اگر مورد اول مد نظر قرار گیرد که طرح های امریکا در افغانستنان براساس زمان معین عملی نشده است شاید قرین به واقعیت باشد در صورتی که مدعیان شکست امریکا، اززمان مطرح شده اطلاع یافته باشند وبر نامه های امریکارا بر اساس آن زمان ارزیابی کنند، دراین صورت مدعا می تواند قابل قبول باشد وباید گفت که طرح هایی زمان بندی شده ای امریکا به نتایج مورد قبول دست نیافته است نه آن که امریکا در افغانستان شکست خورده است .

 اگرمورد نظر گویندگان این باشد که نظامیان امریکا در افغانستان شکست خورده است وبراین اصرار ورزند باید گفت که باید این شکست را نشان دهند؛ اولین تشانه ای شکست امریکا در افغانستان به معنای شکست دولت افغانستان وافتادن کشور به دام طالب وترویزم است که این اتفاق نیفتاده است حکومت افغانستان بررغم ضعف ها هم چنان لنگ لنگان روان است  وسقوط نه کرده است و طالبان وحامیان آنها نیزدر افغانستان به پیروزی دست نیافته اند .برخی نیز عملیات نیرو های خارجی در هلمند را معیار شکست وپیروزی نیرو های امریکا در افغانستان می دانند وچون آن عملیات به نتایج قابل قبولی دست نیافته است ؛ لذا اظهار می دارند که  نیرو های امریکا در افغاتنستان شکست خورده است ؛ اما صرف به پیروزی نرسیدن نیرو های امریکایی درهلمند را می توان شکست نیرو های امریکا در افغنستان گفت یانه زیرا؛ برای بسیاری از تحلیل گران قابل قبول نیست ؛واقعیت آنست که امریکا ومتحدان آن هنوز در هلمند حضوردارند واگر حضور آن نیرو ها نباشند، معلوم نیست طالبان کرام چه بر سر مردم  آن سامان خواهند آورد .

 برخی نیز وقتی می بینند که طالبان هنوز در گشت وگذار اند وهنوز نفس می کشند ودست به عملیات نظامی می برند، چنین استنباط می کنند که نیرو های امریکا یی شکست خورده است . البته اگر میزان شکست ویا پیروزی عملیات انتحاری باشد باز هم نمی توان گفت که نیرو های امریکا در افغانستان شکست خورده است زیرا؛ هر سال دربرخی از فصول سال این گونه عملیات ها افزایش می یابد هیچ گاه نمی توان افزایش عملیات انتحاری رادلیل شکست نیرو های امریکا در افغانستان دانست .پس پرسشی که خلق می شود اینست که شکست نیرو های امریکا در افغانستان یعنی چه؟ وچگونه این گونه اظهار نظر ها بدون کدام دلیل ویا عللی مطرح می شود وچرا بسیاری منتظر شکست نیرو های امریکا در افغانستان می باشند ؟

