مردم افغانستان خواهان عدالت هستند اما عدالتی که محور آن انسان باشدنه قبیله وقوم. ، عدالتی که محور ومعیار ان حقوق انسان ،ارزش ها وکرامت انسانی باشد.یکی ازان عدالت ایجاد شرایط عادلانه برای شهروندان است که همه بدون تعصب وتبعیض از امکانات حکومتی بر خوردار گردند وبه رشد توانایی ها واستعدادهای خود نایل آیند.آنچه برای رئیس جمهور آینده بسیار مهم است انست که اعضای تیم حکومت تعریف مشخصی از عدالت درذهن داشته باشند. این که معنای مقبول ومطلوب عدالت چیست وچگونه باید محقق شود وهم چنان راه کار های رسیدن به عدالت باید مسلم ومحرز شده باشد. این پرسش ها از کانونی ترین موضوعاتی است که حکومت باید به آن وقو ف یابد. انتظار ان بود که در زمان ریاست جمهوری اقای کرزی بخشی ازراه عدالت ورزی پیموده می شدوحکومت بعدی ادامه دهنده راه حکومت کنونی باشد. اما حکومت اقای کرز ی چنان بد عمل کردوچنان چهره ی زشت وکریهی از عدالت به نمایش گذاشت که نه تنها راهی رانه پیموده که برگشت قهقرایی رابه نمایش گذاشته است. در اعلامیه کنفرانس بن سخن از ملت شدن رفته بود وحکومت ملزم به رفتن این راه بود. ملت شدن به معنای تغیر ذهنیت افراد یک جامعه وکشوروایجاد رویکرد جدید برای حکومت داری عادلانه است. ملت شدن یعنی ختم زندگی قبیلوی ورسیدن به فرد انسانی وتعریف عدالت بر مبنای این ارزش جدید. اما ایا چنین چیزی تحقق یافته است ؛ اگر نیافته است علت اصلی در کجا بوده وچه راهکار هایی باید مد نظر قرار می گرفت که قرار نه گرفته است؟ این پرسش وده ها پرسش ازاین دست  است که حکومت کنونی را با نقد های جدی مواجه می سازد.درست است که تغیر ذهنیت یک جامعه کار آنی نیست ونیاز مند کار فکری وفرهنگی  مستمر وفراوان است که باید انجام یابد تا ذهنیت جامعه متحول گردد وهم پذیری ملی به وجود آید. اما دراین جا پرسش از کار کرد حکومت است که متاسفانه عملکرد منفی داشته وحساسیت هایی را بیش از پیش دامن زده است، عدالت را درمسلخ قومیت قربانی کرده است. در اخرین گزینش هایی که از سوی اقای کرزی ارایه شد، ترکیب کمیسیون انتخاب است. در ظاهرامر کار مطلوبی صورت گرفته است. یعنی همه اقوام درترکیب این کمیسیون حضور یافته اند .کمیسیون انتخابات آئینه حضور تمام اقوام است. اما وصد اما این ترکیب یک ترکیب قومی است واز عدالت طلبی وعدالت خواهی چیزی دران دیده نمی شود، بلکه معیار گزینش نزدیکی افراد به اقای کرزی وحکومت نا مطلوب او است، بنابراین می توان  این گونه بیان داشت که در ترکیب  کمیسیون انتخابات عدالت دردو مسلخ به قربانگاه رفته است. نخست این که افراد تعین شده بی طرف نیستند وممکن است در انتخابات دست به تقلب ببرند ودر نتیجه نتایج انتخابات رابه سمت وسویی خاصی هدایت کنند  ودرنتیجه عدالت قربانی این مسلخ شود.دوم این که در این کمیسیون قبل ازان که عدالت بر قرار شده باشد چهره ی واضح قومیت را می توان دید . ایآ تقسیم وظایف براساس قومیت ،عدالت خواهی یا عدالت طلبی است ؟بدون هیچ شکی این گونه عدالت ورزی ها در هیچ قاموسی تعریف نه یافته است. وقتی کسی ازدین سخن می گوید عدالتی بر مبنای دین هیچ گاه برقوم ،گروه وطایفه تکیه نداردبلکه معیارعدالت ورزی دینی انسان وحق او است نه تعلقات قومی وگروهی او.  در نظام های دموکراتیک ومدرن نیزعدالت بر محورفردیت انسان شکل گرفته است. حکومتی عدالت ورز ومنصف است که در ارایه خدمات حکومتی وایجاد شرایط مناسب برای برخورداری ها جانب هیچ قومی را نگیرد وبه طرفداری از هیچ گروهی دست نه برد. اما چرا اقای کرزی دست به چنین امر ممسوخی می یازد ودربیش از یک دهه حکومت خود براین مبنا پای فشرده است؟پاسخ دشوار نیست؛ زیرا اقای کرزی وتیم او بدین باورهستند که اگر اکثریت واقلیت بر مبنای قومیت صورت گیرد، ممکن است چانس برنده شدن او افزایش یابد. اما اگر اقلیت واکثریت بر بنای دموکراتیک بنایافته باشد،بی دریغ زمینه انتخابات برای اووتیم اقای کرزی وگروه مربوط به او به صفر می رسد.واو هیچگاه به این امر مهم وحیاتی اشارت نه کرده است.  در سالیان گذشته هم که او بر ابزار قومی تکیه کرده است بدین باور بوده که زنده نگاهداشتن عصبیت های قومی برای او نان وآب به همراه دارد. اگر او سخن از دموکراسی وحقوق بشر بزند وعدالت طلبی او شکل وصورت انسانی داشته باشد، به معنای آنست که تیشه به ریشه خود زده است وبا دست خود خودرا حذف کرده است. لذا عدالت طلبی او درتعین کمیسیون انتخابات ،وهم عملکرد در گذشته ،در واقع برجسته کردن نگاه قومی به قدرت ومخدوش کردن نگاه دموکراتیک به قدرت از سوی دیگراست. آنچه می توان نتیجه گرفت آنست که، تا وقتی قدرت از سلطه قومی رهایی نیافته است؛ نه قدرت انسانی می شود ونه عدالت ورزی بر قرار می گردد .