تقابل خواسته هاي مردم وحكومت
حكومت هاي دموكراتيك بر خاسته از اراده ي مردم هستند
،بايد هم خواسته هاي مشروع وقانوني مردم را پاسخ گوباشند . حكومتي كه ارزش راي
مردم رانا چيز مي شمارد يا خواسته هاي حقوقي آنان را نا ديده مي گيردوسياست هاي
خود را بر احساسات خود استوار مي سازد، يااراده مردم را در سياست هاي داخلي وخارجي
خود مد نظر قرار نمي دهد به معناي آنست كه ازراي مردم سوي استفاده كرده وآن راي را
بهانه اي براي ر سيدن به قدرت مورد سوي استفاده قرار داده است. حكومت دريك تعريف ساده، يك نهادي قراردادي است
كه به نمايندگي از مردم براي ايجاد امنيت
وثبات وتلاش براي حد اقل معيشت مردم به وجود آمده است. هر گاه اين نياز مندي هاي
اوليه ازسوي حكومت ها تامين نگردد يا حكومت اين اهداف اوليه را زير پاي بگذارند،
معناي آن اينست كه يا اهداف خويش را نشاخته ياان كه از قبول اين خواست هاي بديهي
شهروندان طفره رفته است. آن گونه كه به چشم مي آيد، حكومت افغانستان از نوع حكومت
هايي است كه درياز ده سال گذشته نخواسته
است در جهت تامين منافع مردم گام بردارد وحقوق اوليه مردم را استيفاكند.قانون
گريزي ودخالت در امور نهاد هاي مردمي وايجاد شكاف هاي مزمن وتقويت نهادهاي قومي
يكي از همان حركت هاي غير قانوني حكومت در چند سال گذشته بوده است . علاوه براين
مهم ترين خواست مردم از حكومت ايجاد ثبات وامنيت در كشور بوده كهانهم متاسفانه نه
تنها به دست نيامده وحكومت گاهي چنان عمل كرده است كه اين امر بر مردم مشتبه شده
است كه اين حكومت براي تامين منافع مردم تلاش مي كند يا آن كه مسئوليت خودرا تامين
منافع شورشيان مسلح مي داند؟ آيا براي حكومت جان شهروندان كشور در اولويت قرار دارد
يا حفظ جان طالبان از اهميت واولوت برخوردار است ؟ دراخرين اظهارنظر هايي كه از
سوي رئيس جمهور كرزي با شبكه ي خبري الجزيره صورت گرفته او گفته است كه هدف حكومت از بين بردن طالبان نيست بلكه
او خواستار ادغام آنها در ساختار جامعه ي افغانستان است. اين گفته ها در حالي
ابراز مي گردد كه هفته ي گذشته در يك حمله وحشيانه در مركز ولايت فراه بيش از
پنجاه تن از هم وطنان بي گناه ما به خاك وخون كشيده شدند. اما حكومت اقاي كرزي به
محكوميت آن بسنده كرد وهيچ تلاشي رادراين جهت به كار نبست تا از حملات اين چنيني
جلو گيري شو.د تا حمله انتحاري ديگر درولايت زابل به وقوع پيوست. اظهار نظر ها يي
ازاين دست وهم نحوه عملكرد حكومت وهم چنان هزينه هاي گزافي كه دراين راه متحمل مي
شود بيانگر آنست كه حكومت ديد استژاتژيك به جنگ وصلح در افغانستان ندارد بلكه مي
كوشد تا طالبان مسلح را به گرد وگردونه ي حكومت فراهم دآورد . حكومت مي تواند با دورويكرد با طالبان مواجه
شود. يكي آنست ايجاد امنيت وثبات در كشور رااز
راهبرد هاي خود بداند ،تمام هزينه هاي مادي وانساني خودرا به كار بند دتا اين
راهبرد تحقق يابد. ممكن است دراين راهبرد به قيمت از بين رفتن طالبان بيانجامد اما
مهم مردم افغانستان است كه به حد اقل امنيت دست پيداكند وزندگي در خور يك انسان
اين عصر داشته باشد . اما دريك ديد ديگر، جذب طالبان هدف قرار مي گيرد وهرراهي كه
پيموده مي شود به واقعيت رسيدن اين راهبرد است. دراين صورت ايجاد امنيت مهم ترين هدف شمرده نمي شود . آنچه
تا هنوز محرز شده است آنست كه هدف حكومت از ياد بردن كار ويژه خود به عنوان تامين
كننده امنيت در كشور است وحكومت افغانستان تلاش ورزيده تا به هدف جذب طالبان دست
پيدا كند وجان آن هارا از خطر رهايي بخشد . اگر آقاي كرزي با شديد ترين لحن خارجي
هارا مورد خطاب عتاب آلود خود قرار داده است؛ به معناي مردم دوستي او نيست بلكه
درراستاي راهبرد دوم خود عمل كرده وعمليات نيرو هاي خارجي را مخالف طالبان پنداشته
است ومواضع ضد طالبان نيرو هاي خارجي اورا واداشته تا آن گونه موضع تند اتخاذ كند
واشتباهات آنهار ا ضريب چند كند وبه خورد رسا نه هاي داخلي وخارجي دهد. نهادهايي
كه به عنوان نهاد هاي صلح نيز به وجود آمده اند،كار كردي جز مصارف هنگفت پول
نداشته وپيش ازآن كه براي تامين صلح تلاش كرده باشند برا ي انباشتن جيب هاي خود
وبراي تامين جاني طالبان مسلح تلاش ورزيده اند.درمجموع بعد ازيازده سال، امروز
مردم افغانستان نمي دانند كه راهبرد اين حكومت چيست وبراي چه چيزي تلاش مي كند وتا
هنوز چه چيزي به دست آورده است؟
هرروز كه مي گذرد ابهامي بر ابهام افزوه مي
شود. ابعاد نا كامي وناكار آمدي ومواضع غير عقلاني حكومت بيشتر آشكار مي شوود سر
در گمي ؤاشفتگي مردم از دست اين حكومت بيش از پيش خودرا نشان مي دهد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۲ ساعت 19:30 توسط سید مظفر دره صوفی
|