رويايي كه به واقعيت نه پيوست!
اين گونه اظهار نظر ها مي تواندچندگونه تفسير وتعبير شود.نخست اين ذهنيت را ايجاد مي كند كه روابط ميان دو كشور هم چنان پرتنش است واين گونه سخن پردازي ها بيانگر خشم حكومت افغانستان از برخورد هاي حكومت آن كشور در قبال افغانستان است. تفسير ديگري كه مي توان براين گونه تعبيرها روا داشت، آنست كه اين سخنان پيامي است براي دوستان بين المللي افغانستان كه اين همه به نعل وميخ نكوبند ومواضع خودرا در قبال كشورهاي منطقه از جمله پاكستان مشخص سازند . سخنان مسئولان وزارت خارجه ممكن است متضمن اين پيام هم باشد كه به هم پيمانان بين المللي خود مخابره كرده اند اين كه دربرخورد هاي خود جانب انصاف را در نظر گيرند وميان ظالم ومظلوم تفاوت قايل شوند وحكومت پاكستان را همانند حكومت افغانستان ننگرند وبر ان حكومت فشار بيشتر وارد آورند تا آن حكومت ونظاميان آن كشور، دست از تجاوز ومداخله گري هاي اشكار وپنهان بردارد وبه قوانين بين المللي گردن نهد و اين همه دروغ وريا به متحدان بين المللي خود تحويل ندهد.
شايد بتوان پيامي ديگري را نيز در فحواي اين كلمات به جست وجو نشست آن پيامي است كه به نشست بروكسيل فرستاده شده است كه به ابتكار وزارت خارجه ي ايالات متحده امريكا بر گزار شد. كه نيابد به صورت بي طرفانه وعاري از هيچ موضع گيري باشد ودر آن نشست به توصيه هاي اخلاق بسنده شود؛ زيرا افغانستان متحمل خسارت وتلفات بي شماري از سوي پاكستان شده است ومي شود وبايد موضع قاطع تري نسبت به حكومت ونظاميان متجاوز آن كشور در پيش گرفته شود تا دست از خباثت هاي بي شمار بردارد ومردم افغانستان را بيشتر ازاين به رنج وتعب گرفتار نكند.
به هر حال اين پيام ها را مي توان از سخنان معاون سياسي وزارت خارجه در شرايط كنوني استنباط كرد. حال نيت آن جناب چه باشد والله اعلم بالصواب!
اين كه معاون وزارت خارجه مي گويد كهاقاي كرزي اميد وار بود كه سياست حكومت پاكستان بعد از مشرف تغير كند جاي پرسش فراوان دارد ومي توان تامل ورزيد وسخنان فراوان گفت. اما نگارنده به دو نكته اشاره مي كند. نكته اول اين كه اهل سياست، بدين باوراست كه اتخاذ مواضع سياسي بايد مبتني بر واقعيت ها باشد. سياست مداري كه وقوف واشراف بر واقعيت ها داشته باشد وبر اساس شناخت خود موضع گيري كند لاجرم مواضع او صواب خواهد بود ومنافع ملي نيز تامين مي گردد .پرسش آنست كه آيا مواضع اقاي كرزي وحكومت او نيز برشناخت اين واقعيت استوار بوده است يانه؟
پاسخ منفي است؛ زيرا آروز ها واميد ها، برشناخت واقعيت ها تكيه ندارد بلكه برابهام ها استوارگشته وبنايافته است ياانكه آرزوها چه بسا چشم پوشي بر واقعيت است .هر موضع گيري سياسي بر دو واقعيت مي تواند مبتني باشد؛ يكي واقعيت هاي تاريخي، تا وقتي خلاف آن ثابت نشده است سياست مداران بنابر مصالح ملي ومنافع كشور بايد سياست هاي گذشته خودرادامه دهند تا راهي به سوي انعطاف باز شود وطرف ها از مواضع گذشته خود بگذرند. دومين موضع گيري بر واقعيت هاي حال مي تواند مبتني باشد . در هر دو حال موضع گيري حكومت افغانستان نسبت به پاكستان موضع منطقي نبوده است. وقتي بناي سياست خارجي يك كشور بر آرزو هاي شخص بنايافته باشد در نهايت به جايي مي رسد كه وزارت خارجه كشور بدان رسيده است.
نكته دومي كه مي توان بر سخنان اين مسئول وزارت خارجه وارد دانست، آنست كه سياست هاي كلي نظام كنوني بيشتر بر ظن وگمان استوار بوده است تا بر شناخت وتفكر. سياست خارجي افغانستان با پاكستان ازاين قاعده مستثنا نبوده است. اين در حالي است كه به تعداد روز هاي سال، گرد رئيس جمهور كرزي را مشاورومعاون گرفته است. علاوه بر آن نهاد هاي مصرف كننده اي بي شماري با مصارف هنگفت پول هاي حكومتي اين جا وآنجا ايجاد شده است كه با تحقيق وتتبع خودبايد مشاوران نيكويي براي وزارت خارجه كشور مي بودند اما متاسفانه يا اين مراكز توليد مناسب نداشته اند ياآن كه وزارت خارجه كشور، خودرا داناي كل مي دانسته وازاين نيرو ها استفاده نه برده است. ا وقتي از اميد واري هاي شخص كرزي سخن به ميان مي ايد به معناي آنست كه وزارت خارجه از مغز هاي متفكر وبا انديشه تهي است . وقتي شناخت واشراف براين دو واقعيت نباشد، موضع گيري ها يا داراي ابهام است يا توام با ارزو واميدهاي واهي. عدم حضور عناصر انديشمند وآگاه باعث شده است كه موضع گيري ها، شخصي، سليقه اي ويا توام با آروز هاي بي پشتوانه وشناخت باشد.همين آرزو هاي بي درك وشناخت اقاي كرزي بود كه گاه اورا در مواضع ضد خارجي وغربي قرار داده و سخناني برزبان او جاري گشته است كه در نهايت به نفع كشور تمام نه شد وامروز هم متاسفانه اين اعتراف تلخ اززبان مسئولان وزارت خارجه شنيده مي شود. اين مواضع براي مردم افغانستان تلخ ودرد آور است. هم مواضع حكومت واستخبارات پاكستان وهم مواضع وزارت خارجه ي كشور . از پاكستاني انتظاري جز اين نيست،روز نامه هاوصاحب نظران بار ها تاكيد كرده اند كه تا وقتي نظاميان تعين كننده سياست هاي پاكستان باشد مواضع آن كشور در قبال افغانستان تغير نه خواهديافت.
اما حكومت افغانستان همواره رسا نه هاي كشوررا به ديد حقارت نگريسته وبهايي لازم را به گفته ها وتحليل هاي آنها نداده است ودر نهايت موضع گيري ها به اين جا مي انجامد وخبط ذهني سياست مداران دامن مردم رانيز مي گيرد.مواضع ضد غربي اقاي كرزي بلوف هاي يي كه از رئيس جمهور بيرون تراويد در نهايت غربي هارا به مواضع پاكستان نزديك تر كرد وبه اين نتيجه رسيدند كه حكومت افغانستان قابل اتكا واعتنا نيست. به هرحال اتخاذ اين گونه موضع گيري ها، براي مردم افغانستان ازاين جهت قابل نگراني است كه حكومت افغانستان با چشم باز وبا ذهينت روشن به پاكستان ننگريسته و دورنگي ها ودوگانگي هاي حكومت پاكستان را جدي نگرفته است. آشكار هم نيست كه مواضع كنوني حكومت بر اساسي شناخت وباور است يا ان كه بر اميد وآروز هاي واهي مبتني است؟