   با کمی تامل می توان گزارش های رسانه های داخلی وخارجی را به تحلیل گرفت . هر تحولی در افغانستان بردو عامل استوار است  داخلی وخارجی ؛ در القا ی شبهه ی شکست  نیزهردو عامل می تواند دخالت داشته باشد   هردو همسایه افغانستان با امریکا  وحضور آن کشور درا فغانستان مخالف هستند وحضور غربی ها  رامخالف مصالح ومنافع ملی خویش محاسبه می کنند  وهردو نیز می کوشند تا با القای شکست نیرو های امریکا، کار کرد نیرو های امریکا را زیر سوال ببرند وهم چنین توجه مردم افغانستان را به خود جلب کنند. پاکستان می خواهد امریکا در منطقه نباشد تا آن کشور بتواند بار دیگر بر افغانستان تسلط یابد  وطالبان را به نحوی حاکم سازد وبه منافع خویش دست یابد البته این نیت خودر ا کتمان هم نکرده است وگاه علنی وگاهی هم به صورت تلویحی بیان کرده است . ایران نیز دشمنی دیرینه با امریکا دارد وروزی که دماغ سر باز امریکایی خون شود مقام های ایرانی جشن می گیرند، ازاین رو رسانه های ایران هیچ گاه واقعیت های افغانستان را آن گونه که شایسته است منتشر نمی کنند وگفته می شود که به خبر نگاران وابسته به خود دستور می دهند که همیشه تعداد کشته وزخمی های نیرو های خارجی را با ضریب چند برابر ضرب کنند آن گاه باز تاب دهند، ازاین لحاظ است که اگرکسانی اطلاعات خویش را براساس داده های اطلاعاتی رسانه های ایران تنظیم کنند، هیچ گاه به واقعیت های افغانستان دست نمی یابند . گرچه مقام های رسمی ایران همیشه اظهار داشته اند که خواهان بهبود وضعیت امنیتی در افغانستان می باشند ونا امنی در افغانستان را به ضرر منطقه می دانند اما عملا در این جهت گام بر نداشته اند وهمیشه افغانستان یک کشور اشغال شده مورد نظر ایرانی ها بوده است. منو چهر متکی وزیر خارجه ای ایران در نشست کابل مقام های امریکا وانگلیس را متهم داشت که در امور داخلی ایران دخالت می کند،گرچه آن اتهام بار ها رد شده است واگر درست باشد نیز قابل دفاع نیست اما این نکته را نیز می توان یاد آورشد که متاسفانه بار ها گفته شده است که برخی حلقات داخل ایران در امور افغانستان مداخله می کنند؛ مقام پشین امنیتی افغانستان در یک جلسه پارلمان اظها ر داشته بود که اسنادی دردست دارد که نشان می دهد که ایران در امور افغانستان مداخله می کند وعملا نیرو های طالبان را اموزش می دهد؛ اگراسنادی وجودداشته باشد که دخالت های ایرانی هارا ثابت کند باید به اقای متکی گفت که" نزن در خانه مردم به انگشت که می زند به مشت"؛ کشته شدن مردم بی گناه ایرانی بسیار سخت ودرد ناک است اما طالبان کوردل وقتی قلب جوان وپیر این کشوررا نشانه می رود باید همسایگان افغانستان را به تامل ودارد

 وآنهارا از دخالت در امور افغانستان بر حذر دارد. سران اسلام اباد نیز بدین باور بوده اند که رشد تروریزم فقط مردم افغانستان را قربانی خواهد کرد اما؛ بی خبر ازاین که وقتی ویروس بیماری ای نشر وپخش شود، بی شک پخش کننده نیز مبتلا خواهد شد. در مورد همسایگان افغانستان هیچ شبهه ای وجود ندارد که آنها مخالف حکومت افغانستان ومخالف صلح وامنیت در کشور ما می باشند؛ اگر به هزار اب رحمت  خودرا شست وشو دهند باز هم ازآنها کار نیک بر نمی اید وانتظارزیاد نیز بیهوده است. سیاست های راهبردی آنها در افغانستان شکست نیرو های خارجی در افغانستان بوده است تا حال هر اقدامی کرده اند دراین جهت بوده است . اگر بیش ازاین نکرده اند به معنای آن نیست که توانسته اند ونکرده اند؛ بلکه نتوانسته اند اگر بتوانند هیچ ابایی نخواهند داشت.اما چرا رسانه های افغانستان شکست را القا می کنند ؟

شاید عوامل گونا گون وجود داشته باشد که می توان به چند مورد آن به صورت موجز ومختصر اشاره کرد.

1-نا آگاهی : بدون شک برخی اصحاب رسانه های کشور ازدرک وضعیت سیاسی واجتماعی افغانستنان عاجز اند القای شکست نیرو های خارجی ویا امریکایی هیچ باری برای آنها ندارد نمی دانند که پخش ونشروتداوم این کار چه تاثیری برروح وروان مردم کشوربر جای می گذارد ؛ اگر آنها به زیان های روحی کارخویش آگاهی یابند   این کار را نخواهند کرد واز آن پرهیز خواهد نمودو هر آدم عاقلی وقتی درذهن خویش تصور کند که شکست نیرو های امریکایی به چه نتایجی منتهی خواهد شد بی شک کاری نمی کند که روحیه ای مردم خراب شود.

 

2- برخی رسانه ها در کشور اصلا برای افغانستان نیستند؛ گرچه گردانندگان آن افغان می باشند آنها رسالت واصالت شان با خارجی ها است وبرای این آمده اند تا در جهت خواسته های بیگانگان حرکت کنند ؛مفاهیم وشعار هایی را مطرح  می کنند وبر چیز هایی  که تاکید می گذارند قاعدتااز ما نیست برای ما نیست وبه درد مردم ما نمی خورد ونگرانی مردم ما نیست. وقتی چیز هایی کلیشه ای وفاقد متد ومحتوا مطرح می شود که مردم هیچ نیازی بدان ها ندارد به معنای آنست که برای مانیست ودر حهت اهداف ما حرکت نمی کند-شاید اگر در مقام فقیه نشسته بودم فتوا به حرمت آن صادر می کردم وکاش عالمان دین نیز به آن درک رسیده باشند که هر چه خلاف منافع ملی کشور باشند تحریم کنند وحکم به عدم پخش آن صادر کنند .

