این تصمیم می تواند اطمینانی باشد برای مردم افغانستان وهم چنان می تواند اطمینانی خاطری باشد برای سرمایه گزاران  خارجی وداخلی که با نزدیک شدن به سال خروج نیرو های بین المللی(2014) سرمایه های خودرا از کشور خارج نه کنند. با این تلاش وها وتمهیداتی که صورت می گیرد؛ حکومت افغانستان  اما؛نه تنها تلاشی صورت نمی دهد که وضعیت کشور به سوی ثبات واستقرار پیش برود بلکه عملا وعلنا می خواهد بحران دیگری برکشور سایه افگند ووضعیت نا امنی در کشور تشدید شود. یکی از انگیزه های آرامش بخش برای مردم کشور آنست که اطمینان حاصیل کنند که در سال آینده، اقای کرزی وحکومت او در قدرت نیست. این بزرگ ترن ومهم ترین خواست مردم افغانستنان است، اما حکومت نه تنها دراین مورد گامی فرا پیش ننهاده است که کوشیده است وضعیتی دیگری ترسیم کند، تخم نا امیدی وتلخ کامی را در میان مردم بپاشد. اولین گام ها دراین مورد مخالفت با تصویب قانون انتخابات در کشور است که به رغم تاکید وتصویب مجلس نمایندگان، هنوز از سوی رئیس جمهورکرزی تو شیح نشده است وگفته می شود که  بار دیگر روی برخی مواد آن بحث صورت خواهد گرفت .در نتیجه به یک سرنوشت نا معلومی گرفتار آمده است که می تواند گامی در جهت مخدوش ساختن انتخابات باشد.


گام دوم درهفته گذشته برداشته شد، مردم ما شاهد بودند که برخی جوان ها در ولایت قندهار از سوی مقام های نزدیک حکومت تحریک شدندودر برخی مکان ها تجمع کردند وخواستار تداوم حکومت اقای کرزی شدند. اجماع ملی ای که اقای کرزی ساخته است نیز بیانگر آنست که یا خود به تدام حکومت نا کام خود ادامه دهد یا ان که راهی را هموار کند تا کسی همانند خود او بر مسند قدرت تکیه بزند وپنج سال دیگر باز هم مردم در نا امیدی ونا کامی به سر ببرند ووضعیت کشورهم چنان در حال بحران ادامه پیدا کند.با دیدن این صحنه ها، هرکدام از خود می پرسند که مردمی که دست به چنین کار هایی می زنند با کدام منطق ،کارکرد دوازده ساله حکومت اقای کرزی را توجیه می کنند؟ به بیان دیگر اقای کرزی دراین سال هایی که بر کرسی حکومت تکیه زده است چه چیزی برای مردم ما داده است که باز هم مردم به تداوم حکومت او خودرا مجاب کنند یا ان که در صحنه حاضر شوند وبخواهند که حکومت او دوام پیدا کند؟

  واقعیت آنست که حرکت های اقای کرزی برای ماندن درقدرت با هیچ منطقی توجیه پذیذ نیست ،اگر از منظر یک دموکراسی خواه نگریسته شود وقت آنست که اقای کرزی بدون آن که فشار هایی از داخل یا خارج براو وارد شود که اورا وادار به ترک مسند کند، خود به رضا رغبت خود به این خواست تن دردهد وبگذارد که این سنت پسندیده در تاریخ کشور باقی بماند وبعد ازاین هر کس شایستگی ولیاقت داشت بر کرسی ریاست جمهوری تکیه بزند وطر ح ها وایده های خودرا به منصه ظهور وداوری مردم قراردهد. مهمتر از همه آنست که اقای کرزی با کدام وجهه وآبروی می خواهد بار دیگر بر قدرت باقی بماند؟ اگرکسی این ادعا کند که به نحوی سابقه درخشان در خدمت گزاری وارایه حکومت داری مطلوبداشته است،

  

اگر حکومت آقای کرزی ازاین ویژگی برخوردار بود ممکن بود این توجیه صورت گیرد که بهتراز حکومت او به وجود نه خواهد آمد.یا آن که حکومت بعدی دست اورد های اورا ضایع خواهد ساخت. دراین صورت می توانست توجیهی برای حضور مجدد او باشد. اما همه مردم افغانستان وکشور های جهان شاهد هستند که حکومت در افغانستان از تنها ویژگی که برخوردار است نا کامی، فساد،وبد تروسخیف تر از همه روند قهقرایی است که در پیش گرفته است. با این اوصاف ،اصرار وابرام اقای کرزی برتدام قدرت با هیچ منطقی ساز گار نمی افتد. به نظر می رسد که برخی آدم های متملق ،دروغگو وچاپلوس که دور وبراقای کرزی را گرفته اند به او القای شبهه می کنند واین گمان رادرذهن او ایجاد می نمایند