آقای کرزی! مردم را حال بنگرند نه قال را!
گر چه سخنان آقای کرزی چندان بی راهه نیست، افغانستان اگر در جغرافیای فرهنگی خود شناخته شود، حامل فرهنگ کهن و پر باری است که اندک کشور هایی دارای این مایه از پر باری است و این جغرافیای فرهنگی، بسی بزرگان اندیشه و فرهنگ را در بطن خود پرورده است. میراث داران آنان اگر بر دنیا فخر بفروشند و بر خود ببالند که نیاکان شان چنین عظیم و عزیز بوده اند جای شگفتی نیست. مولانای بلخ این مرد کم نظیر تاریخ تفکر بشریت یکی از ده ها اندیشه ورزانی است که در این کشور پرورده شده است. بو علی نیزکه اندیشه اش سر در آسمان علم و حکمت دارد از هیمن خاک بوده است هم چنان ده ها فرهیخته و فرهمندی که شمردن آن مثنوی هفتاد من کاغذ شود. اما و صد اما، با آن که هر کدام این گنجینه ها می تواند افتخار عظیمی تلقی گردد، لیکن در پهنه ی این دنیای کهن نباید هیچ کسی را دست کم گرفت و مزیت و بزرگی های دیگران را به فراموشی سپرد. هستند کشور هایی که سابقه چندانی در تاریخ بشر ندارند اما همت و تلاش و تکاپوی مردم آن کشورها، بزرگترین قله های افتخار بشریت را فتح کرده اند. چشم گشودن به این واقعیت ها این حقیقت را بر ما آشکار می کند که صرف، با گذشته زندگی نمی توان کرد و باید دید دنیا روی به کدام سوی دارد. در دنیای کنونی و در روابط سیاسی میان کشور ها بیشتر از آن که به گذشته های کشورها نگریسته شود به حال آنها می نگرند، پذیرش کشورها از سوی مجامع بین المللی به میزان پای بندی آنها به هنجارهای نوین انسانی سنجیده می شود. باورمندی به آزادی بیان و اندیشه، پاس داشت حقوق بشر و تن دادن به ساز و کار دموکراتیک برای برگزیدن حاکمان از عمده ترین هنجار های پذیرفته شده ی بین المللی است که در روابط میان کشورها نقش عمده بازی می کند. کشور پاکستان که عمر چندانی ندارد و هنوز بخش بزرگی از مردم آن کشور زندگی بدوی دارند. از مناطق مرز نشین آن بوی توحش قرون وسطی به مشام می رسد و خبر دل آزار تجاوز جنسی دسته جمعی که در وحشی ترین دوران زیست انسانی دیده نشده است هنوز در جای جای پاکستان رواج دارد. این کشور با این ویژگی ها از ما افغان هایی که تاریخ خود را قریب سال روز تولد حضرت آدم گره می زنیم! پیشتر افتاده است و برخی هنجارهای دنیای جدید را پذیرفته که ما هنوز به آن توفیق نرسیده و گردن ننهاده ایم . در پاکستان چند روز پیش انتخابات بر گزار شد. و این انتخابات از سوی قدرت های بزرگ جهان مورد تمجید و تحسین قرار گرفت و به حزب برنده انتخابات تبریک و تهنیت گفتند و این روند را سر آغاز جدیدی برای کشور پاکستان خواندند. این حادثه بزرگ در این کشور خشونت ورز و افراط پرور باید به ما این درس را بیاموزد و این پند را دهد که این طفل که هنوز بوی شیر از دهان آن می آید توانسته است دنیا را بهتر از ما بشناسد و سمت و سوی سیاست دنیا را بهتر بداند. یکی از مهم ترین هنجارهای دنیای جدید آنست که سیستم چند حزبی یک سیستم پذیرفته شده و مورد قبول در آن کشورها است. بازیگران سیاسی با هویت حزبی به میدان می آیند، و بر اساس همین قاعده بازی می کنند و مطلوب ترین قاعده شناخته شده در جهان هم همین است. در حالی این سر زمین کهن سال با فرهنگ غنی، هنوز برای به رسمیت شناختن هنجارهای سیاسی دنیای مدرن، خود را آماده نه ساخته است. علت آنست که تن دادن به سیستم چند حزبی و بازیگری بر اساس این پاردایم، با ذهنیت قبیلوی حاکمان ما در تناقض قرار دارد. حاکمانی که طعم قدرت را در ظرف و ظرفیت قومی چشیده اند نمی توانند سیستم حزبی را بپذیرند، زیرا در یک سیستم حزبی اقلیت و اکثریت از صورت سنتی و قومی خارج می شود علمیت و اهلیت و صداقت و فضایل انسانی مورد توجه قرار می گیرد اما در سیستم بسته قومی کافی است که تعصب ها تحریک شود، بر آتش احساسات دمیده گردد. آنگاه مردم به صورت گله وار از مدعی قدرت حمایت خواهد کرد و لذا سیستم حزبی برای حکومتی که مقبولیت دموکراتیک ندارد ضرر است تا سود. از این جهت است که حکومت افغانستان می کوشد سیستم حزبی به هر عنوانی در کشور رواج و رونق پیدا نکند. رئیس جمهور کرزی لابد می د اند وقتی افغانستان در یک جغرافیای گسترده ی فرهنگی شناخته می شود افتخار آمیز است. در سه صد سالی که افغانستان به عنوان یک کشور شکل گرفته است هیچ افتخاری به دنیا نیافریده و هیچ دانشمندی تربیت نه کرده است به قول یکی از رهبران جهادی ( استاد سیاف در مراسم سال روز شهادت احمد شاه مسعود) اگر چند سال جهاد را از مردم بگیرند هیچ افتخاری در تاریخ کشور نمی توان سراغ گرفت نتیجه آنست که ما افتخارات گذشته را نردبان آینده نه ساخته ایم همیشه پشت سر خود را دیده ایم و افتخار کرده ایم و از این میراث کهن سود نه برده ایم و رو به پیش نه گذاشته ایم. در حالی کمال افتخار وقتی است که با تجربه های گران سنگ بشری نیز گردن نهیم و آن را محترم بداریم و یکی از میراث های دنیای جدید رفتن به سوی انتخابات آزاد و دموکراتیک و گردن نهادن عملی به حقوق شهروندی است. لازمه پاس داشت این میراث محترم و مفخم ایجاد ساز و کار مناسب است تا زمینه شرکت همه مردم فراهم آید. اگر آقای کرزی بعد از دوازده یا سیزده سال بتواند این رویه را در پیش گیرد قانون انتخابات را محترم بدارد، آنگاه می توان گفت که بزرگان خود را درک کرده و به میراث گران بهای دنیای کنونی نیز گردن نهاده است. پاکستانی که با نگاه تحقیر آمیز بدان می نگریم این میراث را شناخته است و حداقل هایی از این میراث بشری را مراعات کرده است که امروز ممدوح کشورهای دموکراتیک قرار گرفته است.