ریاست جمهوری، گزینه ی مطلوب
گرچه قانون اساسی کشوربرای نامزد های ریاست جمهوری شرایطی را وضع کرده است،اما آن شرایط کافی نیست. این خود نامزد ها است که با وجدان بیدار وبا مسئولیت پذیری وبادرک شرایط سیاسی وبین المللی، توان خودرا بشناسند آنگاه خودرا در معرض رای وداوری مردم قرار دهند. هر کس که خودرا درمعرض آزمون تاریخ ورای مردم قرار می دهد باید این پرسش را باخود مطرح کرده باشد که چه طرحی برای بیرون رفت از وضعیت کنونی کشوردارد.
حساسیت واهمیت آینده ازجهات مختلف مهم تلقی می گردد.ازجهتی دربیش از یک دهه گذشته، بدین سوی. ساختار، کارکردو مبانی فکری واندیشگی حکومت مورد توجه، تحلیل ونقد قرار گرفته است . حکومت آقای کرزی مجموعه به هم تنیده فکر وعمل است که نمی توان این هردو وجه را از هم تفکیک کرد. زیرا عمل کرد ها بر مبنای اندیشه صورت می گیرد اندیشه های نا پخته ونا درست عمل نا درست را به دنبال می آورد.عمل فساد آوراز اندیشه های نادرست سرچشمه می گیرد.حکومتی که بر مبنای اندیشه ی قومی به وجود آمده باشد، نا گزیروبه صورت قسری عمل نا صوابی را به همراه دارد. بنابراین کسانی که خودرا کاندیدای دور سوم ریاست جمهوری می کنند این ضعف بنیادی را باید در نظر داشته باشند.نمی توان به هدف عقلانی ودموکراتیک با وسیله های مخدوش وممسوخ رسید وعمل نیکو نیز انجام داد. حکومت اقای کرزی بر مدار قومیت چرخیده وساختارحکومت به یک شرکت سهامی بیشترشباهت داشته تا یک حکومت عقلانی ومدرن وانسان محور.ازاین جهت فساد نا گزیردر لایه های گونا گون آن رسوخ ونفوذیافت ونهادینه شد.کسی که در چوکی وزارت وریاستی نشست به تناسب قدرت ونفوذ خود، بدون هیچ ضابطه ومعیاری افراد وابسته به قوم خود رادرآن وزارت مقرر داشت وآنگاه به دفاع ازعملکرد آنهاپرداخت. دراین گونه اداره ها فساد شکل جمعی وسازمان یافته به خود گرفت وبه تدریج ساحه وسیع وزارت وریاست را احتوا کرد. ازاین جهت است که فساد چنان گسترش یافت که فساد دراداره های حکومت به یک کلاف سر در گم مبدل شد. در سالیان گذشته دیده شد که نهاد های گونا گونی به وجود آمد تا فساد را مهار کند اماخود به کانون فساد مبدل گشت.در حکومت کنونی علی رغم توجه جامعه ی جهانی و نهاد های بین المللی، جامعه مدنی رشد پیدا نه کرد، احزاب سیاسی به حد اقل کار ویژه های خود دست نه یافت، نهادهای ملی از سوی حکومت مورد تمسخر قرار گرفت وتلاش صورت گرفت تا این نهادها تضعیف گردد. ممکن است عوامل مختلفی در مورد تضعیف نهاد های ملی ودموکراتیک موثر بوده باشد.اما بی تردید یکی از این محور های عمده حکومت آقای کرزی بوده است. بنابراین ذات حکومت قومی نهاد های دموکراتیک را بر نمی تابد وفساد نیز امر گریز نا پذیرمی شود.لذاکسی که می خواهد سکان حکومت آینده را به دست گیرد .همه ی نقد هایی که متوجه حکومت آقای کرزی بوده باید مورد توجه او قرار داشته باشد. هم ازاین جهت که مجموع نقد هااز حکومت آقای کرزی مطالبات مهمی را به وجود آورده است که درگذشته مورد توجه مردم نبوده هم ازاین حثیث که گذشت زمان مطالبات نوی را درذهن مردم زنده کرده است که حکومت پاسخ گوی آن باید باشد. اگربه این نکته هابه صورت فهرست وارتوجه صورت گیرد برخی نکات مهم ازاین قرار خواهدبود. اول این که کسی که کاندیدای رئیاست جمهوری می شودباید در بعد نظری توانسته باشد خودرا با معیار های دموکراتیک هماهنگ کند در غیرآن صورت نه خواهد توانست مطالبات به حق مردم را برآورده سازد وهم چنان بی هیچ شکی افغانستان به سوی بحران های مزمن دیگر خواهدرفت وحتا امکان فروپاشی نظام سیاسی محتمل خواهد بود. دوم، اگر کاندیدای ریاست جمهوری همانند گذشته ارزش های قومی را مقدم به ارزش های مدنی ودموکراتیک بداند وبا دید قومی به معامله بپردازد ، حکومت اینده فاسد تر از گذشته خواهد شد وهیچ بهبودی دروضعیت کشور به وجود نه خواهد آمد. سوم؛ این که کسانی که مدعی رسیدن به ریاست جمهوری هستندحداقل باید یک تیم کاری، نیرو مند ومتعهدوبا صلاحیت در کنار خود داشته باشند. که هیچ یک ازاین موارد همراه وهم گام آقای کرزی نبوده ست.
بی ربط نه خواهد بود اگربه برخی حرکت ها نیز اشاره شود آن این که :می گویند قدرت چون شراب است آدم هارا مست می کند در افغانستان این حالت ووضعیت رامی توان به وضوح دید. کسانی که سالهای سال در بیرون از کشور بوده اند نه شناختی از مشکلات مردم دارندونه مبانی فکری متناسب با وضعیت کشور ونه هم مطلوب مردم هستند، وقتی وارد می شوند در آستانه ریاست جمهوری خیز برمی دارند که تعجب وتحیر همه بر انگیخته می شود که این طیف مردم چگونه به خود جرات می دهند که خودرا در معرض داوری مردم قراردهند.به هر حال وضعیت کنونی یکی از دشوار ترین دوره های تاریخی کشور است واین دشواری ها برای کسانی که مسئولیت های مهم ملی را به دوش می گیردبه مراتب بیشتروسنگین تر است . سخن اخراین که اندیشه درست به عمل درست منتهی می گردد، اندیشه های واهی وبی پایه به فساد وخیانت می رسد.حال بر مدعیانست که کدام را بر می گزینند؟