افغانستان؛ قربانی جنایت های ساز مان یافته
افشای آن اسناد گرچه تاکید وتاییدی است بر ادعاهای چند ساله ی تحلیل گران وروز نامه نگاران کشو ما که از ابتدای سر بر آوردن دوباره ی طالبان تا حال هموراه بدان پرداخته اند ودولت افغانستان ومجامع جهانی را متوجه آن کرده اند وظهور دوباره یطالبان را ناتشی از دخالت های استخبارات پاکستان می دانستنه اند وهموراه دولت افغانستان را بدان هشدار داده اند که باید ریشه خای تروریزم را خارج ار افغانستان جست وحو نمایند؛ اما افشای استاد جدید آنهم از سوی رسانه های غربی هم چنان هشداری است به کشور های ذی نفع در افغانستان که این همه به دنبال موهومات نباشند، با شناسایی مراکر فر ماندهی وسازماندهی طالبان ومورد حمله قراردادن آنها هم بررنح وتعب مردم افغانستان خاتمه بخشند وهم بیش ازاین باعث تلفات نظامیان خود نیز نشوند وهم برای زمامدارن افغانستان این پیام روشن را می رساند که نسبت به راهبرد خویش تجدید نظر کنند گرچه مقام های افغانی گفته اند که افشا ی آن اسناد براعحاب آن ها نیفزوده است؛ زیرا از مدت ها بدین سو آنها با آ این گونه سندها مواجه بوده اند ومی دانسته اندودر هر مذاکره ی سیاسی با مقام های غربی آن هارا بدین امر آگاه می ساخته اند؛ اما بازهم نکاتی در اسناد وجو دارد که پاکستان بررغم ادعای خود بر نامه ای تخریبی فراوانی را روی دست دارد
اولین نکته آنست که بار دیگر به زمامداران کشور هشدار می دهد که ریشه های خشونت را باید خارج از افغانستان جست وحو کنند وبا گرد آهم ایی ها وبا برادر خواند ن طالبان خودرا مشغول ندارند،مسایل جدی تر آزآنست که بتوان با برادر خواندن وابراز احساسات به خشونت های موجود در کشور خاتمه داد؛ یکی از سند های بیرون داده شده در آن مجموعه طرح ترور اقای کرزی توسط ساز مان استخبارات پاکستان است،این پرسش مطرح می شود که هدف از ترور اقای کرزی چیست وطالبان با کشتن کرزی به چه چیزی می خواسته است دست یابد ؟آیا با ترور کرزی تمام مقاومت ها در برابر طالبان وپاکستان خاتمه می یابد وافغانستان دست بسته تسلیم طالبان می شود؟ اگر این ذهنیت وجودداشته باشد با اطمینان می توان گفت که مبارزه با طالبان در گوشت وپوست وخون مردم افغانستان ریشه دارد واین گونه مبارزات هیچ گاه متکی به شخص نبوده وهم نخواهد بود؛ بنابراین ترور افرادوشخصیت های سیاسی نه تنها خللی در اراده ی مردم افغانستان ایجاد نخواهد کرد که حتا آتش انتقام گیری رابیش از پیش تیز تر خواهد نمودکه حتا منطقه را در کام خویش فرو برد ؛ امافلسفه ی ترور کرزی از نظر پاکستانی ها آنست که بررغم برادر خواندن طالبان وگشودن دروازه صلح با ان گروه وایجاد نرمش بیش از حد از سوی آقای کرزی ؛پاکستانی ها حتا بر نمی تابند که کسی با طالبان ازموضع یک حکومت سخن گوید وآنهارا به پذبرفتن قانون اساسی کشور فرا خواند ،کرزی گرچه دراین چند سال طالبان را به صلح دعوت کرده است اما با این پیش شرط که قانون اساسی افغانستان را به رسمیت بشناسد، حقوق زنان را محترم بدارند وبه دست آورد های هشت سال گذشته احترام نهد؛ این خواست ها گویا برای ساز مان استخبارات پاکستان خوش ایند نبوده وکوشیده است با طرح ترور اقای کرزی همین صدای ضعیف را نیز خفه کند.
