نیک بخت ازدیگران می آموزد...
به نظر می رسد که بحران عراق دارای یک علت نیست .و نمی
توان بحران کنونی رابا این گونه الگو ها مورد بررسی وتحلیل قرار داد؛ بلکه بحران
عراق ناشی از عدم درک رهبران آن کشورا زاوضاع اجتماعی آن کشور از یک سو ودخالت های
خارجی از سوی دیگراست. اگر مقام های سیاسی عراق، بحران قومی در آن کشوررا می
شناختند ومی دانستند که بحران بالقوه ای آن کشوررا تهدید می کند؛هیچ گاه به رفتن
نیروهای بین المللی ازآن کشوررضایت نمی دادند ودر نتیجه بحران کنونی دامن گیر آن
کشورنمی شد. سیاستی که رئیس جمهور کرزی در
قبال امضای پیمان امنیتی در پیش گرفته است همانند سیاست مداران عراق است که جامعه
خودرا نشناخته تصمیم گرفته ست.کشورعراق با آن که با جامعه افغانستان تفاوت هایی
دارد. اما ازدو سنخیت مهم نمی توان چشم فروبست. یکی وضعیت اجتماعی شکننده در هردو
کشور است ودیگری دخالت کشورهای بیرونی درامورداخلی هردو کشور. درعراق گرچه سایه
نظام صدام حسین وجود داشته واین حکومت به جای آن که فضای سالم سیاسی واجتماعی وبستر
تعامل مثبت میان گروه های قومی را فراهم آورد به یک تبعیض دست برده وتمامیت خواهی فرقه
ای را حاکم ساخته بود که این نوع حکومت ها خود بستروزمینه ساز بحران در یک کشوراست.
در افغانستان نیز سه دهه جنگ وخشونت به ویژه در سال های جها دروحیه هم پذیری
وتعاون را از مرم گرفته دریک دهه ی گذشته با آن که آزادی های نسبی وجود داشته اما
فساد حاکم دردستگاه حکومتی باعث شده است که تعامل میان اقوام به صورت درست انجام
نیابد ومردم هنوز هم به یک دیگر با سوئ ظن بنگرند. علاوه برآن درراس اقوام کشور
کسانی قرار دارند که جزبه به منافع خودنیاندیشیده وجزاز راه تخاصم منتفع نه گشته
اند ودر صورت فراهم شدن زمینه، هیچ بعید نیست که یک باردیگر سران ا قوام برای تامین
منافع خود،سوی استفاده نه کنندومردم رارویاروی
هم قرارندهند. مورد دیگری که در هردو کشورمشترک است. دخالت های کشورهای بیرونی
درامورداخلی آن است. عراق وافغانستان سال ها درمعرض دخالت های کشورهای همسایه بوده
اند. عراق میان عربستان سعودی وایران قرار دارد وهر کدام ازاین دو کشورمی خواهند درعراق
نفوذ داشته باشند .بنابراین رقابت های این دو کشور مهم خاور میانه سبب شده است که عراق اشوب های کنونی را تجربه کند . نخست
وزیرعراق بعد ازبر چیدن کمپ تظاهرکنندگان در یک سخنرانی گفته" اگرکمپ معترضان
بر چیده نمی گشت ما اطلاع یافته بودیم که منطقه الانبار حکومت مستقل اعلام کند
ویکی از کشورهای همسایه نیزآن حکومت را به رسیمت بشناسد". زلمی خلیل زاد سفیراسبق
امریکا در عراق نیزبه این دخالت ها اذعان داشته ودر وبسایت دپلماسی ایرانی گفته
است که: علی رغم نزدیکی عربستان سعودی با ایالات متحده امریکا، باز هم آن کشوردر
امورداخلی متحدان امریکا دخالت می کند. بنابراین دخالت های بیرونی است که مردم
عراق آشوب های کنونی را تجربه می کنند. بر اساس آما رهایی که منتشر شده است در سال
گذشته میلادی (2013)بیش از پنج هزار نفر قربانی خشونت ورزی های تروریستی در آن
کشورشده اند. با توجه به این سخنیت هاومشابهت ها،بیم آن می رودکه بیرون شدن نیرو های
غربی از افغانستان، خشونت های این چنینی دامن مارا بگیرد.متاسفانه برخلاف ادعاهای
مطرح شده از سوی امریکا وحکومت افغانستان که طالبان راگروهی منفصل از گروه تروریستی
القاعده می دانند. تصورعمومی آنست که این گروه مرتبط به القاعده است ودر صورت
فراهم شدن زمینه، هردو به اتفاق هم به افغانستان هجوم خواهند آورد وخشونت های عراق
در افغانستان تکرار خواهد شد. اگر در بیش از یک دهه ی گذشته حکومت دموکراتیک عمل
کرده بود، نهاد های مدنی ازرشد مطلوب برخوردار می بود، رفتن وماندن نیرو های غربی
تاثیرامنیتی چندانی بر جای نمی نها د. ولیکن وضعیت کنونی آبستن بسی ازخشونت ها است
که مهار آن نیز از دست حکومت کنونی بیرون است. گرچه رئیس جمهورکرزی بانگ برآورده که افغانستان
درسال 2001 به وجودنیامده ،اما این گونه گفته ها بر داده های درست وعقلانی بنا
نیافته است،احساس پراگنی ها، دردی درمان نمی کند واز میزان خشونت ورزی های بالقوه
طالبان نمی کاهد. بنابراین اگرحکومت افغانستان ازاندک عقلانیت برخوردار بود ومی
توانست دنیارا با دید ونظر باز تر بنگرد باید مشکل رابا ایالات متحده را حل کند وزمینه
های حضور نیرو های خارجی ر ا به صورت قانون مندفراهم آورد. اما گویا مردم ما با
حاکمان کم عقل وبی مایه طرف هستند.عاقل آنست که از تحربه دیگران می آموزد اما آدم
های بی عقل ازخود مایه می گذارد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 14:57 توسط سید مظفر دره صوفی
|