سالي كه نيكو است از بهارش پيداست
سال جديد معمولا با تبريك وتهنيت آغاز مي يابد.مقام هاي حكومتي وغير حكومتي نو شدن سال را به مردم وبه يك ديگر تبريك مي گويند. درافغانستان اما؛ تبريك وشادباش ها چندان جايي ندارد. هر سال به جاي توپ شادي صداي انتحار وانفجاراست كه سال را نومي كند، به جاي تبريك وتهنيت، تسليت وتعزيت است كه همراه با سال نو دروازه هاي خانه هاي دل مردم را مي زند.
به نظر مي رسد كه سال روان نيز سال استثنا از سال هاي گذشته نخواهد بود. در هفته هاي اخير كه هفته هاي اول سال نو است سر خط روز نامه هاوخبر گزاري هاي كشوررا نشر خبرهاي انتحاري وانفجاري وكشتار مردم بي گناه پر كرده است. خبر حمله به مركز ولايت فراه وكشته شدن بيش از پنجاه نفر از هم وطنان بي گناه وزخمي شدن تعدادي بيشتر، از جمله خبرهاي نا گواري بود كه مردم شنيدند وبرخود لرزيدندونحوست حضورخشونت ورزانه طالبان را به وضوح ديدند. اين خبرها ازروي آنتن ها بيرون نرفته بود كه خبر انفجار در ولايت زابل وبعد سوي قصد به جان والي آن ولايت سرخط مهم ترين اخبار روزقرار گرفت .
اين خبر ها عمده ترين خبر هايي بود كه در سال جديد دروازه هاي مردم را كوفت وگوش هاي مردم را نواخت ونويد نحوست سال جديد رابراي مردم آورد. اين خبرها در حالي پخش ونشرشد كه هنوز خبر رفتن آقاي كرزي به قطر وايجاد بستري براي گشايش دفتر طالبان درآن كشور نقل مجالس ومحافل رسا نه اي بود . رئيس جمهور كرزي با لحن شماتت آميز برخي گروه هاي داخلي وكشورهاي خارجي را به چوب اتهام مي بست كه بدون هماهنگي با حكومت اوبا طالبان باب گفت وشنود را گشوده ونيت آن دارند كه سررشته اين روند را از دست وتصميم حكومت خارج سازند واين تنها روزنه ي اميد را نيز ازاختيار حكومت بيرون آورندواين مجراي مشروعيت ومقبوليت را نيز ازآن خود كنند. براي اين كه اين رشته پاك ازدست نرود دريك اقدام بي سابقه وارد مسابقه شد تا با پشت سر گذاشتن رقيبان با رفيقان وارد گفت وگو شودتاآب روي بربادرفته يازده سال گذشته را به جوي بر گرداند وبه دنيا وانمود كند كه اين حكومت به رغم غوطه ور بودن در فساد وفلاكت هنوز نيم نفسي در سينه دارد ومي خواهد برادران ناراضي را در كنف حمايت خود قرار دهد ودر خفا وعلن نرد دوستي ببازدوبه صورت منتقدان بخندد وتلخي نا كامي هاي يازده سال گذشته را با شهدصلح شيرين كند. اما گويا برادران حرامي لذت خون ريزي را بر كنار آمدن با حكومت آقاي كرزي ترجيح مي دهند وسال نو را با خشونت وخون ريزي درآميختند وبه كرزي نيز نشان دادند كه آنچه خواب ديده تعبير نخواهد شد واين برادران دست از خشونت ورعونت وآدم كشي ،ددمنشي وسبك سري بر نخواهد داشت.طعم كشتار وخون ريزي براي
اين جماعت ددمنش وخون آشام بسي گواراتر ازسركشيدن شراب صلح ودوستي است .
