به نظرمي رسد هنوز يخ ها ميان اقاي كرزي وحكومت اوباما آب نشده است. مذاكرات پيمان امنيتي با ايالات متحده امريكا هنوزدرهاله ي از ابهام قرار دارد.وگفته مي شود كه تلاش هايي صورت گرفته ومذاكرات دو جانبه  جريان پيدا كرده است امااين سخني است كه سخن گوي وزارت خارجه افغانستان مي گويد، هنوزمقامات امريكايي اظهار نظري نه كرده اند،آنچه كه سخن گوي ايساف گفته است بيشترينه تاکید بر مفاد دوطرف امضاي پيمان بوده معناي آن اينست كه تا امضاي اين پيمان ،گام هايي باقي مانده است. حكومت افغانستان علاوه برآ ن كه مذاكره با طرف هاي امريكايي را به حال تعليق در آورده است،  دست به مانور هايي زده كه ترديد وتشكيك هايی بيشتري را بر انگيخته وپرسش هايي را به وجود آورده است . سفر اقاي كرزي به تهران و شركت اودر مراسم تحليف دكترحسن روحاني رئيس جمهور منتخب آن كشور و امضاي اعلاميه امنيتي ،ذهن هارا بيشتر كنجكا وكرده وتحليل گران ازاين گونه ‍‍‍‍ژست هاي‌اقاي كرزي به حيرت افتاده اند كه درشرايط كنوني با وجوداختلاف هاي عميقي كه ميان تهران وواشنگتن وجوددارد،اقاي كرزي چرا بايد حساسيت امريكايي هارا بر انگيزد وبه صدوراعلاميه امنيتي مبادرت ورزد؟ گرچه مقامات حكومت افغانستان اظهار نظري نه كرده اند اما گمانه زني هايي وجود دارد كه به برخي ازآن اشاره مي شود.يكي آنست كه آقاي كرزي مي خواهد قدرت مانور سياسي خودرا به رخ آمريكايي ها بكشد وبه‌انها نشان دهد كه او اين توان را دارد كه با دشمنان آنها رابطه ي امنيتي برقراركند؛ كما اين كه قبلا نيز اقاي كرزي چنين تهديد هايي كرده بود. اما اين كه رابطه با تهران مي تواند بديل مناسبي باشد وجاي امريكارادر افغانستان پركند يانه جاي پرسش فراوان دارد. گرچه رابطه نيك وحسنه باتمام همسايگان، براي مردم افغانستان يك امر مطلوب وپسنديده است وبه نظر نمي رسد كه هيچ كسي مخالف اين گونه روابط باشد. اما صدور اعلاميه در زماني صورت گرفته است كه مذاكرات امنيتي ميان كابل وواشنگتن به حال تعليق در امده است. تحليل ها يي كه ارايه شده است نشان مي دهد كه بسياري ازآگاهان وكارشاسان باورمند هستند كه امضاي پيمان امنيتي ميان امريكا وافغانستان يك ضرورت است .اما متاسفانه اين ضرورت به بده بستان هاي شخصي ومنافع خصوصي تنزل يافته است واقاي كرزي  مي كوشد با اعمال فشار ودهن كجي ،مقامات امريكايي را از پي گيري امضاي پيمان امنيتي ميان دو كشور منصرف كند. اين در حالي است هنوزتهديد هاي جدي امنيتي وجود دارد،هنوز طالبان مسلح از وراي مرزها داخل افغانستان مي شوند وامنيت كشور رابرهم مي زنند، هنوز ترور، انفجار وانتحار ادامه دارد  وهنوز نيرو هاي امنيتي كشور از توان بالاي برخوردار نيستند. اين هاوده هامورد ديگرامضاي پيمان امنيتي ميان دو كشوررا به يك ضرورت تبديل كرده است.. با توجه به همه اين ضرورت ها، چرا اقاي كرزي در امضاي پيمان تعلل مي كند ومي كوشد به انحاي گونا گون آن را به تعويق اندازد يا حتا به تعليق درآورد؟. ساده ترين پاسخ همانست كه تا هنوز اظهار شده است. اين كه حكومت افغانستان به دنبال چانه زني است ومي خواهد امتيازهاي بيشتري به دست‌اورد . ممكن است اين امتيازها دو گونه باشد بخشي ازآن، امتياز هايي است كه به تمام مردم افغانستان مربوط مي شود.