. دشواري هايي كه به آن اشاره شدبيشتر چالش هاي داخلي خوانده مي شود. اين كه تصور برده شود كه ساختار ذهني مردم چالش بر انگيز نيست بي گمان كم بها دادن به ذهنيت مردم  وتاثير آن بر انتخابات است. مردم افغانستان ذهنيت مثبتي از انتخابات ندارند، اين ذهنيت منفي بر خاسته از دو گزاره ويا مولفه است؛ يكي آنست كه آگاهي عمومي نسبت انتخابات وتاثير راي مردم بر سرنوشت خوداندك است. مردم ما آگاهي مدني نه يافته اند تا تاثيرراي خودرا بر سرنوشت خود بدانند ونه هم در مدتی که به تناوب انتخابت بر گزار شده است، رسا نه های گروهی ومراكز آموزش عمومي توانسته اند توفيق پيدا كنند وذهنيت شفافی نسبت به انتخابات به وجود آورند. اگر جامعه وكشوري به اصل انتخابات به عنوان گزيده ترين گزينه تعین زمامداران خود بنگرند وآن راتنها عرصه تجلي اراده وخواست خود به شمار آورند، بي گمان چالش ها را پشت سرخواهند نهاد وحتابا پرداختن بهايي در انتخابات شركت خواهند جست تا در تعين سرنوشت خود وكشور خود سهمي داشته باشند . متاسفانه اين ذهنيت وجود نداشته وآگاهي مردم نسبت به اين فرايند اندك بوده است .دوم آنست كه انتظارات مردم بعداز انتخابات بر آورده نشده است. ممكن است جامعه اي به اين آگاهي رسيده باشد وبدين اصل باوركرده باشد كه بدون انتخابات تاثيري در تعين آينده ي خود وكشورخود نه خواهد داشت  ازاين روي چه انتخابات بر آورنده ي انتظارا ت آني وزود گذراو باشد چه نباشد ،بر اساس آگاهي ودركي كه دارد در انتخابات شركت مي كند چون مي داند كه راهي بديلي وجود ندارد. اما گاهي مردم انتظارات عيني وملموس از انتخابات دارند . مردمي كه با مشکلات روز مره دست وپنجه نرم می کنند انتخابات را حلال مشكلات روز مره خود مي دانند،وقتي پاي صندوق هاي راي گيري مي روند انتظارحل مشكلات فوري خودرا دارند، وقتي برآورده نمي شود حالت سرخوردگي ودلزدگي به وجود مي آورد ودر نتيجه مردم از اصل انتخابات دلسرد مي شوند. در افغانستان با توجه به آگاهي اندك مردم نسبت به انتخابات وبرآورده نشدن انتظارات مردم، نوعي دلسردي ودلزدگي به وجودآ مده است .اگر به دودور انتخابات رياست جمهوري نگريسته شود مي توان دريافت كه ميزان راي دهند گان در انتخابات دوم كمرنگ  بوده است،علت آنست كه انتظارات مردم در انتخابات اول بر آورده نشد ونا اميدي به جاي اميد نشست ومردم از انتخابات سرخورده شدند دردور دوم رياست جمهوري اقاي كرزي نير براي احياي اعتماد مردم تلاشي صورت نه گرفت بعد از چهارسال واندي كه ازحكومت كنوني مي گذرد مشكلات مردم نه تنها كاهش پيدا نه كرده كه افزايش نيز يافته است. فقر، تنگدستي ، بي كاري، رواج اعتياد به مواد مخدر وده ها مشكل ديگر به مشكلات مردم افزوده شده است ومهم ترازهمه ايجاد امنيت وثبات كه از خواسته هاي بديهي مردم است بر آورده نه گشته است. لذا مردم وقتي به پشت سر خود مي نگرند جز سياهي نمي بينندازاين جهت است كه رغبت كمتر به شركت در انتخابات پيدا مي كنند. با توجه به اين دو عامل است كه رفتن به سوي انتخابات اينده را با چالش هاي عمده مواجه مي سازد وكاررا براي نامزد هاي اينده سخت تر مي كند. كانديدا هاي آينده بايد دو كاررا هم زمان بايد انجام دهند كه به نظر مي رسد اسان هم نيست. اول آنست كه اين ذهنيت را القا كنند واين باوررا به وجود آورند كه اگر مردم خواستار بهبودخود هستند نا گزير از رفتن به پاي صندوق هاي راي گيري هستند وبايد براي راي دادن به پاي صندوق هاي راي گيري بروند. دوم انست كه انتخابات يك رونداست اين روند برحقوق شهروندي بنايافته است وقتي مردم به پاي صندوق هاي راي گيري مي روند به معناي آنست كه از حق خود سود جسته اند . استمرار شركت در انتخابات وفراموش نه كردن مطالبات شهروندي است كه مي تواند به بهبود وضعيت مردم بيانجامد. مردم اگربه اين امر آگاهي پيدا كنند كه حضورمستمر آنها درعرصه هاي سياسي از طريق فرستادن نمايندگان شان در پارلمان، واحزاب سياسي وجامعه مدني مي تواند به بهبود وضعيت معيشتي آنها كمك كند، بي دريغ در انتخابات شركت خواهند كرد وحضور خودرا اعلام خواهند داشت. گرچه تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري فرصت زيادي نيست، اما اگر تلاشي صورت گيرد مي توان دراين مدت براي حضور پرشور مردم در عرصه اي انتخابات كارهاي مهم وموثري انجام داد.