  برای این گونه رسانه ها مطرح نیست که چه می گویند برای انها مطرح است که چه بگویند تا برای خارجی ها وتمویل کننده ی خوش ایند باشد؛ این رسانه ها نا معلوم ونا مشخص هم نیست ؛می توان هر کدام آن هارا نام گرفت وکار ویژه های آن را به صورت آشکار بیان کردو شاید این پرسش ایجاد شود که دراین کشور بسیاری از رسانه های کشور از خارج امکانات در یافت می دارند ؛دراین شکی نیست اما سخن اینست که برخی ازاین اصحاب رسانه الینه شده اند وجزتمویل کننده ها.ی کسی را نمس شناسندو در قرآن شریف ایه است که می فر ماید  قل انی صلانی ...

  بگو(ای پیامبر)که همانا نماز وروزه زندگی ومرگ من برای خداوند عالمیان  است ؛ اما اصحاب این گونه رسانه همه مرگ وزندگی خودرا برای رضایت فند دهندگان خود گذاشته اند؛برای این ها گفته می شود که اگر ده نفر نیروی امریکایی زخمی شد شما اعلام کنید که دووازده نفر کشته شده است این گروه نیز طبق تعهدی که سپرده اند باید دروازه ای عقل را تخته کند آنچه استاد گفت بگویند.

3-توهم اندیشی :برخی افرادویا گرو هایی هستند که خواها ن تعمیل ارزش های ذهنی خود شان هستند آین گروها بدین باورند که شکست امریکا باعث می شود که ارزش های آنها درجامعه ،جامه ای عملی بپو.شد ازاین رو بسیار خوش دارند که بگویند که امریکا در افغانستان شکست خورده است وباید مردم در فکر آن باشندو خودرا برای پذیرش ارزش های آنها آماده کنند؛ این طالب مشربان گرچه طالب نیستند اما تفکر طالبانی از از اندیشه وفکر شان ظهور وبروز می یابد.

4- مجاهدین سابق: برخی سران وسر کردگان جهاد نیزگذشته ای حکومت خویش را با دید نوستالژیک می نگرند وتصور می برند که شکست امریکا در افغانستنان شاید رویا های آنان به واقعیت بپیوندد وآنان بار دیگر سکان قدرت را به دست گیرند و بار دیگر برسر وصرت یک دیگر بزنند؛ افغانستان  رابه سوی وحشت وبربریت قرون وسطی سوق دهند این گروه نیز می خواهند امریکا در افغانستان شکست بخورد ویا گاه دیده شده است که رسانه های وابسته به ان ها علام می دارند که نیرو های امریکایی شکست خورده است.

 با این همه تحلیل های کج معوجی که وجود داردنگارنده براین باور است ؛که نیرو های امریکا هنوز شکست نخورده است ؛اما اگر روزی شکست بخورد باید عزای ملی اعلام کرد وهمه مردم به سوی قبرستان ها روی آورند که فاجعه ای دیگری ازراه می رسد ومردم رنج دیده ای کشور رادر کام خواهد کشید. کسانی که ارزوی افغانستان سربلند وآزاد را در سر می پر ورانند نباید به فکر شکست امریکا ومتحدان آن باشدند ؛باید همانند چاپان اوکوریای جنوبی  وبرخی از کشورهای اروپایی بکوشند تا ازاین غول قدرت نظامی واقتصادی به نفع خویش سود ببرند وافغانستان  راازاین گرداب هولناک رهایی بخشند ؛کسانی که خواهان شکست امریکا در افغانستان می باشند بی تردید دوست افغانستنان و مردم نیست اگر کسانی نگرانی از فرهنگ ودین مردم دارند وتصور می کنند که حضور امریکادردین ورزی آن ها اختلال ایجاد می کنند ؛باید باور مند باشند که؛ فقر ، گرسنگی و تنگ دستی مایه ای همه بد بختی ها وسیه روزی ها است؛ لذا به جای آن که به خارجی ها وعوامل آنان گوش بسپارند باید این ظرفیت وتوان را ایجاد کنند تا بتوانند سود ببرند وبه این ذلت ودربدری وفقر پایان دهند.افغانستان ازاد واباد بدون کمک های بین المللی وتلاش وتقلای مردم کشور میسرنیست.