اما برخي از امتياز ها به شخص رئيس جمهورربط مي گيرد.حال كدام يكي دراولويت حكومت وشخص اقاي كرزي قراردارد خود يك معما است. اما تاريخ بيش از يك دهه كشور نشان داده است كه اقاي كرزي براي به دست‌اوردن منافع شخصي وتيمي خودمصر ترومصمم تربوده است تا منافع ملي. لذا تعلل كنوني نيز براي به دست‌اوردن همان منافع تيمي است .  در گذشته ها،گاه سليقه يا منفعت شخصي اواقتضا كرده است كه انعطاف نشان داده يا آن كه بر مواضع خود نا منعطف باشد وبه آن ابرام ورزد. اما گذشته از همه گفت وگوهايي كه دريك سال اخير ميان آقاي كرزي وحكومت امريكا جريان دارد آگاهان وكار شناسان به يك نكته غريبي ديگر نيز توجه كرده اند. اين نكته اين است كه رابطه امنيتي ميان امريكا وافغانستان گذشته ازمنافعي كه براي افغانستان دارد يك ضرر مشخص براي اقاي كرزي  وتيم قدرت نيز خواهد داشت كه جبران آن از سوي حكومت وتيم حاكم به هيچ وجه ممكن نه خواهد بود. بدين معنا كه ايالات امريكابه هرعنوان واتهامي كه ياد شود،بي ترديد يكي ازستون هاي فقرات نظام دموكراتيك جهاني است..يكي ازمهم ترين كشور هايي است كه برحقوق انساني افراد وشهروندان خودتاكيد گذاشته ومي گذارد. رئيس جمهور كنوني امريكا،يك سياه پوست كنيايي تبار است كه به شهر وندي امريكا رسيده وبه مقام رئيس جمهوري آن كشور دست پيدا كرده است.  اين فرايند مي تواند الگوي نيكويي براي تمام مردم از جمله مردم افغانستان باشد وحضور موثر ومستمر امريكایی ها در افغانستان مي تواند به تقويت نهاد هاي مدني وتامين حقوق شهروندي دركشور بيانجامد ونقش وسهم نيرو هاي سنتي وقوم گرارا در معادلات قدرت كم رنگ كند.درنهايت نهاد هاي قدرت از صورت قبيلوي به صورت مدني تغیر پیدا کند ودر نتيجه سهم قبيله گرايان در قدرت كاهش بیابد . اقاي كرزي كه سخت وابسته به قبيله وقدرت قبيله است و اطراف اورا نيز آدم هاي ازاین قماش گرفته است، دوست نمي دارد كه مناسبات ستبرقدرت با پيمان امنيتي برهم خورد ودر نتيجه به تدريج معيارهاي شهروندي رونق ورواج پيدا كند.گرچه اين سنت تا هنوز پاي برجاي و برداوام است حتا وضعيت كنوني براي قبيله گرايان قابل تحمل نيست، اما قبيله گرايان سخت آشفته حال وپريشان خاطر هستند كه مبادا مناسبات قدرت تغير پيدا كند ،تعصب ها وقشريت گرايي ها جاي خودرا به يك جامعه مدني انسان مدار بسپارد ودر نتيجه قدرت براي هميسشه از قبليه حكومت بيرون رود وبه دست آوردن آن به يك رويا تبديل شود.

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA /* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-priority:99; mso-style-qformat:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin-top:0in; mso-para-margin-right:0in; mso-para-margin-bottom:10.0pt; mso-para-margin-left:0in; line-height:115%; mso-pagination:widow-orphan; font-size:11.0pt; font-family:"Calibri","sans-serif"; mso-ascii-font-family:Calibri; mso-ascii-theme-font:minor-latin; mso-fareast-font-family:"Times New Roman"; mso-fareast-theme-font:minor-fareast; mso-hansi-font-family:Calibri; mso-hansi-theme-font:minor-latin;}