البته درظواهرامراین گونه موضع گیری هاامر نیکویی به شمار می رودبه تعبیر مولانا "صوفی ابن الوقت باشد ای رفیق .بسی از رسانه های گروهی همین ابن وقت بودن را مد نظر دارند وبر همین اساس هم موضع می گیرند وامرنا مطلوب ونا مربوطی هم شمرده نمی شود ولیکن این موضع روز مره نباید این گمان را تقویت کند که بی باوران به روز مرگی مذمت شوند .رسا نه ها ی جمعی علی العموم باید فارغ ازحب وبغض های شخصی وگروهی باشند؛ هر کار نیک را از هر کس واز هرسویی ودر هرزمانی بنگرند مورد حرمت بگذارندوهرامرنا صواب ونا میمونی از هر کس سر بزند مورد انتقاد قرار دهند. اما آنچه از نظر برخی رسا نه هابه دور می ماند ودچار نوعی آشفتگی می شوند آنست که حوادث را نه دریک ارتباط سیستمی بلکه جدا ومنقطع از هم تحلیل می کنند. این گونه تحلیل ها، تحلیل گران را دچار نوعی سوی فهم می کند . در تحلیل حکومت آقای کرزی وجرگه فرمایشی او به این نکته باید توجه داشت که او پدیده ای خلق الساعه نیست ودر بازه زمانی یکی دوسال اخیردرعرصه ی سیاست وقدرت ظهور نیافته؛ بلکه کرزی وحکومت او یک پدیده ای تاریخی است، همانند هرپدیده تاریخی دیگر در زمان بلند شگفته، باز شده وخودرا به نمایش گذاشته است. هر عمل اورا باید به عنوان یک جریان مستمر دید وتحلیل کرد. اگر گسستی در سیاست های آقای کرزی وجود داشته باشد -که دارد- همین مواضع وبرخورد دوگانه ای او با حضور کشورهای غربی درافغانستان است.

     مردم افغانستان از یاد نبرده اند که بعد از امضای نخستین سند هم کاری میان  افغانستان وامریکا، چنان شور وشعفی بر اقای کرزی چیره گشته بود که او نه آن را یک سند همکاری میان دو کشور،که سند افتخار حکومت خود اعلام داشت وفرصتی کم نظیری برای حکومت خود دانست.  اما حال پرسش انست  که چرا آن موج شادی فرونشست وآقای کرزی در مواضع ضد غربی به ویژه ضد امریکایی قرار گرفته و کارهای نیک غربی ها به خصوص امریکایی هارا دربیش ازیک دهه ی گذشته با دیده تردید می نگردوحتا ایالات متحده امریکا را متهم به توطیه علیه افغانستان می کند.وقتی مقام امریکایی اظهار می دارد که عدم امضای معاهده ی امنیتی ممکن است سبب جنگ داخلی در افغانستان شود یا ناامنی در افغانستان گسترش پیدا کند، آقای کرزی زمام اراده از کف می دهد وامریکارا متهم می دارد که ممکن است امریکایی ها جنگ داخلی را به وجود آورند .  این نگاه به روابط میان دو کشور،افغانستان وامریکا، نهایت دلسردی،بد بینی وسوی نیت آقای کرزی را نسبت به امریکا نشان می دهد. حتا این دلسردی به حدی افزایش یافته است که رنگ توطیه اندیشی به خود گرفته و رئیس جمهورمی کوشد این توطیه اندیشی را به تمام مردم افغانستان تعمیم دهد وکوشش کند سایر مردم نیز با او همراه وهم گام شوند. حال پرسش آنست که تغیر مواضع اقای کرزی از کجا ناشی می شود،وچرا اوجهت مخالف امریکارا اختیا رکرده ؛پرسش دوم آنست که تغیر مواضع اقای کرزی باز خوردی نسبت به عمل امریکایی ها است یا ان که ناشی از خصلت ها وویژگی های شخصیتی او ویا هم ناشی از منافع شخصی اواست؟

     آگاهان وکار شناسان بدین باوراند که هردو درموضع گیری های اخیر آقای کرزی دخالت داشته است. تاریخ روابط هردو کشوردربیش از یک دهه گذشته نشان می دهد که تا وقتی که جمهوری خواهان بر سرقدرت بودند، روابط دو کشوربسیار حسنه ونیک بود، رئیس جمهورکرزی غالب وقت ها می کوشید تا اشتباهات عمل نیروهای آن کشوررا درافغانستان کتمان یا حتا توجیه کند.

  اما زمانی که  ورق قدرت در امریکا بر گشت، حزب دموکرات آن کشورقدرت را به دست گرفت و انتقادهای صریح وروشنی از سیاست های آقای کرزی نیزآ غاز شد، حکومت افغانستان را آزرده خاطرساخت واین آغازسیاست های بد بینانه حکومت وشخص رئیس جمهور کرزی در قبال ایالات متحده امریکا بود . دردور اول ریاست جمهوری آقای "اوباما" سیاست های آقای کرزی همواره با بگومگو ها سپری شد. هردوکشورازسیاست های یک دیگرناراضی بودند. اما  این انتقادهابه صورت دو طرفه جریان داشت .حال که امضای پیمان امنیتی میان دو کشور مطرح شده است واقای کرزی تصور می برد که امریکایی ها به امضای این پیمان ضرورت دارند ،هم عقده مندی های سال های گذشته وهم منفعت طلبی های شخصی اقای کرزی دست به دست هم داده ومواضع اورا صورت بندی کرده است. بنابراین مواضغ اخیر اورا می توان دارای دو مبنا و ریشه دانست. یکی این که انتقاد های صریح وبی پرده حزب دموکرات امریکا اورا آزرده خاطر ساخته ازسوی دیگرامریکایی ها حاضر نشده اند تا منافع اورا تضمین کندوآینده سیاسی اورا به نحوی به رسمیت بشناسند وبر آن تاکید بگذارند. آنچه منهای این دو گفته می شود حرف های گزاف وفاقد وزن واعتبار است . البته به یک نکته دیگر نیزمی توان اشاره داشت وآن این که درتشدید اختلاف ها میان دو کشور، تیم نزدیک به رئیس جمهورکرزی سهم عمده داشته است. آن گونه که تا هنوز آشکار شده است این گروه تا جایی که تواسنته  آب را گل آلود کرده وحتا ترمینولوژی های به کارگرفته شده از سوی اقای کرزی را می توان القائا ت آن گروه از مشاوران او دانست. متاسفانه فضای سیاست حکومت اقای کرزی پر ازطتوهم توطیه است واین توطیه اندیشی باعث شده است که منافع مردم افغاستان تحت الشعاع منافع رئیس جمهور کرزی و تیم قدرت قرار گیرد.