بهتروگزیده ترآنست که علت هاویا دلایل دل سردی حکومت امریکا از آقای کرزی راآشکارا بیان دارد تا مردم از اصل وکنه ماجرا آگاهی یابند.دوم این که  چرا سخنگوی ریاست جمهوری نام فرد مورد نظررابرزبان نمی راندتا مردم نیز آگاهی پیدا کنندکه کدام فرد نزدیک تر ازآقای کرزی به امریکا بوده است.؟

   زیرا مردم افغانستان همه می دانند که به دلیل اعتماد مفرطی که ایالات متحده به آقای کرزی داشت واورا مورد اطمینان واعتماد خود می دانست در نشست بن اول کوشید که درسمت ریاست جمهوری افغانستان قرار گیرد؛ در حالی که رقبای آقای کرزی از وجاهت علمی ومردمی بیشتری برخوردار بودند وممکن بود حکومت داری مطلوبی نیزارایه دهند               بنابراین امریکایی ها دردوره حکومت انتقالی وحکومت موقت ازاو پشتیبانی کردند ودور اول ریاست جمهوری نیز با پشتوانه  وتائید ضمنی ایالات متحده امریکا بر مسند ریاست جمهورتکیه زد. در آن سال ها گاهی طرز لباس پوشیدن او مورد عنایت امریکایی ها قرارمی گرفت وگاهی اورا مرد شیک پوش سال معرفی می کردند.تا این جای کار هیچ ایراد واشکالی برامریکایی ها وارد نبود گویاآنچه آن خسرو می کرد شیرین می کرد" !.. لاجرم اقای کرزی خود بدین امر وقوف داشت که امریکایی ها اورامورد اعتماد قرارداده اند تا بتواند از منابع وامکانات جامعه ی جهانی استفاده کند تا هم چهره ی افغانستان راتغیردهد وهم منافع ایالات متحده امریکا تامین گردد. اما متاسفانه ؛ضعف مدیریت آقای کرزی سبب شد که او نتواند یک حکومت کار آمد ومطلوب عرضه کند ،و در نهایت هردو هدف برآورده نشود.نه افغانستان سروسامان پیداکند ونه هم ایالات متحده امریکا به اهداف خود نزدیک شود.بنا براین آقای کرزی در پنج سال اول حکومت خود آزمونی را پشت سر گذاشت وثابت کرد که مرد عبورازسختی هاواستفاد از ظرفیت های بی المللی برای بیرون رفت افغانستان از بحران نیست. مجموع این ضعف ها سبب شد که اعتماد جامعه ی جهانی وحکومت ایالات متحده امریکا از حکومت اونیز کاهش پیدا کند.فرصت های بی شماری ازدست مردم افغانستان ستانده شود. خویش خوری، باندبازی،وفساد چنان گسترده گشت که امان مردم را بریده.دردو دوم ریاست جمهوری این خواست مردم افغانستان نیز بود که اقای کرزی بار دیگر برمسند ریاست جمهوری قرار نگیرد تا بار دیگر نا کامی ها تکرار نشود. اما این گونه نشد ودستگاه حکومت متقلب ومتخلف باعث شد که اقای کرزی درمسند ریاست جمهور بار دیگر تکیه زند وپنج سال دیگر بررنج وحرمان ونا کامی افزوده گردد.نکته دوم اینست که آنچه بوده در پنج سال گذشته صورت گرفته است.  چرا تا هنوز فضای سکوت حاکم بوده است در حالی که حکومت افغانستان نشان می دهد که نسبت به مداخله های امریکا در امور افغانستان مطلع بوده است؟ اگر اینسکوت را برای منافع ملی افغانستان بر گزیده بود حالنیز هیچ فرقی نه کرده است وبایدحکومت افغانستان برای منافع ملی کشور از ایجاد سرو صدا های بی مورد وبی جای خودداری کند. حال همم باید تلاش شود این فضای بی اعتمادی را به روابط نیک وحسنه تبدیل گردد نه این که کینه آقاق کرزی کینه بر دل گیرد وآنگاه در موقعیت مناسب ازآن سوی استفاده کند . اگر قصدی وغرض دیگری در کار باشد ،دخالت امریکا در امور انتخابات ریاست جمهوری گذشته واتهام مبهمی، تحت عنوان فرد "مشخص" نمی تواند فساد حاکم در کشوررا به فراموشی بسپاردیا آنکه سکوی پرشی برای نامزد مورد حمایت حکومت قرار گیرد. اگرگله وشکایتی از ایالات متحده امریکا مطرح باشد این مردم افغانستان هستند که خودرا مستحق این اعتراض می دانند که امریکا با همه دستگاه عریض وطویلی که در اختیار داشت نتوانسته بود ضعف های شخصیتی آقای کرزی رادرست بشناسد در نتیجه ازاو بدون چون وچرا حمایت کرد اوریاست جمهوری او مورد تائید حکومت وقت ایالات متحده امریکا قرار گرفت.؛ بدون آن که کمترین شایستگی رهبری یک کشور پرآشوب راداشته باشد. این اشتباه استراتژیک حکومت امریکا بدون سبک وسنگین کرد ن و وزن ووجاهت آقای کرزی باعث گشت که نه اهداف امریکا برآورده شود ونه هم مردم افغانستان به یک ثبات دست پیدا کند.در مجموع باید گفت که بالا رفتن ازاین گونه نردبان هاحکومت رابربامی نمی رساند بهتر است که گزینه های دیگری مد نظر قرار گیردوراههایی دیگری برای فراموشی مردم بر گزیده شود.