نوازشریف وطالبان، تقابل یا تعامل؟
از ویژگی های عمده این دور انتخابات پارلمانی در آن کشور آنست که این اولین بار بعد از تشکیل پاکستان است که انتقال قدرت از طریق انتخابات آزاد و بدون دخالت اردوی آن کشور صورت می گیرد. با آن که طرفدارن نواز شریف پیروزی او را جشن گرفتند، اما ناظران سیاسی و تحلیل گران، شرایط پاکستان را دشوارتر از هر زمان دیگر می دانند و بدین باور اند که نواز شریف با دشواری های بی شماری دست و گریبان است و ممکن است این دشواری ها شهد پیروزی را در کام او به شرنگی تبدیل کند.
نخستین دشواری آقای شریف حضور قدرتمند طالبان در عرصه های سیاسی و نظامی در آن کشور است،کما این که این حضور در حین برگزاری انتخابات نیز خود را نشان داد. به رغم در خدمت گرفتن بیش از شش صد هزار نیروی امنیتی و پولیس برای تامین امنیت انتخابات، باز هم گزارش های منتشر شده حاکی از آن بود که در چندین مورد انفجار و انتحار صورت گرفت و افرادی کشته و زخمی شدند. خشونت های اعمال شده از سوی طالبان پاکستانی، نشان داد که استقرار حکومت غیر نظامی در آن کشور امر سخت دشوار می نماید. با این وصف ماه های آینده دیده خواهد شد که آقای شریف با طالبان چگونه برخورد خواهد کرد؟ ایا راه مذاکره با آن گروه را در پیش خواهد گرفت یا آن که راه مقابله و مجادله را هم چنان ادامه خواهد داد؟ آنچه که تا هنوز مسلم گشته آن است که طالبان از تهدید های منطقه ای به صورت تهدید سراسری در آن کشور تبدیل شده است و طالبان سر از فتوای ملاهای حکومتی آن کشور نیز بر تافته اند و سیاست مستقل از فتاوای علمای حکومتی را در پیش گرفته اند. طالبان در گذشته ها می کوشیدند با انفجار یا حمله به برخی مراکزی که آن را غیر اسلامی می نامیدند، قدرت خود را تبارز دهند. اما حال اعلام کرده اند که انتخابات و دموکراسی ضد اسلامی است. در زمان انتخابات شعار طالبان آن بود که با گروه های سکولار مخالف اند و نمی خواهند گروه های سکولار به قدرت دست پیدا کنند. مقابله با انتخابات سراسری در آن کشور به معنای آنست که طالبان ساحه ی نفوذ خود را گسترش داده و حکومت را در تمام نقاط آن کشور تهدید می کند.
تحلیل گران مشکلی دیگری که برای حکومت نواز شریف و حزب او بر می شمارند مشکلات اقتصادی در آن کشور است. کار شناسان و آگاهان مسایل پاکستان بدین نظراند که مشکلات اقتصادی آن کشور بدون کمک های کشورهای غربی قابل حل نیست. اقتضای به دست آوردن کمک غربی ها نیز آنست که پاکستان با شورشیان و افراط گرایان به صورت جدی مبارزه کند. حال با توجه به پیوندی که گفته می شود میان اردوی آن کشور و طالبان وجود دارد این پرسش ایجاد می شود که نواز شریف از قدرتی برخوردار خواهد بود که اردوی آن کشور را متقاعد کند تا دست از حمایت طالبان بردارد و در نتیجه رابطه پاکستان با غرب از حالت تنش آلود بیرون آید؟ البته پیام تبریک رئیس جمهور امریکا برای آقای نواز باید دلگرم کننده باشد زیرا باراک اوباما گفته است که خواستار رابطه مساوی و برادرانه میان دو کشور است. این پیام از یک سوی موقف سیاسی او را تقویت می کند از سوی دیگر به نظامیان آن کشور هشدار می دهد که قدرت های غربی حکومت غیر نظامیان را محرم تر می دارند.
مقابله یا تن دادن به خواسته های ارتش آن کشور، از دشواری های دیگر نواز شریف است. آن گونه که تحلیل گران پیش بینی کرده بودند، اردوی آن کشور تلاش داشت تا با آوردن مشرف از تبعید و تبلیغ به نفع او بتوانند قدرت ارتش را در قالب یک حکومت غیر نظامی تحکیم بخشند اما این آرزو برآورده نشد و مشرف از گردونه انتخابات حذف شد. حزب عمران خان هم که گفته می شود پیوند نزدیک با استخبارات ارتش آن کشور دارد به پیروزی نرسید. حال احزاب طرفدار ارتش قدرت تعیین کننده سیاسی را دردست ندارند. بنابر این برای حزب مشرف دشوار است که بتواند خواسته های ارتش آن کشور را برآورده کند، ممکن است حکومت نواز نیز همانند حکومت حزب مردم بدون کدام دست آوردی مهم به پایان برسد. این مشکلات در حالی فرا روی نواز شریف قرار دارد که چالش های دیگری میان پاکستان و همسایگان آن کشوز نیز وجود دارد. تحلیل گران بدین باور اند که اگر آقای شریف بتواند اردوی آن کشور را متقاعد کند که دست از حمایت طالبان در آن کشور بردارد و سیاست های منطقه ای خود را در قبال همسایگان متعادل کند، ممکن است مشکلات اقتصادی آن کشور از طریق ارتباط با همسایگان بر طرف شود و شریف به تدریج بر مشکلات فایق آید اما اگر چنانچه اردوی آن کشور خواسته های خو د را بر حکومت غیر نظامی تحمیل کند در این صورت هیچ بعید نیست که حکومت غیر نظامیان بار دیگر با چالش های عمده ی داخلی و بین المللی مواجه نشود؟