن منافع متقابل باشد در غير آن صورت ارتباط يك طرفه نتيجه اي جز پاي مال شدن منافع  فغان ها نخواهد بود  دوم اين كه افغانها بايد هم گرايي منطقه اي را بر ارتباط بين المللي تر جيح ندهد؛ هم مبناي ارتباط كشور هاي منطقه منافع آن كشور ها است وهم مبناي ارتباط كشور هاي غربي منتهي با يك تفاوت كه غربي ها خواستار افغانستان يك پارچه ومتحد مي باشند ومي خواهند منافع خويش را بدين گونه تامين كنند ؛اما كشور هاي همسايه منافع خويش را درتكه تكه كردن افغانستان جست وجو مي كنند.