نکته ی دوم در پیوند با آن اسناد تلاش های صلح خواهانه اقای کرزی است ؛ صلح امر مطلوب وممدوحی است هیچ کس در کشور مخالف صلح با طالبان نیست؛ آما آنچه صلح با طالبان را با مشکل مواجه می سازد آنست که باید صلح خواهی همراه با عناصر ومولفه هایی باشد که اصالت وارزش آن رامخدوش نسازد وتحت نام صلح جنایت کاران ضد صلح از آن سوی استفاده نکنند؛ این که به بهانه ای صلج افراد جنایت کاری تبریه گردد ، این که عدالت لگد مال گردد، این کهزبه بهانه ای صلح بهای سنگینی پرداخته شود ،چندان خوش ایند نخواهد بود. صلح برای قوام یافتن یک نظام عادلانه است ازآن جاییی که خشونت ضربه ای سهمگین وسنگینی بر عدالت ورزی وارد می آوزرد وجایگاه عدالت وخدوش می گردد باید صلح ایجاد شود تا عدالت بار دیگر قوام یابد ؛امااگر صلح عدالت را قربانی کند ویا صلح باعث گردد شکاف میان اقوام افغانستان افزایش یابد وحکومت را از پشتوانه ای مردمی آن تهی کند این صلح به کجا خواهد انجامید وازان چه بدست خواهد آمد؟بی شک دست سران طالبان به خون مردم افغانستان آغشته است این واقعیت را می توان ازتاک های سوخته ای شمال کابل تا خانه های سوخته وویران شده مردم دره صوف باید پرسید ، جنایت های طالبان را هنوز مردم بامیان ،پروان وفایاب و... فراموش نکردئه اند ، حال وقتی دولت افغانستان می کوشد تا سران جنایت کار طالبان از لیست سیاه ساز مان ملل متحد خارج ساخته شود این پیام را می رساند که آنها درردیف جنایت کارن جنگی قرار ندارندوبرای مردم افغانستان وباز ماندگان کشته شدگان این پیام را می رساند که حکومت افغانستان به جای آن که خون بهای کشته شدگان دست طالبان را مطالبه کند به بهای واهی آن را می فروشد وفقط به توهم این که با آن گروه صلح کند ؛اما آنچه مسلم ومسجل است این که صلح بدون اجرای عدالت صلح پایدار نخواهد بود گاه اگر چنین امر بعیدی اتفاق بیفتد وصلح با ان گروه به نتیجه برسد مشکل دیگری ایجاد خواهدگردید که جمع کردن آن برای حکومت افغانستان دشورا خواهدبود؛ صلح پایدارد در گروگسترش عدالت است وبی شک اولین شرط عدالت محاکمه جنایت کاران جنگی می باشد.
نکته ای سوم این که اسناد افشا شده نشان داده است که حکومت افغانستان با معادله ای بسیار پیچیده ای مواجه می باشد برای حل معادله های پیچیده نخستین شرط شناخت آن پدیده های است در حالی که حکومت افغانستان با ذهنیت ساده ندای صلح عناصر ومولفه های آن را در نظر داشته باشد ، طالبان زندانی ازاد می شوند ،سران طالبان(به پیشنهاد )حکومت افغانستاتن از لیست سیاه سازمان ملل متحد حذف می گردند، به طالبان پو.ل ،امتیاز ووعده های چرب ونرم فراوان داده می شود تا به دولت افغانستتنان بپیوندند خواسته ها نیز مشخص است قانون اساسی افغانستان را بپذیرندو چند مورد دیگر حتا دست پروردگی وبی ارادگی طالبان مد نظر قرار نمی گیرند ودر جرگه مشورتی صلح ودر بیانیه ای پایانی نیز دخالت های ساز مان استخبارات پاکستان هیچ مورد توجه واقعد نمی شود وتماس به ان دخالت ها صورت نمی گیرد گویا طالبان بر خاسته از همین جامعه هستند وخواسته های دارند که باید با انها نوجه نمود؛ اما مشکلی که ایجاد می کند آنست که حکومت افغانستان محاسبه نکرد است که امتیاز دهی های بی حد و حساب خواهد توانست طالبان را وادار سازدتا از سیطره ای سازمان استخبارات پاکستان دست بردارند ورو دررو با افغان ها بر سرمیز مذاکره بنشینند وبا دادو ستد سیاسی نزاع های نا فرجام را حل وفصل کنند ؟
نکته ای چهارم این افشای اسناد نشان می دهد که بررغم آگاهی امریکا از همکاری استخبارات پاکستان با طالبان باز هم پاکستان مورد حمایت ایالات متحده ای امریکا قرار دارد وسالیانه ملیون ها دالر به ان کشور- به بهانه ای مبارزه با تروریزم- کمک می شود؛در حالی که–بدون شک-بخشی ازان کمک ها در اختیار طالبان قرار می گیرد، این در حالی است که ملیون دالر امریکایی در افغانستان درراه مبارزه با طالبان به مصرف می رسد؛ این تسلسل از چه چیزی حکایت می کند ؟غیر ازآنست که امریکا وغرب غیر مستقیم به طالبان کمک می کند ؟ گرچه اقای سپنتا مشاور امنیت رئیس جمهور در یک گفن وگو با تلویزیون طلوع این گونه اتهام هارا ناشی از ذهنیت ما شرقی ها دانست که به تیوری توطیه خو گرفته اند؛ ولیکن باید خاطر نشان کرد که با خوش بینی های از نوع سپنتایی نیز ذهن هیچ آدم عاقلی قانع نخواهد شد واین عمل غربی هارا توجیه نخواهند توانست.
در مجموع گرچه افشای آن اسناد باید معادلات منطقه ای وبین المللی دررابطه با افغانستان را وضاحت دهد؛ اما متا سفانه نه تنها دست یابی به وضاحت را دشوار می سازد که کلاف سر در گمی را فرا راه مدعیان مبارزه با تروریزم می گذارد، به طور مثال :از این یک سوجامعه ی جهانی در افغانستان حضور دارند با طالبان وتروریزم مبارزه کنند و ازهر راهی باید منافع ومنابع تمویل آنهارا قطع نمایند؛ از سوی دیگروقتی ملیونها دالر به پاکستان سرازیر می گردد وبخشی ازاین کمک ها به طالبان از طریق ای اس اس سرازیر می گردد؛ ازاین معادله ها چگونه می توان برداشت کردواینده ای مبارزه با ترویزنم را چگونه باید دانست؟ بی شک کشور های ذی نفع در افغانستان شفاف عمل نکرده اند همین عدم شفافیت است که هرقدر زمان گذرد اوضاع پیچیده تر می شود وروند مبارزه با تروریزم در هاله ای از ابهام قرار می گیرد.