انتخابات، موانع وآگاهی اجتماعی
علوم طبیعی و ریاضیات ازاین گونه هستند . بنابراین داشتن آگاهی دراین جا ازنوع بینش اجتماعی حکایت می کند، که معمولادر آموزه های سیاسی واجتماعی یافت می شوند ودر حوزه علوم انسانی تعلق دارند. شاید انتخابات امروزی نیز به نحوی وام گرفته ازرشد علوم انسانی درروز گار کنونی است . علوم انسانی روز گارما، به ما می آموزد که انسان حق دارد واین حق عرصه وسیع حیات اجتماعی انسان هار احتوا می کند . انتخابات پدیده ای است که باحق مداری انسان پیوند عمیق یافته است . هرقدر این علوم رشدیافته تر باشند نگاه به انتخابات نیز ژرفتر وعمیق تر است .هر قدر علوم اجتاعی لاغر تروکم بار تر باشد، بهاوارزش کمتری به انتخابات خواهند داد وحق خواهی به صورت عموم وانتخابات به صورت ویژه کمرنگ وکم مایه خواهد بود. اگر دانشگاه هاومراکزعلمی کشورما پربارتر بودند و تعداد بیشتری از شهروندان ازاین علوم بهره مند می شدند،حق خواهی نیز طیف گسترده تری را در برمی گرفت وانتخابات از اقبال بیشتری برخوردار می گردید. باتوجه به این مقدمه می توان بیان داشت که انتخابات در افغانستان با دومانع عمده مواجه ست . یکی در سطح نظری یا تیوریک. دوم موانع عملی.
همان گونه که تذکر رفت علوم اجتماعی در دانشگاه های کشور ما ازژرفا ودرون مایه ی چندانی برخوردار نبوده وتا هنوز کسانی دراین وادی گامی به جد ننهاده و اثر ی منتشر نه کرده اند. این گزاره به این معنا است که ممکن است تعدادی با سوادان کشور ماافزون باشند،اما این تعداد باسوادان از حقوق شهروندی آگاهی چندانی ندارند. انتخابات رابه عنوان یک حق شهروندی نه خوانده اند ونه به آن باور دارند. هستند کسانی که به دلایل آموزه های دینی - سنتی انتخابات را یک پدیده غربی می نگرند وبه شدت با آن برخورد حذفی و نهیی می کنند .وقتی این پدیده میان با سوادان کشور از جایگاه ومقام ارجمندی برخوردار نباشد؛ از مردم عوام، آنانکه سروسری دراین رشته ها ندارند نباید گله کردکه چرا به انتخابات به دید تحقیرمی نگرند. تا این جا مشخص شد که یکی از موانع عمده درراه انتخابات ازاد ودموکراتیک، نداشتن ذهنیت روشن در نزد مردم ، کثیری نخبگان وبا سوادان کشوراست.موانع عملی نیز کمتر از موانع نظری نیست. اگرعمل را متاثیر ازاندیشه های آدمیان بدانیم -که درتاثیر آن تردیدی نیست- می توان برموانع عملی بیشتر درنگ کرد. آنچه که در بخش نظری و تیوریک ضعف عمده به حساب می آید علاوه بر نداشتن دانش حق مدار، نداشتن سابقه تاریخی - فرهنگی کشور نسبت به انتخابات است . ما هم به لحاظ تاریخی چیزی به نام انتخابات در ذهنیت مردم خود نداریم وهم به لحاظ فرهنگی انتخابات در فرهنگ دینی وغیر دینی ما تعریف نیافته است . اگر چنانچه ا شاره ای ولو گذرا در فرهنگ دینی وغیر دینی ما وجود داشت ممکن بود هضم انتخابات به عنوان یک فرایند دموکراتیک راسهل تر کند. اما جامعه وکشور ما وارث استبداد دیر پای ای است که این گونه نهال ها دراین سرزمین نه غرص شده ونه هم ثمر داده است. گرچند گاهی انتخابات به صورت صوری وظاهری بر گزار شده باشد مانند انتخاباتی که دردوران حکومت ظاهر شاه بر گزار می گردید .هم چنان به لحاظ عملی حکومت یکی از نهاد های دست اندر کارمهم در امرانتخابات ریاست جمهوری آتی است که متاسفانه فاقد ذهنیت دموکراتیک ومردم سالار است.در چند سال گذشته هیچ گاه حکومت بر حق مردم به عنوان یک حقیقت تاکید نه کرده وبد تر آن که همیشه حکومت رای مردم را وسیله وابزارسیاست قرارداده است که خود یک بد اخلاقی آشکار است. از سوی دیگر کمسیون مستقل انتخابات نیز نه ذهنیت روشنی از انتخابات دارد ونه ازآزادی واستقلال بر خورداراست. انواع گرایش ها در این نهاد به اصطلاح مستقل وجود دارد که در نتایج انتخابات تاثیر منفی برجای می نهد. حال پرسش آنست که با توجه به انواع موانعی که بر شمرده شد باز هم لازمست که انتخاباتی صورت گیرد وبه نتایج آن دل بسته بود یا ان که عطای آن را به لقای آن بخشیدودل ازآن بر کند؟
پاسخ به این پرسش را با پرسش دیگری می توان همراه کرد این که انتخابات به صورت مدرن وامروزین که با سلامت وصداقت همراه است آیا از ابتدا این گونه بوده و وقتی گفتمان انتخابات در پهنه قدرت وسیاست به میان آمده ،به شکل مطلوب ومطمئن امروزی آن بر گزار شده یا ان که انتخابات سیر پرچالش وفراز وفرودی را طی کرده بدین جا رسیده است؟ بدون شک انتخابات شفاف وبا میزان کمتر تقلب، در هیچ کشوری از ابتدای امر به وجود نیامده .به تدریج سیاست مداران تجربه های سخت آزمون وخطار ا پیموده تا درین مقام وموقعیت رسیده اند بنابراین برای رسیدن به حد استاندارد جهانی گزیری جز بر گزاری انتخابات وجود ندارد. دست اندرکاران وبازیگران سیاسی تلاش ورزند تا انتخابات با حد اکثر تلاش با حد اقل خطا بر گزار گردد. وقتی گفته می شود که حد اقل خطا به معنای آنست که خطا کردن برای کشور هایی همانند کشور ما، امرگزیرنا پذیر است وبستن راه خطا بسیار دشوار. تنها کاری که می توان کرد آنست که تلاش شود تا میزان خطا کاهش یابد. آنهم با میزان بسیار بالای نظارت ممکن ومیسر است در غیر آن صورت موانعی که بر شمرده شد در برگزاری انتخابات تاثیر خواهد نهاد واین روند رامخدوش خواهد کرد