هر انتخاباتی  بردو پایه استواراست ؛  انتخاب شنوندگان وانتخاب کنند گان ویا کسانی که باید بر گزیده شوند  وهم کسانی که باید بر گزینند ؛اما در باره ای این که چه کسی باید انتخاب شوند در هر کشوری قوانین اساسی آن کشور ها ،معیارها وموازینی را تعین کرده است که می توان  به آن موازین حد اقلی نام نهاد یا به سخن دیگرقوانین اساسی هر کشورحد اقل معیار هایی را برای انتخاب شوندگان مد نظر قرار داده است واین حد اقل ها شاید برای آن باشد که شهر وندان از حقوق خویش محروم نشوند وهم چنان انتخاب کنند گان دقت بیشتری به خرچ دهند؛ومردم برای یک مجلس خوب ،کار آمد ومفید علاوه براین که   معیار های قانون اساسی  رادر نظر گیرند ؛بایدتلاش ورزند تا با دقت ووسواس بیشتر نمایندگان خویش را بر گزینند. در کشور هایی که انتخابات  صورت هنجار مند یافته است و مشکلات تعریف شده ی وجوددارد ؛هم افرادی که انتخاب می شوند می دانند چه کار هایی را باید انجام دهند وهم کسانی که انتخاب می کنند می دانند برای چه در پای صندوق های رای گیری می روند وبرای چه هدفی کسی را انتخاب می کنند ؛و می دانند که چه کسی به درد شان می خورد ؛اما مردم کشور ما بررغم  پشت سر گذاشتن چند انتخابات،هنوز در اول راه قرار دارند ؛ازاین رو باید دقت بیشتر به خرج دهند.اگر دیده می شود که نامزد های انتخاباتی گاه آسمان وریسمان را بهم می بافند تا توجه مردم را به خود جلب کنند؛ یکی ازعلت اساسی آنست که بسیار ی از وجوه انتخابات در اذهان مردم به صورت  روشن  تعریف نیافته است .گرچه برخی تحلیل گران به خلاهای قانونی اشارت می کنند و بدین باورند  که کلی گویی های قانونی ونبود معیار درست قانونی باعث شده است که هر کسی با هر شخصیت وویژگی خودرا نامزد احراز پست نمایندگی نمایند وهر شعاری که دل  شان خواست سر دهند؛ اگر چنانچه قانون انتخابات شرایط مشخص تر وریز تری رابرای نامزد شدن تعین کرده بود ،هم از انبوه خلایق دراین عرصه کاسته می شد وهم شعار های دهن پرکن واغوا کننده کم تر به چشم می آمد. همین شرایط دشواراست  که کاررا بر انتخاب کنند گان سخت کرده است ومردم در حیرانی وسر در گمی به سر می برند ونمی دانند که از میان همه مدعی کدام سر است وکدام درد سر؟

 هم چنین همین انبوه مدعیان نیز باعث شده است  که مسئولیت های بزرگی به  دوش رسانه ومطبوعات کشور قرار  گیرد که به  عنوان بخشی  ازجامعه ای مدنی کشور ومدافع حقوق مردم تلاش ورزند ،چهره هارا شناسایی کنند وبه مردم معرفی نمایند.آنچه به دید این نگارنده می رسد وخودرا موظف می داند تا به مردم باز گو کند از مردم شریف هم بخواهد آن موارد را در انتخاب خویش محترم بدارند موارد زیر است :

   1-گذشته ی نامزد ها: هیچ اینده ای بدون گذشته شکل نمی گیرد لذابسیار مهم است که مردم از گذشته ی  نامزد های انتخاباتی خویش آگاه باشند وبدانند که آنها به چه کار هایی مشغول بوده اند ،منصوب به چه خانواده ای می باشند، در شغلی که  داشته اند موفق بوده اند یانه ؟افرادی فراوانی مدعی نماینده شدن هستند  که نه سابقه ای درخشانی دارندونه کار کرد مثبتی در کار نامه ای خویش دارند و قتی نامزد نمایندگی در مجلس شده اند نیز شعار های شان پای در هوا وافاقی است وحتا ازدرک مشکلات مردم عاجز هستند  وقتی به علت یا دلیل نامزد شدن شان تحقیق صورت گیرد بیشتر بر هوس استوار است تا احساس مسئولیت  بنابراین مردم شریف مسئولیت دارند که با چشم باز ودید نافذ به اینده ای خویش بنگرند و تحقیق در گذشته ای کاری  افراد بسیار مهم است که باید مورد توجه قرار گیرد.