اين رفت وآمد ها بعداظهارنظرآقاي كرزي در موردطالبان صورت گرفت. او دريك اظهارنظرمتعارف ومعمول با شبكه خبري الجزيره اعلام كرد كه حكومت او قصد از بين بردن طالبان را نداشته وخواهان ادغام طالبان به مردم افغانستان است. اومي خواهدچراغ صلح را به دخمه هاي تنگ وتاريك انديشه آن جماعت نزديك كند تا آنها را از طويله توحش بيرون آورد تادنيارا با چراغ صلح بنگرند،در ميان آدم ها جاي گيرند، به تدريج خوي آدمي بياموزند وواخلاق آدميت فرا گيرندآما؛
نكته ونظم سنايي پيش نادانان چنانك
پيش كر بر بط سراي وپيش كور آئينه دار
اين همه خير خواهي حكومت وشخص كرزي نه تنها آبي رحمتي دردل آن سنگ دلان نپاشيد كه پرسش هاي فراواني را در ميان مردم نيز بر انگيخت: اين كه اقاي كرزي با اين گفته هاوچراغ سبز نشان دادن ها درصدد تامين نياز مندي هاي حد اقلي مردم افغانستان است يا آن كه رسالت خودرادغا م طالبان در مردم مي داند؟ اگر چنانچه طالبان جامه ي توحش از تن بيرون نكردند وهمانند گرگان به درنده خويي وخون آشامي ادامه دادند آنگاه كه امر داير شود كه ميان منافع مردم وزندگي طالبان گزينش كندكدامي را بر كدامي ترجيح خواهند داد؟
آنچه تا هنوز ملموس ومشهود بوده است ودريك نگاه سطحي مي توان بدان دست يافت آنست كه سرمايه گزاري حكومت براي به دست آوردن دل طالبان به مراتب بيشتر بوده تا تامين اولي ترين نياز مندي هاي مردم افغانستان. حكومت بر اساس قانون اساسي وبر اساس اخلاق انساني، موظف است كه از حريم شهروندان خود دفاع كند وتامين امنيت آنهارا درصدر برنامه هاي خود قرار دهد ،وليكن واقعيت نشان مي دهد كه پندار كرزي پا ك دگر گونه است واو هرگز دراين گونه مقولات معقول نينديشيده وتصور مي رود كه آقاي كرزي ميان اين دو گزينه هرگزسبك وسنگين نه كرده است. او تمام هم خويش را دراين راه به كار بسته است تا برادران ناراضي خويش را راضي كند آنهم به هر قيمتي. ولو پرداخت اين قيمت به هزينه ي ازدست رفتن منافع ملي بيانجامد. برخي گمان دارند كه آقاي كرزي به آخر خط رسيده وحال همانند غريقي دست به هر حشيشي مي برد تا خودرا نجات دهد.تصورمي برد كه طالبان وبه دست آوردن دل آن گروه آن حشيش نجات بخش خواهد بود. اگر او براي خدمت به مردم كمر بسته بود .تامين منافع ملي كشوررا مي خواست اين همه آدم هاي بيماربه گرد خود فراهم نمي كرد ودست همه اين نيرو هارا در فساد انگيزي گشوده نمي داشت. او دراين ياز ده سال آن گاه كه تصور برده است به طالبان صدمه وارد مي ايد دست از پاي نشاخته وبر افروخته سخن گفته ودوستان داخلي وخارجي حكومت را به باد انتقاد گرفته است؛ اما هر زمان كه سخن از فسادونا كار آمدي حكومت در ميان آمده است بي درنگ وبدون آن كه خم به ابرو بيارود يا آن را به خارجي ها نسبت داده است ياان كه سكوت كرده است. گوياهيچ حقي ضايع نگشته وهيچ فلاكتي برمردم وارد نيامده است. اگر اونيك خواه مردم بود .مي دانست كه اين نيت باكار گزاران نا صالح وفاسد حاصيل شدني نيست وكمال دقت ورزي را در تعين وزرا وكار گزاران حكومت به كار مي بست ،خيانت كاران ، فاسدان تجاوز گران به حقوق مردم را نيك عقوبت مي كردتاوضعيت به اين آشفتگي نمي رسيد. دردنياي كنوني خوب بودن شخص مهم است اما نيك كرداري يك حكومت نيازمند ساختار نيك است كه آقاي كرزي اين بنارااز اول كج گذاشت واين بناي هم چنان كج بالا مي رود.
به هر حال سال جديد با انفجار وانتحار آغاز يافت وذهنيت عمومي آنست كه گشايشي دراين سال اتفاق نخواهد افتاد وضعيت اگر بد ترازاين نشود بهتر نخواهد شد.حكومت آقاي كرزي كه در چند سال گذشته اختلافات خود با پاكستان رابا جامه ريا پنهان داشته بود اينك آن جامه دريده است وحكومت آقاي كرزي در آغازين روز هاي اين سال با شديد ترين لحن پاكستان را مورد خطاب قرار دادوآن كشوررا متهم داشت كه با حكومت افغانستان صادقانه رفتار نكرده است. ازاين جهت است كه برخي آگاهان وضعيت كنوني را پيچيده تر از گذشته مي نگرند ودست كشورهاي پيراموني را در قضاياي افغانستان گشاده تر ازان چه است مي نگرند وبدين باورند كه آنچه حكومت آقاي كرزي اشكار كرد تازه اول راه است نه پايان. بعد ازاين بازي علني خواهد شد.
وليكن آنچه محرز وآشكار است آنست كه طالبان خشونت ورزي را يگانه راه رسيدن به مقصود مي پنداردهم چنانكه سال جديدرا با گرد وخاك انتحار آغاز كرد تا آخر اين راه راخواهدپيمود.گفته مي شود كه انتحار وانفجار امسال يك تفاوت عمده با سال هاي گذشته دارد، آن اين كه روابط افغانستان وپاكستان وارد مرحله ديگري شده است وخاك باد طالبان نيز ناشي ازفاز جديدي روابطي است كه ميان كابل واسلاماباد به ميان آمده است .