. اما این پرسش برخاسته ازدو پیش فرض ویا پیش زمینه است. نخست وضعیت فعلی کشوراست که با وجود رئیس جمهورکنونی کشورگره خورده است واین رئیس جمهور چه ویژگی هایی داشت که بعد از یازده سال اینک کشورما در وضعیت  نا گواری قرار گرفته است. اگر چنانچه رئیس جمهوری با ویژگی های شخصیتی متفاوت از آقای کرزی بود می توانست کشورما وضعیت بهتری داشته باشد؟

    البته وضعیت کنونی همراه با بسیاری از مولفه های متغیردیگرمورد بررسی قرارمی گیرد یعنی عادلانه نه خواهد بود که کار نامه رئیس جمهور کنونی بدون در نظر گرفتن مجموعه از قبض وبسط های به وجود آمده دراین دوران مورد توجه واقع شود.همان گونه که پدید آمدن هررخدادی را نمی توان به یک علت فروکاست .تحلیل یک عاملی کردن از وضعیت کشور نیز چندان با انصاف همگین نیست. واقعیت دوم آنست که کسانی دراین دوره خودرا کاندیدا کرده اند تا هنوز نام وعنوان وکارنامه گذشته ی  شان در معرض دید مردم قرارداده شده است  وممکن است در آینده تعدادی بیشتری دراین عرصه حضور پیدا کنند با توجه به به این دو واقعیت چگونه می توان به گزینه ی مطلوب دست پیدا کردوشخصی را انتخاب کرد که هم ویژگی های فرات ازسایرین راد اشته باشد وهم فاقدویژگی های منفی رئیس جمهور کنونی باشد؟

    واقعیت انست که گزینش رئیس جمهور آینده بی ربط ونسبت  به نگاه شهروندان نسبت به اینده نیست. یعنی کسی که پای صندوق های رای گیری می روند باید این درک را داشته باشد واین پرسش را از خود بپرسند که ازیک رئیس چه می خواهند وکدام انتظارها اورا به پای صندوق های رای گیری کشانده است. بسیار مهم است این که مردم ما بدانند که در آینده چه می خواهند واین خواستن ها است که ذهنیت گزینش گران را شکل می دهد .   خواستن ها گاهی نیزمتاثیر ازواقعیت های کنونی کشور است. گاهی هم یک گزینش گر ایده آلهایی داشته که این حکومت نتوانسته است گامی ولواندک درزمینه تحقق آیده آلها بردارد.

  بنابراین اعتنا براین دوواقعیت است که فردی را وادار می سازد که برای رای دادن حاضر شود وکسی را بر گزیند تا حد اقل آن خواسته هارا براورده کند. اگر کسی تصور کند که وضعیت کنونی مطلوب ترین وضعیت است وباید دوام پیدا کند، بی تردید برای آن فرد فرقی نمی کند که چه کسی رئیس جمهور باشد، طرز دید وتلقی او از آینده چگونه باید باشد،حقوق بشر رعایت شود یا نشود، دموکراسی مورد توجه قرار بگیرد یا نگیرد. هچ تفاوتی نمی کند که رئیس جمهور دارای چه ویژگی هایی باشد . اماکسانی هستند که وضعیت کنونی کشوررا درک می کنند،می دانند که اگر فردی مدیر، مدبر وتوان منددراین یازده سال بر مسند قدرت نشسته بود،وضعیت کشور بهتر ازامروزبود. این شناخت ها وانگیزه ی بهتر بودن می تواند، زمینه های گزینش بهترافراد را فراهم آورد.شاید کسی از نگارنده بپرسد که فرد مورد نظرمن از چه ویژگی هایی یاید برخوردارباشد؟ من به صراحت ووضاحت خواهم گفت، که برای من دو گزینه بیش از همه مورد نظر است.


   نخست این که نگاه متفاوت ازرئیس جمهورکنونی به انسان داشته باشد دومآنکه قاطعیت در عمل داشته باشد؛ انسان های این کشوررا شهروند حساب کند وبرای حقوق شهروندی نیزتلاش ورزد. آدمیان را از یک سقف بلندتری بنگرد. بداند که ضرورت این مردم برای بیرون رفت ازاین وضعیت چیست؟ آنچه به دید گاه نگارنده مهم است، انست که من بدین باور هستم که وضعیت اشفته ی کنونی کشورهم ریشه در نگاه شخص رئیس جمهور به انسان دارد وهم ناشی ازعمل کرد ضعیف او است .

   برای یک رئیس جمهور بیش از همه ومهم ترازهمه جهت فکری او است . در یازده سال گذشته نخبگان سیاسی، روز نامه نگاران ،اصحاب رسانه های جمعی درکشور سخن ازدموکراسی ، حقوق بشر وارزش های مدنی گفته اند واغلب بدین باور هستند که با تحقق اندکی ازین شعارها وضعیت کشور بهتر ازین می شد که حالا وجوددارد . یعنی رئیس جمهور کنونی کشورهم درسطح نظر ورزی ناتوان بود ونتوانست ونمی تواند جهان را درک کند وهم درعمل ناکام وضعیف عمل کرد.  

    این هردو جهت کارنامه اورا چنان سیه وکدر ساخته که هیچ امیدی به بهبودی وضعیت کشور نمی رود.کانونی ترین موضوعی که به دید نگارنده مهم می آید نحوه نگاه وطرز دید رئیس جمهور به کشور ومردم است.دموکراسی ها بر شا نه های مردم استوارهستند،اما برای حفظ دموکراسی ،علاوه بر مردم، نیرو های مسلح  وانواع سلاح نیزدارند که هم منبع مشروعیت حکومت ها تلقی می شودوهم منبع حفاظت آن نظام هااست. دراین نگاه مردم ابزار حکومت نیست بلکه هدف حکومت است. همان که ایمانوئیل کانت فلیسوف بزرگ آلمانی می گفت که انسان ابزار نیست بلکه خود هدف است. در حکومت های دموکراتیک تنها منبع مشروعیت نظام های سیاسی، مردم است.

   باید در محراق توجه حکومت قرارداشته باشد. آنچه در حکومت اقای کرزی مورد توجه بود همین دید ابزاری به مردم بود. وهمین دید ابزاری نیز باعث شد که هیچ قدمی درراه بهبودی روح وروان آسیب دیده مردم برداشته نشود.لذا تصورآنست که آنچه به عنوان یک معیاربرای نگارنده این سطور مطرح است برای بسیاری از هم وطنان مطرح باشد وخواهان تحقق آن با رئیس جمهور اینده باشد.