  2-  تدین :  گرچه مردم کشور ما به دین داری شهرت دارند وحتما دین داری  را از  معیار های اساسی انتخاب خویش  در نظر دارند ؛اما باید تاکید گذاشت که غرض ازدین داری آنست که فرد مورد نظر به فساد شهرت نداشته باشند واخلاق دینی که همانا پای بندی به ارزش های مسلم ومسجل دینی است را مد نظر قرار دهند کسی که به درو غ گویی ، تملق ووریا کاری شهرت دارند  به معنای آنست که به اخلاق دینی چندان پای بند نیستند  وکسی که این معیار های کلی را واجد نباشد بسیار دشوار است که متعهد به حقوق مردم باشدوآن هارا محترم بدارد .در مجلس گذشته همه شاهد بودند وبودیم که بسیاری از نمایندگان در سفر های دایمی به سر می بردند حتا اگر این طیف افراد به عیش ونوش نه پرداخته باشند همین که بدون در نظر گرفتن مسئولیت خطیر نمایندگی وظیفه خویش رها کرده وبه مسافرت رفته اند به معنای آنست که به حق مردم باور ندارند واز سوی دیگر مردم باید بدانند  نست آنست  ازسوی دیگر مردم باید بدانند     رررکسانی  که  با خدای خویش صادق نباشد غیر ممکن است که با خلق خدای درست رفتار کند وحقوق آنهارا محترم بدارد دین دار بودن وامانت رای خویش رابه آدمیان متدین سپردن کار بس خطیری است که به دوش مردم گذاشته شده است .مردم اگر خواسته باشند حکومت در برابر خواست های شان قبول مسئولیت نماید باید نسبت به سر نوشت خویش بی تفاوت نباشند ونهایت دقت را به خرج دهند.ممکن است هر فردی بر اساس حقوق شهر وندی خودرا نامزد انتخابت نمایند کسی هم مانع نامزدی آن ها نشود؛ اما این مردم است که باید تشخیص دهند که چه کسی به درد شان می خورد تا انتخاب کنند.

3-موفق در وظایف پیشین  :مردم برای آن که در انتخاب خویش اشتباه نکنند وبدانند فرد شایسته ای را بر گزینند باید علاوه بران که به گذشته ای افراد می نگرند ،باید به گذشته ای شغلی آنها نیز بنگرند که آن فرد به کار ی که اشتغال داشته است ،توفیقی را همراه داشته است یانه ؛ برخی نامزدان ا نتخابات کنونی در گذشته فردی نا موفقی بوده است وحال باعلل ویا دلایلی آمده است تا سمت نمایندگی مردم را به دوش گیرد وقتی کسی در گذشته توفیق نداشته است ؛چگونه می تواند مسئولیت نماینگی مردم را به دوش گیرد واز عهده ای آن بیرون اید  مگر غیر ازاین است که آن فرد را درد مردم ویا مسئولیت های اجتماعی به سمت نمایندگی مردم نکشانده ؛ بلکه عدم توفیق گذشته در کار ها ی خودبه سوی نمایندگی کشانده است؟

4-شعار های انتخاباتی :یکی دیگراز معیار هایی که می توان روی آن درنگ کرد ونامزد هارا با آـن شناخت؛ شعار های انتخاباتی نامزدان است ؛برای آن که به توانمندی های افراد واهدافی که در نظر دارند وهم  میزان فهم ودرک آ نهارا بتوان ارزیابی کرد، توجه به شعار های انتخاباتی نامزدان، یک اصل بسیار اساسی می باشد.

 شعار های بی مناسبت ، کلی گویی ها ،اغراق ویا شعار های عوام فریب ازان کسانی است که نه توانی برای کار کردن   دارند ونه هم ذهنی که بتوان در آینده ازان ها توقع کار داشت ؛بیشترافرادی اند که از سوی گرو ه ها ونهاد هایی بدین سمت انتخاب شده اند ویا هم از تمام ویژگی های احراز نمایندگی فقط پول ومصرف آن را داشته اند ؛لذا به قول معروف با شعار ها می توان شعور افراد را خواند وبه واقعیت های ذهنی آنها پی برد. قانون اساسی افغانستان سه کار ویژه ای بسیار مهم را برای نمایندگان مردم بر شمرده است  که عبارت اند از : قانون گذاری ، نظارت بر حسن اجرای قانون ودفاع از حقوق موکلان  خود. اگر شعار های افرادی فراتر یا فروتر ازاین هاباشد باید در فهم ودرک ودر یافت آن ها از مسئولیت های نمایندگی شک کرد ؛مثلا اگر کسی وعده داد که می تواند در شش ماه  چند باب مکتب برای مردم می  سازد ؛یا برای مردم خانه درست می کند ...باید به صداقت او تردید  کرد ودانست که این گونه سخن گفتن به معنای بازی با ذهن مردم است؛ نه مکتب ساختن در حیطه ای کار نمایندگان مجلس است ونه هم کسی که این شعار را می دهد ازعهده ای این کار بر می اید وبنابراین مردم نباید گول این گونه شعار هارابخورند وبه آن ها رای دهند.اگر کسی آگاهانه با دانستن محور های فوق این  گونه شعار هارا مطرح می کنند باید دانست که آنا ن دروع می گویند ونباید به آدم های دروغ گوی اعتماد کرد ورای خود را به انها داد اگر نمی دانند وان گونه شعار هارا مطرح کرده اند به معنای آنست که انها براساس فهم ودرک درعرصه ای انتخابا ت حضور نیافته اند واحتمالا در صدد گرفتن ویافتن برخی امتیازت دیگریست که باز هم به درد مردم نخواهند خورد وآرزوهای مردم با آن گونه افراد تحقق نخواهد یافت. مردم برای آن که سر نوشت نیکویی داشته باشند وقانون گذاران موثردر مجلس نمایندگان حضور داشته وقوانین خوب به تصویب برسد ومجلس نمایندگان تجلی خواست ها ی مردم باشد،وتنش های قومی فر وکش کند وتهداب یک حرکت ملی در کشور ایجاد شود، دیگر با احساسات وباور های مردم بازی صورت نگیرد ،وکسی به نام قوم  آنان را در بازار سیاست نفروشند بر مردم است که با چشم باز ودید ژرف تربه اینده ای خود بنگرند وبه کسانی رای دهند که علاوه برحسن سابقه ازدرایت سیاسی وصداقت ودلسوزی به مردم برخوردار باشد.