تمام دنیا یک طرف تو یک طرف..!!
سیاست مدار خردمند وفرهیخته نیز آنست که به هربهانه
ای رای ونظر شهروندان واصحاب خرد را گرامی بداردوبدان عمل کند.بی توجهی به رای مردم
خلا وخالیگاه بزرگی درحکومت داری ایجاد خواهد کرد .لذا سیاست مداران دو گزینه
بیشتر ندارند یا امورکشوررابا اتکاه به اندیشه ی خویشتن وباسودجستن از مشورت
مشاوران ونخبگان فکری وسیاسی اداره می کند
یاآن که فضای بسته واختناق آوری را به وجود می آورند ورای خودرا فصل الخطاب همه
امور می دانند. غرض ازاین مقدمه روایتی
از زندگی اقای کرزی است که به بررغم رای
کثیری از نهاد های مدنی وغیر مدنی،جرگه سنتی خود ساخته برپا داشت، سخت ژست گرفت که
هرآنچه این جرگه انشا کند اوعمل خواهد کرد وگفت که رای جرگه رای مردم افغانستان
است، نمی شود بآن مخالفت ورزید! این جرگه تدویر یافت، بیش از دو هزار وپنجصد تن
رای دادند که پیمان امنیتی با امریکا امضا شود وبعد ازتدویر جرگه ، روءسای جمهورکشور
های غربی وغیر غربی جناب کرزی را مخاطب قرار دادند که پیمان امنیتی را امضا کند.
اما او در برابر همه ایستاد وهیچ رایی را نپذیرفت. آخرین مورد ازاین دست، سخنان معا
ون سخن گوی وزارت خارجه امریکا بودکه از آقای کرزی درخواست کرد که پیمان امنیتی راامضا
کند تا مقام های ذی ربط درآن کشور برای حضور خود درافغانستان بر نامه ریزی کنند..
شاید پذیرفتن پی آمد لجاجت های او برای شخص او سهل باشد؛ زیرا او در مقام رئیس
جمهور، اگرفردا وضعیت امنیتی در کشوررو به خرابی نهاد یا ان که خطر جنگ وناامنی
جان فرزندان اورا در معرض خطر قرار داد، باز هم اوبه همان امریکا پناه خواهد برد.
این ظرفیت در امریکا وجود دارد که کسی اورا از ورودبه آ ن کشور باز ندارد ولیکن این
مردم رنج دیده کشور هستند که یابا تیغ وتبرطالبان سر بریده خواهند شد یا ان که
خشونت ها وجنگ های داخلی مردم را آواره کشورهای بیرونی خواهند نمود. اقای کرزی اگر
چنانچه احتمال خرابی اوضاع کشوررا بدهد باز هم بر اوست که برای پیش گیری از وقوع
چنین وضعی پیمان امنیتی را امضا کندتا هم رای مردم را محترم داشته باشد وهم از نا
امنی های روانی مردم بکاهد.مضحک ترآنست که با این همه لجاجت وگستاخی دربرابر رای
مردم افغانستان ودنیا ،برخی نهاد ها ی دولتی بر ادامه کار رئیس جمهور پیش نهاد
هایی ارایه کرده است. این نهاد محترم اگر چشم به روی نا کامی های یک دهه ی گذشته رئیس
جمهور بسته است؛چگونه لجاجت ها ومخالفت های اورا بارای ونظر مردم نا دیده می
گیردوبر ادامه کار او تاکید می ورزد؟
فرصت سوزی های او دریک دهه ی گذشته هیچ گاه از
چشم کار شناسان واصحاب خرد به دور نمانده ولازمست که دراین مورد تحقیقات مفصلی
صورت گیرد. مهم ترازهمه خود رایی وخود پسندی اوچنانست که تحمل چند ماه را دشوار
کرده است چه رسد به آن که بتوان اورا برای چند سال دیگر تحمل کرد.لذامجموعی از
تجارب حکومت داری اودر سالهای گذشته ولجاجت های خرد ستیزاو درماه های اخیر به این نتیجه می
رساند که تداوم کار این حکومت جز بد بختی ، ناکامی وحتا رفتن به سوی قهقرا نه خواهدبود. اندک
روزنه ای هم که به روی رسا نه های گروهی گشوده شده است وحکومت آن رایکی از افتخارات خود به حساب می آورد باید
به صدای بلند فریاد کرد وگفت که این حکومت نیست که صدا های مخالف را بر تابیده
بلکه حضورجامعه ی جهانی درکشورازسویی ونداشتن نیروهای کنترل کننده حکومتی ازسوی
دیگر است که اندک روزنه ای هم چنان گشوده مانده است واگرنه این حکومت با این نا
باوری به رای ونظر مردم،چنان فضارا تنگ و تاریک می کردوچنان اختناقی بر پای می
داشت که زندگی جباران تاریخ به فراموش سپرده می شد. سخن آخراین که هر رژیم سیاسی
که بر رای شهروندان وقعی نگذارد .رای خودرا برتر وبهتر از رای مردم بداند بی هیچ
توجیهی به سوی دیکتاتوری خواهدرفت که آقای کرزی همین راه را در پیش گرفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه دوم دی ۱۳۹۲ ساعت 10:22 توسط سید مظفر دره صوفی
|