حاشيه هاي نشست بروكسيل
. ايجاد اين دروازه مدتي
است كه به بحران جديد ميان دو كشور همسايه تبديل شده است. در حالي كه بحران هاي
مزمن تاريخي ميان دو كشور هنوز وجوددارد و گامي براي حل نهايي وقطعي آن گذاشته
نشده است. ابتكار اين نشست از سوي ايالات متحده امريكا صورت مي گيردكه به نحوي
متحد هردو كشور در منطقه است. مقامات امريكايي قبلا هم به هردو طرف توصيه كرده بودند
كه مشكلات ميان دو كشوررا ازراه مذاكره حل كنند. اما عمده مشكلي كه ميان اين سه
كشور وجود دارد آنست كه ايالات متحده امريكا منافعي براي خود تعريف مي كند كه
همكاري با هردو كشوررا براي رسيدن به آن منافع ضروري مي داند اما دو كشور همسايه
هردو به نحوي مي خواهند نقش وارتباط بيشتري با ايالات متحده امريكا داشته باشندوايالات
متحده امريكا موضع يك طرف را بيشتر از ديگر تائيد كند.. هردو كشور نيز در سال هاي
اخير به نحوي با حضور وعملكرد ايالات متحده امريكا مشكل داشته اند . حكومت افغانستان
مدعي بوده است كه نظاميان امريكا به فرهنگ مردم افغانستان احترام قايل نه بوده وهم
چنان در هدف گيري هاي نظامي ،جان مردم
ملكي افغانستان رامحترم نمي شمارد .پاكستان
ازعمليات هوا پيماهاي بدون سر نشين آمريكا سخت انتقاد كرده وآن رادخالت در امور
داخلي خود خوانده است . آنچه پرسش برا نگيز مي نمايد آنست كه آيا ميانجيگري ايالات
متحده امريكا صرف به بحران جديد دو كشور متمركز خواهد بود ياآن كه اراده اي براي
حل بحران تاريخي در ميان دو كشور نظر دوخته است ؟
اگر ديد وتمركز برآن باشد كه بحران كنوني فرو كش كند بي
ترديد،آ سردي بر اين آتش ريخته خواهدت شد وهردو طرف با توجه به موقف كنوني ازمواضع
خود عقب خواهند نشست. اما آتش درزير خاگستر باقي خواهد ماند ودر وقت ديگر ونوبت
ديگر اين آتش بر افروخته خواهد گشت. ممكن است درشرايط كنوني زمام داران هردو كشور
به فرو كش كردن بحران به صورت موقتي گردن نهند وليكن آنچه براي مردم افغانستان
مصيبت بزرگ وعمده به حساب مي ايد، آنست كه بحران كنوني لا پوشاني شود ونگاه ژرفتر
وعميق تري بهآن صورت نگيرد ودر موقعيت ديگر بار ديگر بادي بوزد خاگستررا از روي
آتش برفگند، بحران ديگري دوباره دهن باز
كند. با ور عمومي آنست كه بحران گشايش دروازه مرزي درتداوم بحران روابط ميان دو
كشور ايجاد شده است وچشم بستن به بحران تاريخي ميان دو كشور نمي تواند به حل ورفع
اين بحران كمك كند. اگرايالات متحده امريكابه عنوان متحد هردو طرف وبه عنوان هم
پيمان استراتژيك باافغانستان گام فرا پيش نهد وبا تضمين هايي مي تواند اين مشكل را
براي هميشه حل كند.
آنچه
اين بحران را ميان دو كشورر به عنوان يك اپيدمي مزمن تبديل كرده است، نبود
اراده وجرات اظهارازسوي هردو طرف بوده است.حكومت هردو طرف وقتي مي توانند به حل
نهايي ورفع بحران ميان كشور فايق آنيد كه اراده ي نيرو مند براي رفع وحل بحران
وجودداشته باشد . آنچه تا هنوز ديده نشده است داشتن اراده اي براي حل بحران ميان
دو كشور است. اگر حكومت افغانستان بپذيرد كه خط ديورند قرار دادي ميان دو كشوراست
كه از سوي حاكمان وقت به امضا رسيده است. .اين قرار داد مورد تائيد حكومت كنوني
ومردم افغانستان نيست ،با ديد عقلاني وبا توجه به منافع دو كشور مورد باز بنگري
مجدد قراردهد وقرار داد جديد با حكميت هاي بين المللي امضا شود. اما متاسفانه نه برخورد
حكومت افغانستان با اين مشكل برخورد مناسب وروز آمد بوده است. نه حكومت ونظاميان
پاكستان براي حل اين بحران تلاش ورزيده
اند.بد تر وزننده تر آنست كه نظاميان پاكستان تداوم بحران را با اقتدار ارتش آن
كشور پيوند زده است . ازآن جا يي كه نمي تواند از اقتدار خود دست بردارد از بحران آفريني نيز به همان پيمانه دست بر نمي
دارد ،از هراهرمبحران آفريني درورابط دو سود برده اند تا منافع خودرا به دستآورند
يا حفظ كنند. رويكردحكومت افغانستان نيزروز آمد ومتناسب با دنياي متمدن امروز نبوده
وهمواره با نگاه ماورايي واسطوره اي به مرز ديورند نگريسته است . تا وقتي اين بينش
وجودداشته باشد؛مرز هاي بين المللي به عنوان يك قرار داد دوطرفه نگريسته نشود، نمي توان به راه حل جامع
دست پيدا كرد. حال كه وزارت خارجه ايالات متحده امريكا اين ابتكاررا دردست گرفته
است تا بحران موجود دوميان دو كشوررا حل كند بهتر آنست كه به اختلافات عميق تر
ميان دو كشور نيز توجه صورت گيرد وراه حل جامع با توجه به منافع هردو طرف به وجود
آيد. در غير آن صورت ممكن است با اين گونه نشست هابحران ها اندك كاهش پيدا كند
هردو طرف از مواضع خود عقب نشيني كنند و ليكن بي ترديد آتش زير خاگستر باقي خواهد
ماند وراه حل نهايي به وجود نه خواهد آمد.
+ نوشته شده در چهارشنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 6:55 توسط سید مظفر دره صوفی
|