وآنگاه خود به مشوره ها ورای نمانیگان  عمل نه کرد که خود می تواند گامی درجهت ایجاد بحران درکشورباشد .بحرانی که از یکی سوی میان حکومت ومردم به وجود آمد وحکومت نسبت به رای نمایندگان بی اعتنایی ورزید. از سوی دیگر بحران درروابط میان افغانستان وکشور های غربی به ویژ امریکا ایجاد گشت.    مردم می دانند که امتناع از امضای پیمان امنیتی به معنای نشان دادن چراغ سبز به طالبان است تا رضایت آنهارا جلب کند وسر میزمذاکره بنشاند ودرنهایت رئیس جمهور خودرا به عنوان ناجی کشور نشان دهد تا سکه قهرمانی این میدان به نام او ضرب شود. اما گویا این بحران آفرینی سر دراز دارد واقای کرزی نمی خواهد دامن آن برچیده شود. اینک بحران دیگری درروابط میان افغانستان وامریکاروی دست گرفته شده وآنهم به نام هشتاد وهشت زندانی است که مربوط گروه طالبا ن می شودو درزندان بگرام به سر می برد.

    حکومت افغانستان بیش از 650 نفرزندانیان طالبان را ازبند رها کرده ،تحقیقاتی که صورت گرفته وگزارش هایی که منتشر شده ، حاکی ازآنست که بسیاری از این زندانیان بار دیگر به صفوف طالبان پیوسته و صف جنگجویان تروریست را فشرده تر وقوی تر ساخته اند. از میا ن زندانیان88نفرباقی مانده کسانی هستند که ازدید امریکایی ها خطرناک تلقی می گردند وازاین جهت نیروهای امریکایی، مانع رهایی آنآن شده اند. اما حکومت افغانستان به شدت ازاین عمل امریکایی ها انتقادکرده ورسا نه های  وابسته به حکومت آن را دورنگی ایالات متحده امریکا می خواند.حال پرسش آنست که غرض حکومت ازاین همه بحران آفرینی چیست وچراآقای کرزی می خواهد در کشو بحران زده ای چون  افغانستان ،آتش بحران هم چنان شعله ور باقی بماند؟

  آگاهان وکار شناسان بدین باوراند که بحران آفرینی ها بر غرض های حکومت بنایافته است. حکومت افغانستان می خواهددرماه های اخیرعمر خودازهر آبی ماهی مراد بر گیرد.وغرض ازبحران آفرینی نیز آنست که:

   نخست این که حکومت بعد از دوازده سال می خواهد تمام ناکامی ها ونا کارآمدی های خودرا در لفافه بحران کتمان کند واذهان عمومی رابه سوی دیگرسوق دهد وبه مردم این گونه وانمود کند که حکومت برای تثبیت حاکمیت ملی تلاش می ورزد.گرفتن اختیار زندانیان طالب به معنای آنست. ولکن مردم می دانند، حکومتی که معاش کار مندان خودرا ازکشورهای خارجی وام  می گیرد، هیچ گاه نباید ادعای بلند بالایی را مطرح  کندوسخن از حاکمیت ملی بزبان آورد. اگر اقای کرزی می خواست حاکمیت ملی تامین شود،دراین مدت باید بر ایجاد یک اداره سالم تلاش ی کرد که زمینه ساز تثبیت حاکمیت ملی در کشور می بود.زیرا حاکمیت ملی در خلا به وجود نمی آید، بلکه گره خورده با بسیاری از گزینه ها ی دیگراست .

   دوم آن که حکومت آقای کرزی توقع داشت که امتناع از امضای پیمان امنیتی، مقامات امریکایی را متقاعد کند که از کاندیداتوری مورد نظراوحمایت کند تا آینده سیاسی او تامین وتضمین شود؛ اما امریکایی ها زیر فشار حکومت افغاستان قرار نه گرفته ومجال بیشتری برای امضای پیمان در نظر گرفته شد ودست حکوممت به این مقصد نیز نرسید. ازاین جهت است که مقامات افغانستان برای به دست آوردن خواسته های خود ،ایجاد بحران های دیگررا روی دست گرفته  تا ازاین طریق به هد ف خود دست پیدا کنند.

سوم، این که حکومت می داند که مردم افغانستان به کاندیدای مورد نظرآن رای نه خواهند داد، در نتیجه دست آقای کرزی از هر سو خالی است واو می کوشد تا با ایجاد این گونه بحران آفرینی ها توجه طالبان را به خود جلب کند،تا بر گزار ی انتخابات راهی دردل آنها بگشاید وازاین طریق رایی برای کاندیدای مورد نظر خود وآبروی برای خود کمایی کند. اما ازآنجایی که صداقت در گفتار وایمان وباوردرعمل حکومت گران دیده نمی شود می کوشد با بازی های سیاسی به هدف های کوچک وکودکانه خود برسدکه هیچ یک نمی تواندبرای حکومت ثمر بخش باشد تنها حاصیل آن بحران آفرینی ،هزینه هایی است که بر مردم تحمیل می شود.