گرتوانی برای دیکتاتوری وجودداشت؟
شایدبرخی این سخنان را یاوه بدانند اما تجربه یک دهه حکومت داری اقای کرزی نشان می دهد که او در صدد به دست آوردن این توانایی بوده است اما خداوند یار این مردم بوده که او نتوانسته آنچه می خواسته است به دست آورد.اگر به چند ویژگی یک دیکتاتور نگریسته شود به وضوح می توان دید که اگرامکانی برای او وجودداشت او بی درنگ استبداد سیاهی را به وجود می آوردو حکومت دیکتاتوری را حاکم می ساخت.
ویژگی های بارزی که درشخصیت او دیده می شود همه گویای آنست که او این صفات دیکتاتوری را در خود نهفته دارد وفقط کافی است که این اژدهای خفته در گرمای توانایی قرار گیرد آن گاه زنده خواهد گشت. ازجمله ی این صفت ها یکی هم فرا قانونی عمل کردن او است،اقای کرزی تا حال ثابت کرده است که او هیچ گاه به قانون وقانون گرایی اعتنا واعتقادی نداشته است .در گام اول اوبه برخی نکات قانون اساسی دست بردوتغیراتی وارد کرد تا آن قانون را باب طبع خود بسازد. اما دست بردن به قانون وتغیر آن به معنای آن نه بود که اقای کرزی آن قانون را اجرا کرده ویا به آن پایبند بوده باشد .چنانچه دیدیم که هیچ گاه به اجرای قانون مبادرت نورزید وچیزی به نام قانون را جدی نه گرفت. آخرین یافته های برخی رسانه های کشور حاکی است که رئیس جمهور کرزی بیش از پنجصد طالب را رها کرده است؛ بدون آن که به اتهام های آنها رسیدگی شودواین رهایی بدون هیچ سازو کاری قانونی بوده وصرف خواست او مطرح بوده وبس. دراین کار او نه به منفعت مردم اندیشیده نه حرمت دستگاه قضایی کشوررا گذاشته.
به زعم رئیس جمهور،صدور این گونه فرمان ها به روند صلح کمک می کند اما دیده شد که طالبان رها یی یافته بار دیگر با واسکت های انتحاری در میان مردم آمدند وخودرا انفجارداده اند..دومین ویژگی رئیس جمهور گرایش او به سوی تمامیت خواهی وافزون طلبی سیاسی است.اعمال نفوذ او در نهاد های مختلف وبی ابرو کردن آنها با دو انگیزه وبرای براورده شدن یک هدف صورت گرفته و می گیرد. رئیس جمهور کرزی به این امرمهم دست یافته است ،هنگامی که نهاد های مدنی رشد کنند، بالنده شوند وبه بلوغ برسند؛درآن صورت امکان تمامیت خواهی واستبداد ورزی کم تر می شود. لذا او دراین سال های چند با کمال خون سردی، آهسته وپیوسته کوشید تا این گونه تشکل ها ،ریشه نگیرند. اگر برخی ها بدون اراده وخواست او سر براوردند؛ دران صورت چنان تضعیف شد ندکه کسی روی آنها حساب باز نه کرد،سخنان آنها راجدی نه گرفت.هدف نیز تحکیم پایه های قدرت او بود وبه چالش نه کشیدن حکومت او. این هردو درحقیقت به یک محور ختم می شود. اگراقای کرزی دراین دو عرصه دارای توانایی هایی فراوان بودوامکانات بیبشتری دراختیار داشت چه می کرد؟
سومین ویژگی اقای کرزی عوام فریبی او است . گریه اقای کرزی را همه دیده ایم او برای کشته شدن طفلی در ارزگان یا در هلمند یا جا های دیگر اشک ریخته است وان را محکوم کرده است. اما این محکومیت ها برای آن نبوده که واقعا ان کشتار مورد تنفر او بوده است. بلکه استفاده سیاسی ازاین محکومیت داشته است اگر صادقانه بود به موازات محکومیت باید عوامل کشتار،ترور خشونت ورزی نیز درمضیقه قرار داه می شدند،دست گیر شدگان وجنایت کاران هر کدام محاکمه می شدند تامردم می دانستند که اقای کرزی راست می گوید. وقتی جنایت کاران حمایت می شوند وبه کشته شدن کودکی اشک ریخته می شود.مردم در تعجب وتحیرفر می روند که کدام یک را باور کنند. اگر از سایر جهات وویژگی های آقای کرزی بگذریم .اگر او برای تداوم قدرت خود توان داشت چه کار می کرد به تعبیر دیگر اگر او وسایل نیل به دیکتاتوری در اختیار داشت آیا ازآن در می گذشت یا ان که در تحکیم وتداوم پایه های قدرت خودمی کوشید؟ اگر لازمه تدام دیکتاتوری داشتن یک ارتش منظم وگوش به فرمان از یک سوی ویک تیم کاری زبردست ومنسجم وفرمان بر ازسوی دیگر باشد دراین صورت وبا داشن این دو وسیله اقای کرزی باز هم سخن از دموکراسی می گفت؟ بی تردید این دو اهرم دیکتاتوری در اختیار اقای کرزی نیست. اگر قدرتی در اختیارحکومت وشخص او بود بی هیچ تردید فضای سیاسی درکشور محدودتر ومسدود تر می شد، دروازه رسا نه های گروهی تخته می شد، احزاب وگروهای سیاسی به انحای مختلف بد نام واز صحنه به یک سوی بیرون رانده می شدند کما این که امروز نیز احزاب در حکومت ودردستگاه های قانون گزاری واجرایی کشور نقش وسهمی ندارند..ده ها عمل دیگرازاین دست صورت می گرفت اما این ها نشده است وامکان ندارد، برای ان که اقای کرزی فاقد ابزار لازم دراین زمینه است. نگارنده این گونه نتیجه گیری می کند که آنچه اقای کرزی فاقد آنست هم برای او یک فضیلت است وهم برای مردم افغانستان. برای او فضیلت است که دست به خون بی گناهان نیالوده وتوان الوده کردن نیز نداشته وندارد وهم برای مردم افغانستان فضیلت شمرده می شود که رئیس جمهور فاقد این توانایی دیکتاتورشدن داشته اند.اما ناتوانی او به معنای تلاش نه کردن اونیست بلکه او کوشش کرده ومی کند که در آینده انتخابات تاثیر گزار باشد این تاثیر گزاری ممکن است دو جهت داشته باشد، یکی آنست که بررغم اظهارات ضد قبیله ای ،او معتقد به حکومت قبیله ای است و خواهان حفظ قدرت در قبیله خود است. دوم آن که به قول برخی رسا نه ها، او می خواهد در آینده بابای ملت باشد! وشهرت او کماکان حفظ شود..با دیدن این نا توانی ها باید شکر گزار خداوند بود که رئیس جمهور مارا از چنان نا توانی خوردار کرده است که امکان دیکتاتوری برای او نیست.