.ممک است فرصتی دیگری به وجود نیاید که آنها بر ای رسیدن به قدرت چانه بزنند .البته یک نگاه دیگر نیز وجوددارداین که درنخستین ماه های سال آتی انتخابات ریاست جمهوری بر گزار خواهد شد واقای کرزی قطعا از مسند حکومت خواهد رفت. هرکسی دیگری که بر کرسی ریاست جمهور تکیه بزند  رویکرد دیگری در قبال طالبان خواهد داشت وسیاست این حکومت را دنبال نه خواهد کرد وآن شخص هر که باشد بی گمان طالبان را برادر نه خواهد نامید وامتیاز های ویژه ای برای ان گروه قایل نه خواهد بود.لذا تشدید حملات انتحاری به معنای نا امیدی از حکومت اینده وگرفتن امتیاز از حکومت کنونی می تواند باشد. گرچه پاره ی از تحلیل گران، تشدید حملات انتحاری را به استراژی طالبان ربط ونسبت می دهند ولیکن ازیاد نبریم که رخداد های سیاسی  دیگری نیز درکشور حامی طالبان رخ داده است که ممکن است به تشدید حملات انتحاری انجامیده باشد. برخی تحلیل گران بدین باوراند که ممکن است، پاکستانی ها ازحملات نظامی بر ولسوالی گوشته ولایت ننگر هارسودی به دست نیاورده باشند واین بار بکوشند با حملات انتحاری امتیازهایی ازحکومت افغانستان به دست آورند .زیرا وقتی حملات ان کشور بر ولسوالی گوشته ولایت ننگرهار آغاز یافت، پاره ای از تحلیل گران بدین اندیشه بودند که حملات بر گوشته برای گرفتن امتیاز های سیاسی ازحکومت افغانستان است . پاکستانی ها با ان که خواستار به رسمیت شناختن خط مرزی دیورند هستند ومی خواهند برای همیشه مشکلی به نام دیورند وجود نداشته باشد اما در مدت دوازده سال گذشته هیچ گاه رسمیت یافتن خط دیورند را مطرح نه کرده اند،در حالی که درزمان حکومت طالبان،برآن گروه فشار آورده بودند تا خط مرزی را به رسمیت بشناسند .بنابراین طرح تعرض بر ولسوالی گوشته برای فراهم آوری زمینه به رسمیت شناختن خط دیورند طرح ریزی شده بود. اما وقتی اقای کرزی به صراحت اعلام کرد که خط دیورند را به رسمیت نمی شناسد دیده شد که حملات انتحار ی تشدید یافت وخشونت ها افزایش پیدا کرد.لذا تشدید حملات انتحاری بر مبنای این دید گاه آنست که پاکستانی ها با رویکرد خشونت ورزانه می خواهند امتیاز های سیاسی به دست آورند.با آن که رژیم های سیاسی ونظامی هرد و در قبال طالبان مواضع یک سان داشته اند وهردو نوع نظام از گروه طالبان حمایت می کرده ،اما پیروزی حزب نواز شریف در انتخابات پارلمانی آن کشور قوت قلبی بیشتر ی به طالبان داده است وطالبان نیت های حکومت نواز شریف را خوب می دانند. ازاین جهت است که با پشتوانه قوی تر به خشونت دست می برندوآدم می کشند.البته به یک نکته دیگر نیز باید توجه داشت آن این که بعد از حملات انتحاری طالبان در شهر کابل در دفتر یوناما، سخن گوی طالبان اعلام کرد که  پایگاه استخبارات امریکا را مورد هدف قرار داده است.  این تعبیر نیز خود می تواندجنبه های تبلیغاتی داشته باشد وبخواهد توجه غربی هارا به خود جلب کند. تصور انست که علی رغم ظاهر دشمنانه ای که طالبان با ایالات متحده امریکا دارد ولیکن طالبان بیم ازاین دارند که ممکن است نیروهای ایالات متحده امریکا از افغانستان خارج شوند قدرت تاثیر گزاری آن کشورک درآینده کاهش پیدا کند ،بدون آن که سرنوشت مذاکره با این گروه به جایی رسیده باشد .اعلامیه ای با این لحن  این ذهینت را القا می کنند که ممکن است طالبان بخواهند توجه امریکایی هارا به مذاکرات نیمه تمامی معطوف دارند که بعد از چند دور متوقف شده است وبه نحوی خواستار ادامه ی مذاکره با آن گروه شوند.      به نظر می رسد هم طالبان وهم حکومت پاکستان خواستارحل مشکل میان دو کشور با حضور امریکا باشند وغربی هارا داور نزاع میان دو کشور بدانند . گرچه تشدید حملات انتحاری ممکن است امتیازهایی برای پاکستان به ارمغان آورد، اما باید گفت که پاکستانی ها نیز با مشکلات سیاسی واقتصادی فراوانی دست وپنجه نرم می کندوحکومت آن کشور به یک منبع لایزال اقتصادی پیوسته نیست که بتواند هزینه های کمر شکن جنگ را تحمل کند .بی تردید پاکستانی ها خواستار حل مشکل میان دو کشور هستند اما با یک تضمین مهم بین المللی. وحضور امریکا رابهترین فرصت برای خود می داندومی کوشد از طریق حکومت آمریکا بر افغانستان نیز فشار وارد آورد که حکومت افغانستان به خواسته های آنها رسیدگی کندومشکل میان دو کشور برای همیشه حل شود. البته تحلیل گران بر این نکته نیز تاکید کرده اندکه هزینه هایی که این جنگ بر اقتصاد پاکستان تحمیل کرده ومی کندآن کشوررابا مشکلات داخلی فراوانی دست به گریبان ساخته است  ودوام حملات انتحاری ونا امنی افغانستان تاثیر سوی فروانی بر آن کشور خواهد گذاشت. بسیار محتمل است که تشدید حملات انتحاری واعلامیه این گونه برای جلب توجه امریکایی هاودخالت آن کشور درحل مشکلات دو کشور باشد.