نواز شریف چه آورد وچه برد؟
آنچه آمدن نواز شریف را این بار متمایز تر از گذشته می کند،دو نکته است. یکی آن که نواز شریف برای کنترل اوضاع کشورخود دست به کار شده و شورای امنیت ملی تشکیل داده وخود درراس آن قرار گرفته تا بتواند مسایل امنیتی کشور خودرا مدیریت کند واز کودتاهای احتمالی که حکومت های ملکی آن کشوررا تهدید می کرد در امان بماند. گرچه سیاست جدید می تواند یک عمل پیش گیرانه برای حکومت غیر نظامی درآن کشورباشد واین فرصت را برای زمامداران سیاسی آن کشور به وجود می آورد که با نگرانی کمتر به حکومت خود ادامه دهند وشرخطر کودتارا کمتر احساس کنند. اما این که تشکیل شورا ی امنیت ملی بتواند بر روابط میان دو کشور تاثیر گذار باشد ورابطه میان دو کشوررا از حالت بی اعتمادی خارج کند وسخنان مقامات پاکستانی جنبه عملی به خود گیرد کمی زود است، باید زمان بگذرد تا دیده شود که مقامات پاکستانی درچهار چوب ایجاد شورای امنیت ملی به تعدیل سیاست خود با حکومت افغانستان می پردازند یانه؟. آنچه که خوش بینی ایجاد می کند نیز قایم به این دید است که گفته می شود که زمامداران ملکی پاکستان همیشه خواستار ایجادروابط دوستانه با افغانستان هستند اما اردوی آن کشور است که تعین سیاست خارجی آن کشور را به دست دارد ونمی گذارد که سیاست مداران غیر نظامی به تعین سیاست خارجی درآن کشور بپردازند. حال که شورای امنیت ملی به ریاست شخص نواز شریف تشکیل شده است این امیدواری وجود دارد که بعد ازاین رهبری سیاست خارجی توسط حکومت ملکی وبه دور از اعمال نفوذ نظامیان صورت گیرد ودر نتیجه روابط میان دو کشورازحالت خصومت آمیز به حالت عادی بر گردد. این ایده را این نکته نقض می کند که کثیری از تحلیل گران بدین باورهستند که میان نیروهای سیاسی ونظامیان آن کشور تبانی پنهانی وجود دارد، بدین معنا که سیاست مداران(به ظاهر) وانمود می کنند که خواستار تغیر سیاست خود در قبال کشورها از جمله افغانستان هستند؛ اما این نظامیان هستند که مانع این تغیر می شوند در نتیجه این سیاست آن کشور نسبت به افغانستان تغیر نمی کند در حالی که این گفته ها بهانه است وسیاست اصلی حکومت پاکستان مبنی بر تضعیف حکومت افغانستان،ایجاد یک حکومت دست نشانده ومطیع منافع پاکستان درافغانستان است. این گفته آقای شریف را هیچ فرد افغانستان فراموش نه کرده که گفته بودکه بزرگترین خدمت را اوبه پاکستان کرده وآن از بین بردن ارتش ملی افغانستان بوده است . نکته ای دیگری که خوش بینی ایجاد کرده است ،نشستن جنرال "اسلم بیک" به جای جنرال اشفق کیانی است . گفته می شود که جنرال جدید، اندیشه متفاوت از جنرال گذشته دارد به نو اندیشی واعتدال مشهور است .ازاین جهت است که ممکن است جنرال کنونی سیاست های هماهنگ تر با نواز شریف اتخاذ کند ودر نتیجه از میزان دخالت نظامیان پاکستان درامور افغانستان کاسته شود.اما با آنکه این نقطه های مثبت رونما گردیده است .ولیکن نمی توان به گفته های مقامات پاکستانی اعتماد کرد وحس بی اعتمادی را از ذهن وضمیر مردم افغانستان شست. واقعیت آنست که تارسیدن به وضعیت مطلوب زمان بلندی نیاز است .زیرا که عوامل تشدید بحران میان دو کشور به صورت فعال وبه هردو سوی مرز وجود دارد. دفترطالبان هنوز درآن کشورفعال است .هیچ اقدامی از سوی حکومت آن کشور مبنی بر بستن دفتر طالبان صورت نه گرفته است. جبهه قوی حقانی هنوز از حمایت های بی دریغ حکومت ونظامیان آن کشور بهره مند است ، هم چنان مقامات پاکستان تعهد کرده بودند که سران طالبان رابه عنوان حسن نیت رها می کنند که هنوز این وعده نیز تحقق نیافته است. این ها نشان می دهد که هنوز این خوش بینی ها دارای پایه های محکم واستواری نیست.بیم وتردید دیگری که میان افغان ها دراین روزها دیده می شود آنست که مبادا سخنان دلگرم کننده ی مقامات پاکستانی آقای کرزی را درموضع مخالفت با امضای پیمان امنیتی کشانده باشد که دراین صورت بزرگترین بازی باخت از سوی حکومت افغانستان صورت خواهد گرفت. در صورت امضا نشدن پیمان امنیتی میان دو کشور افغانستان وایالات متحده امریکا ،این پاکستان خواهد بود که یک باردیگرهدایت بحران افغانستان را به دست خواهد گرفت وبه دلخواه خودرهبری خواهد کردوبازنده اصلی حکومت ومردم افغانستان خواهدبود. امید است که مردم افغانستا ناظران فعال عملکرد حکومت افغانستان باشد ونگذارند که سیاست های نا سنجیده آقای کرزی، مردم رابه سوی نا کجا اباد ببرد.
+ نوشته شده در یکشنبه دهم آذر ۱۳۹۲ ساعت 14:13 توسط سید مظفر دره صوفی
|