ازاین جهت است که آقای کرزی ساز مخالف می زند وده ها دلیل می تراشد تا پیمان امنیتی را امضا نکند. اما علاوه برآنچه حد س زده می شود گمانه هایی دیگری نیز مطر ح شده است که رئیس جمهور کرزی ر ا واداشته است که با امضای پیمان امنیتی مخالفت کند.واین گمانه ها ممکن است – حد اقل – بخشی از انگیزه های اقای کرزی را اشکار کند ودلایل پشت پرده را بیان دارد. اولین گمانه آنست که آقای کرزی بادرک این که امریکایی هانیازدارند که درافغانستان پایگاه داشته باشندرا بهانه قرار داده وازاین شرایط اضطرار امریکا سود ببرد وشرایط بیشتری را باامریکایی ها مطرح کند تا از سوی امریکا مورد قبول واقع شود. این که آقای کرزی می گوید که امریکایی هاحملات را از خانه های افغان هاقطع کند تمام علت این نیست و برای هیچ فرد افغان قابل باور نیست؛ زیرا اقای کرزی کسی است که حد اقل دوازده سال در افغانستان حکومت کرده است، هم سخن گفته وهم عملکرده، ازاین روی مردم اورا به هررنگ ونیرنگی که به کار گیرد می شناسد ومی دانندکه این اشک تمساح ریختن ها نه برای مردم افغانستان ،بلکه برای به دست آوردن امتیاز هایی است که حد اقل از چشم مردم پنهانست.بنابراین نیاز مندی های امریکا سبب شده است که ناز رئیس جمهور کرزی بیشتر شود به اصطلاح دراین بزنگاه بتواند امتیاز های بیشتری را مطرح کند.

 گمانه دوم نیزآنست که هدف آقای کرزی ازطرح چنین دعاوی ووارد کردن اتهام، تغیر میدان بازی است ،بدین معنا که اقای کرزی خوب می داند که امضای پیمان امنیتی با امریکا همه توجه ها به سوی انتخابات 2014معطوف خواهد گشت وانتخابات نطقه تلاقی همه دید گاه های موافق ومخالف خواهد بود تا وقتی که انتخابات نطقه تلاقی نهاد های داخلی ومجامع بین المللی باشد،سهم اقای کرزی ازاین عرصه اند ک  حتا نا چیزخواهد بود واحتمال می رود که او نتواند هیچ سهمی ازاین میدان بر گیرد. ازاین جهت است که آقای کرزی می خواهد این نقطه کانونی را پرا گنده کند وتوجه نهاد های داخلی ومجامع بین المللی را معطوف به صحنه وعرصه ی دگر نماید .ازاین ر وی است که او از امضای پیمیان امنیتی امتناع می کند واحتمالااین وضعیت تا وقتی ادامه خواهد یافت که او دراین زمینه از هم پیمانان امریکایی خود تضمین بگیرد. در صورت زیر بار نرفتن حکومت امریکا اواین فضا را ملتهب نگاهدارد تا زمانی که انتخابات بی حضورویابانظارت کمرنگ جامعه ی جهانی بر گزار گرددواو بتواند با تقلب وتخلف سهم قابل ملاحظ ای به دست آورد وآنگاه حکومت بعدی را مسئول امضای پیمان با امریکا کند.البته این کار می تواند دو سود عمده نیزبرای آقای کرزی داشته باشد. از یک سوی امضای او پای سند مهم واستراتژیک باامریکا نه خواهدبود که به نظر گروه های سنتی می تواند یک نقطه مثبت تلقی گردد. از سوی دیگر با کشاندن پیمان امنیتی بعد ازانتخابات اوازتمرکز وتوجه جامعه ی جهانی ونهاد های ملی خواهد کاست ودرخلاء وخفا خواهد توانست انتخابات را مطابق با رای ونظر خودمهندسی کند وبه نتایج مطلوب دست بیابد. گرچند بر خی تحلیل گران بدین باور هستند که آقای کرزی با امضا نه کردن پیمان امنیتی هدف های دیگری را نیز دنبال می کند از جمله به همسایگان افغانستان می خواهد نشان دهد که او از اتوریته وشخصیت آن چنان نیرومندی بر خوردار است که هیچ فشار خارجی براو اثر نمی بخشدودر هر شرایط اومطابق به خواست خودکه ازآن به منافع ملی تعبیر می شود عمل می کند. با توجه  به این که برخی کشور های همسایه اورا دست نشانده امریکا می دانند وباوردارند که او بدون خواست امریکا حتا آب خورده نمی تواند چه رسد به این که تصمیم سیاسی بگیرد. به هرروی این گمانه ها هر چه باشد آنچه که محرز ومسلم است این که لجاجت های آقای کرزی باعث شده است که مردم ضرر کنند،التهاب روحی وبلند رفتن نرخ مواد غذایی وسوخت اگر عوامل گونا گون داشته باشند؛ بی تردید که یکی ازعوامل آن رجز خوانی های منفعت طلبانه ی شخصی آقای کرزی است.