حکومت نه تنها بر کار ویژهای خود پای نفشره وعمل نه کرده است که بر ضد آن تلاش ورزیده یا حد اقل این کار ویژه هارا نا دیده انگاشته است. گاهی انتخابات صورت می گیرد وحکومتی نو می شود که روندی شکل گرفته است وحکومت اینده روند گذشته را به پیش می برد.


این گونه انتخابات برای تعین حکومت جدید است نه روند نو.در حالی که وضعیت افغانستان به شکل دیگری است. انتخابات نیز تنها برای تجدیدحکومت نیست. در نگاه سیستمی به حکومت ،حکومت هادر چهار چوب قانونی عمل می کنند. حکومت آینده ادامه همان سیستم یا روند است.


اما آنچه در افغانستان اتفاق افتاده است نه تنها وضعیت ما رو ی به سوی بهبودی نگذاشته است که در حکومت آقای کرزی ما سیر ارتجاعی داشته ایم .معیارپیشر ف و پسرفت های حکومت ها رانباید اعمار چند ساختمان وچند جاده درنظر قرارگرفت .بلکه اساس تحول آنست که سیستمی به وجود آمده باشد که در فکر واندیشه شهروندان تغیر ایجاد شده باشد یا دست کم تهداب یک تغیر بنایافته باشد،دروسایل وابزار تحول تغیراتی به وجود آمده باشد. پرسش آنست که این اتفاق افتاده است یا نه ؟

  واضح است که چنین امری اتفاق نیفتاده وبرخی ارزش های انسانی به شدت مخدوش وملوث شده است. در لویه جرگه ای تصویب قانون اساسی که درسال 1382 تدویر یافت، نمایندگان مردم درزیر خیمه لویه جرگه با تساهل وهم پذیری فراوان با یگ دیگر مواجه گشتند، مسئله زبان وملیت ها رسمیت یافتند،زبان  بدون هیچ کدام مشکلی مورد پذیرش نمایندگان مردم قرار گرفت واین وضع خود یک گام بسیار بلند درکشوربود.


دموکراسی وحکومت قانون مورد پذیرش واقبال همگانی یافت. انتظار آن بود که این وضعیت به گونه ی پیش برود که روی به سوی بهبودی گذارد ومردم افغانستان یک دورنابسانی فکری واقتصادی وسیاسی را پشت سر بگذارند ووارد یک فاز جدید از زندگی سیاسی خود شوندو تقویت فاز جدید می طلبید که مراکز تعلیمی وآموزشی کشور متناسب با شرایط جدید به تدریج هماهنگ وهم گین شود. در کتب درسی مکاتب وآموزش گاه های کشورارزش های نوین انسانی گنجانیده شود


.دانشگاه های کشوراز صورت مصرف کننده صرف به مراکز تولید علم ارتقا پیدا کند مطالب ومقالات علمی ومتناسب با شرایط کشور تولید وترجمه گردد .روحیه ی ملت شدن به عنوان ممهم ترین ارزش انسانی وملی وگذار از فرهنگ قومی برجستگی پیدا کند .در مجموع افغانستان وارد یک گفتمان جدید فرهنگی وسیاسی شود . وارد شدن به یک گفتمان جدید به معنای تحقق عملی آن گفتمان نیست چه بسا تحقق یک گفتمان نیاز مند سال ها تلاش مستمرو پیگیر باشد؛ اما اگر گفتمان ستبر گذشته که مبتنی بر قوم گرایی ونژاد پرستی ونبودن روحیه تساهل وهم پذیذری بود دچار بحران می شد، مشروعیت ومقبولیت آن درنزد افکار عمومی به ویژه در سطح دانشگاه هاومراکزعلمی کشوردچار تنزل وتزلزل می شد، باز هم حکومت آقای کرزی قابل تقدیربود. ولیکن اقای کرزی وحکومت مطلوب او نه تنها ارزش های نوین انسانی را بسط نه داد وترویج نه کرد که بر ضد آن ایستاد وگاهی نیزلگد مال کرد.

   وزیرفرهنگ حکومت آقای کرزی، آزادی رسانه ها را حرف مفت خواند، اما آقای کرزی نه تنها این وزیرمتجاوز ومتجاهررا از کار برکنار نه کرد که دربرابر این سخنان یاوه اوسکوت کرد وبعد ازآن به عنوان نزدیک ترین مقام در کنار خود نشانید وازآن تقدیر نیزکرد. صدر نشینی آن وزیر، این ذهنیت را تقویت کرد که آقای کرزی ازآ ن سخنان نا پسند، تنها دل گیر نیست که مورد قبول او نیز است .. بگو مگو های دل ازاری که که در پارلمان کشور روی واژه های دانشگاه وپوهنتون شد نیز به گفته ی بسیاری ازآگاهان از ارگ ریاست جمهوری نشات می گیرد وبیان گررروحیه منفی تنش آفرینی های غیر دموکراتیک وضد ملی ونهادینه کردن فرهنگ خشونت در کشور. حکومتی دموکراتیک یعنی حکومتی که پلورالیزم وکثرت گرایی فرهنگی را پذیرفته است وعلیه ارزش های غیر ملی وتنش آفرین موضع گیری می کند .وحکومت کنونی یا در جهت این ارزش ها عمل کرده است یاآن که سکوت اختیار کرده واین گونه تنش آفرینی ها   مورد رضایتا و بوده است.بنابراین انتخابات آینده را نباید به تغیر رئیس جمهور تنزل داد که انتخابات اینده بیش ازآن که به عنوان تغیر حاکم ورئیس جمهور باشد مهر ختم گذاشتن به یک روند غیر مدنی وغیر دموکراتیک وایجاد یک روند جدید در کشور است . روندی که با عقلانیت روز گار کنونی هم گونی وهم گینی داشته باشد. البته برخی باور مند هستند که سیاست در افغانستان یک سیاست قوم محور است واین رفتار دل ازار بعد ازیک دهه هنوز وجوددارد.  


  این که سیاست ورزی بر محور قومی صورت می گیرد واقعیتی است که نمی توان کتمان کرداما سیاست ورزی تابع بسیاری از متغیرهای دیگر است . برای تغیر رفتار های سیاسی باید فرهنگ جامعه تغیر پیدا کند ودید نو ی به قدرت ایجاد گردد .نباید پنداشت که احزاب سیاسی بدون تغیر فرهنگ وذهنیت عامه تغیر یابد ومتحول گردد . بنابراین وقتی انتخابات وعقلانیت در کنار یک دیگر می نشیند بدین معنا است که منتخب آینده، هم به ایجاد روند  یبپردازد که در بیش ازیک دهه  مسکوت گذاشته یا مخدوش شده است . ازاین روی است که مسئولیت نخبگان وباسوادان کشوررا چند برابر می سازد تا انتخابت وانتظار ها آن گونه انتظار برده می شودبیان دارند. هم چنان روز گار سختی درانتظار حکومت آینده در کشور است. که هم گذشته را جبران کند وهم برای آینده برنامه داشته باشد.